كسي كه داشت تو را سود بي‌زيان دارد

هر آنكه نرگس مست به باغ جان دارد/

به شاخسار وجودش تو نغمه‌خوان دارد/

به روي خوب تو شد ديدگان شعبان باز/

به يُمن روي تو اين ماه قدرشان دارد/

ستاره مي‌دمد از صورت چنان ماهت/

ز دامني كه در آن مهر مهربان دارد/

به انتظار تو اي پيك خوش‌خبر شب و روز/

نگر كه باد صبا زلف گل‌فشان دارد/

بيا كه نبض زمان مي‌تپد به سينه مرا/

به اعتبار دهاني كه الآمان دارد/

تمام عمر شريفش به خرّمي گذرد/

دلي كه عشق تو يا صاحب‌الزمان دارد/

ز كوچه‌هاي سحرگاهي گل و ريحان/

كه عطر نام تو اي دوست تازه جان دارد/

كسي ز داغ دل ماست با خبر در عمر/

كه از فراق رخت اشك ارغوان دارد/

ز گلّه گرچه شباهت زدند مردم را/

حصاري اين رمه را ديده شبان دارد/

هميشه كشور ايران مصون ز مشكل‌هاست/

چرا كه همچو تو مهدي پاسبان دارد/

زمين شعائر مهر تو مهربان نكند/

كه پاس حرمت تو ماه آسمان دارد/

به ناله‌هاي نفس‌ خستگان منتظران/

قسم ز ظهور تو را قلب شادمان دارد/

به آرزوي تو عمر گذشت و مي‌گويم/

كسي كه داشت تو را سود بي‌زيان دارد/

اگر چه لانه عنقا ز ديده پنهان است/

به قاف مهر تو اي دوست آشيان دارد /

«عباس عنقا»

وقتی فتنه‌گران برای خود فرش قرمز پهن می‌کنند/ دو راهی"اقرار به دروغ تقلب و محکومیت فتنه"یا"سناریوی ج

استارت فعالیت‌های انتخاباتی جریان فتنه را چندی قبل محمد خاتمی زد که با بیان آنچه "شرط  حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات" نامید، به دنبال پیش‎دستی در فعالیت‌های انتخاباتی بود.
 
به گزارش رجانیوز، این اقدام اگرچه با انتقاد بخشی از جریان فتنه روبرو شد و او را تا مرز خیانت به این جریان نیز پیش برد اما عمدتاً طیف هیجانی و جوان‌تر فتنه این نوع واکنش را برگزیدند و در یک سطح بالاتر، این برخوردها (مانند اظهارات مجتبی واحدی) در راستای پروژه در راستای پروژه پاس‌کاری "خاتمی و تندروها" کاملاً هماهنگ شده بود.
 
خاتمی و بخش‌هایی از جریان فتنه معتقدند که حضور نیافتن در انتخابات مجلس به‌عنوان حذف کامل از صحنه سیاسی کشور است و بنابراین، باید زمینه را برای ورود به‌طوری آماده کرد که بیشترین امتیاز از نظام گرفته و کمترین امتیاز داده شود.
 
وی و همفکرانش البته یک توهم و سوء تفاهم نیز دارند و می‌گویند در اثر اتفاق‌های اخیر نظام نیازمند حضور اصلاح‌طلبان است و در این زمینه حاضر است امتیاز بدهد. اگرچه برخی از اعضای این جریان پس از واکنش‌های قاطع نظیر اظهارات فرمانده سپاه، با خاتمی دچار اختلاف نظر شده و گفته‌اند که در این زمینه دچار اشتباه محاسباتی شده‌ایم.
 
در عین حال، برخی از اعضای داخلی جریان فتنه در روند عادی سازی بازگشت خود و سناریوی "امتیازگیری حداکثری و امتیازدهی حداقلی" بحث "شرط گذاری" و حتی فراتر از آن، تعبیر کردن از شروط به "حق" را برای حضور در فرآیند انتخابات مطرح و از موضع طلبکارانه به‌گونه‌ای القا می‌کنند که گویا همه منتظر بازگشت آن‌ها هستند و برایشان فرش قرمز پهن کرده‌اند.
 
در این زمینه، روز گذشته سید هادی خامنه‌ای یک گام به پیش آمده و حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات را یک "حق" نامید و گفت: «اگر فرصت رقابت برای انتخابات مساوی باشد، می توان در این مورد اظهار نظر کرد و در وضعیتی که فرصت‌ها برای گقتن، پاسخ دادن به اتهامات و بیان نظرات و اندیشه‌ها و انتقادات برابر و عادلانه باشد و بیان نظریات و انتقادات، مصون از عواقب امنیتی و قضایی و محدودیت‌های دیگر باشد، می‌توان شرایط مناسب برای برگزاری انتخابات را پیش‌بینی کرد.»
 
وی همچنین بدون اشاره به جنایات فتنه‌گران مدعی شد: «در سال‌های اخیر چندین هزار ساعت علیه جریان اصلاح‌طلبی سخن پراکنی شده و تهمت‌های شگفت‌انگیزی به اصلاح‌طلبان و منتقدان زده شده، ولی هیچ گاه مجال پاسخ گویی به آنها ایجاد نشده است. با این حال چگونه می‌توان انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند و تن به چنین رقابتی بدهند.»
 
این اظهارات درحالی بیان شده که اقدامات این طیف در جریان فتنه تا اندازه‌ای خیانتکارانه و بر مخالف مصالح عمومی بود که مردم در مقاطع مختلف به ویژه در راهپیمایی 9 دی 88، صراحتا حذف این جریان از عرصه سیاسی کشور را مطالبه کردند و بازگشت احتمالی آنان و پذیرش حضور مجدد در عرصه فعالیت‌های سیاسی را منوط به عذرخواهی و اعلام مرزبندی شفاف با جریان‎های برانداز و بیگانه دانستند.
 
واکنش انقلابی مردم به حضور سران فتنه در اماکن عمومی و استقبال از قطع ارتباطات آنان نیز یکی از نمودهای دیگر طرد این جریان از سوی افکار عمومی است.
 
از سوی دیگر، تجربه انتخابات مجلس هشتم نیز نشان می‌دهد، در همین شهر تهران، دو لیست کامل به نام خاتمی و کروبی منتشر شد اما علی‌رغم تبلیغات فراوان و تشکیل ستادهای متعدد، این جریان با ناکامی مطلق مواجه شد.
 
اگرچه هیاهوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای جریان فتنه در هفته‌های اخیر اوج گرفته و با رفع توقیف تعدادی از نشریات این جریان -روزنامه اعتماد و هفته‌نامه شهروند امروز- بر دامنه فعالیت‌های رسانه‌ای و سیاسی آنان افزوده شده اما اجماع کاملی در مجموعه نظام وجود دارد که تا قبل از اعلام موضع صریح متعلقین به این طیف در قبال فتنه و محکوم کردن صریح آن، امکان فعالیت انتخاباتی آنان وجود ندارد.
 
در این زمینه همچنین استدلال می‌شود که چون این جریان در انتخابات ریاست جمهوری دهم به ساختارهای قانونی و لوازم انتخابات پایبند نماند و به‌دنبال شکست، مدعی تقلب در انتخابات شد، در حال حاضر باید اقرار کند که در سال 88 به مردم دروغ گفته و بی‌جهت با طرح "دروغ تقلب"، موجب هتک حیثیت نظام شده است و اکنون با اذعان به این مسئله قصد فعالیت سیاسی در چارچوب‌های قانونی را دارند و در ضمن تعهد کنند که دیگر اقدام‌های قبلی را تکرار نکنند.
 
در غیر این‌صورت، اصرار بر بازگشت به رقابت سیاسی در چارچوب ساختارهایی که آن‌ها نظام را بر همین اساس متهم کرده بودند، به معنای این است که این جریان بار دیگر پروژه آشوب را در دستور دارد و در عین حال، اساس کار خود را بر دروغ قرار داده است.
 
از سوی دیگر، حتی با اعلام برائت از سران فتنه نیز -مانند اقدامی که مصطفی کواکبیان و برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس انجام دادند- باز هم فرش قرمزی برای حضور آنان در انتخابات مجلس پهن نیست و مردم نشان داده‌اند که دیگر علاقه‌ای به مباحثات و مجادلات بیهوده سیاسی ندارند و به کسانی رای می‌دهند که به دنبال افزایش و ارتقای مناسبات زندگی اجتماعی خود باشند.
 
به نظر می‌رسد اقدامات رسانه‌ای اخیر و فعالیت‌های تبلیغاتی اصلاح‌طلبان که در هفته‌های اخیر به شدت پررنگ شده، بیشتر از آنکه بر پایه معادلات سیاسی و فعالیت‌های حزبی باشد، نوعی بازیابی و احیای پروژه "فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا" است که به دنبال فضاسازی روانی برای احیای مجدد اصلاحات پس از فتنه 88 است.

دانشجو از دانشگاه خلیج فارس اخراج موقت شدند














درخواست بيش از صد نفر از دانشجويان دانشگاه خليج فارس بوشهر از رييس اين دانشگاه براي برگزاري جلسه

پرسش و پاسخ با اخراج موقت 12 نفر از اين دانشجويان پاسخ داده شد.

به گزارش رجانيوز از بوشهر، جمعي از دانشجويان دانشگاه خليج فارس با مشاهده برخي از مشكلات در

نامه اي از رييس اين دانشگاه خواستند تا با برگزاري جلسه اي پاسخگوي ابهامات آنها باشد كه بعد از گذشت

چند ماه از اين درخواست هيچ پاسخي از سوي رييس اين دانشگاه دريافت نكردند.

به دنبال آن، اين دانشجويان براي پيگيري مطالبات خود اقدام به برپايي تحصن كردند اما با درخواست امام جمعه

بوشهر در ظرف کمتر از یک روز تحصن خود پايان دادند.

ابهامات این دانشجویان عمدتاً در مورد مسائل صنفی و نحوه مدیریت این دانشگاه از جمله به‌کارگیری برخی

افراد در رده‌های مدیریتی و مشکلات خوابگاه دختران بوده است.

اما در پی پایان تحصن، تعدادي از دانشجويان در روز سوم خرداد ماه به كميته انضباطي احضار شده و به اتهام

برگزاري اين تحصن، بر اساس حکمی که روز شنبه به آن‌ها اعلام شد، به یک ترم اخراج موقت محکوم شدند.

مطابق حکم بدوی کمیته انضباطی دانشگاه خلیج فارس علیه دانشجویان متحصن، این افراد به یک ترم اخراج از

دانشگاه با احتساب سنوات محکوم و این حکم مانع از ادامه تحصیل دو تن از دانشجویان در مقطع ارشد شده است.

گفتني است كه اتهامات وارده بر تمامی این افراد یکسان بوده و در مورد حرکت دانشجویان دانشگاه در سازمان

مرکزی در اعتراض به پاسخگو نبودن ریاست دانشگاه و مجموعه تحت امر وی در طول دوره پنج ساله ریاست است.

برخورد با دانشجویان متدین دانشگاه، در حالی صورت است که برخی از عناصر منحرف و معلوم الحال دانشگاه

به راحتي در اين دانشگاه مشغول به فعاليت هاي انحرافي خود ادامه مي دهند.

جالب اينجاست كه مسئولين دانشگاه برخوردي با عوامل تحصن سياسي سال 88 این دانشگاه كه در آستانه

انتخابات و یک هفته قبل از حضور یکی از سران فتنه به این دانشگاه برگزار شد، نکردند و همچنین تاکنون

دانشجوی سابقه داری که ماه گذشته دبیر جامعه اسلامی دانشجویان خلیج فارس را به دلیل تذکر لسانی

مورد ضرب و شتم شدید قرار داد، به کمیته انضباطی احضار نشده است.

اسامی و سوابق این دانشجویان به شرح زیر است:

1- عباس حاجی حسینی مسئول سابق بسیج دانشجویی و نویسنده نشریات دانشجویی

2- عباس عالی زاده عضو کمیسیون تشکیلات دفترمرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان کشور و

مسئول سابق کانون مطالبات بسیج دانشجویی

3- مجید زارعی مسئول اسبق هیات محبین اهل بیت (ع) و نویسنده نشریات دانشجویی

4- احمد کرمی نژاد مدیرمسئول هفته نامه دانشجویی سرخط وابسته به بسیج دانشجویی (نشریه برگزیده

هفتمین جشنواره نشریات دانشجویی کشور)

5- مجتبی محمدیان دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس

6- مهدی مقدسی عضو سابق شورای مرکزی کانون قرآن و عترت(ع) اداره امور فرهنگی و دبیر سابق

سیاسی بسیج دانشجویی

7- مهدی طاهری عضو سابق شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس

8- محسن عبدالهی مسئول سابق بازرسی بسیج دانشجویی، فعال سیاسی دانشگاه

9- میثم جوکار مسئول سابق کانون بصیرت و زمان آگاهی بسیج دانشجویی، عضو کانون طرح ولایت استان

10- عبد الحمید سراجی دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس

11- محمد حسین عظیمی مدیر مسئول نشریه ویترین وابسته به بسیج دانشجویی و مسئول اسبق

کانون بیداری اسلامی

12- علیرضا طاهریان مسئول سابق هیات محبین اهل بیت(ع)

نامه يك فرزند شهيد به پدرش


 در اين نامه آمده است: باباجان من و سوده دلمان برايت تنگ شده است.زودتر دشمنان را بكش و پيش ما بيا و ما را بيرون ببر زيرا از وقتي كه شما به جبهه رفتيد مامان ما را هيچ جا نبرده. شهيد محمد اصغريخواه، فرمانده گردان كميل لشكر قدس گيلان بود كه در 9 فروردين ماه 1367 در عمليات والفجر 10 به شهادت رسيد. همسرش در خاطراتي كه از اين شهيد بيان مي كند، آورده است: توي صحبت هاي مقدماتي قبل از ازدواج قول پنج سال زندگي رو بيشتر به من نداده بود. اواخر كه به شش سال رسيده بود به رُخ مي كشيد و مي گفت: « خلف وعده كردم. (كول دار بون آغوز پيداودي) يعني زير درختي بي ثمر، گردو پيدا كردي.» ثمره اين ازدواج دوفرزند به نام هاي «سجاد و سوده» است كه يقيننا در حال حاضر به يك زن و مرد كامل تبديل شده اند. حضور پدر در صحنه هاي نبرد باعث شده بود كه كودكان دلشان براي بابا بيشتر تنگ بشود و برايش نامه بنويسند. اين خطوط سطرهاي از نامه آقا سجاد به پدرش است كه با دست خط خود آن را نوشته است. يكي از همرزمان شهيد اصغريخواه مي گويد: « براي اولين بار بود كه پسرش براش نامه نوشته بود. با افتخار نامه رو مي خوند و به ماها كه مجرد بوديم مي گفت: "شما ها چه مي دونيد متاهل بودن يعني چي؟ ببينيد پسرم برام چي نوشته؟ " او چندين بار نامه رو خوند و گريه كرد. * متن نامه سجاد به پدرش: به نام خدا خدمت پدر بزرگوارم سلام اميدوارم كه حالتان خوب باشد. باباجان من و سوده دلمان برايت تنگ شده است. زودتر دشمنان را بكش و پيش ما بيا و ما را بيرون ببر زيرا از وقتي كه شما به جبهه رفتيد مامان ما را هيچ جا نبرده. من هميشه به مدرسه و سوده به كودكستان مي رود. ما هميشه سفارش شما را به ياد مي آوريم. باباجان من به شما قول مي دهم كه پسر خوبي و مانند شما دلير باشم و نمرات خوب بگيرم. خدانگهدار شما پسرت سجاد

امام(ره) هيچ‌گاه نفرمودند سپاه در عرصه سياست دخالت نكند

آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي، نماينده مردم خراسان رضوي در مجلس خبرگان رهبري و امام جمعه مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس به نامه توهين‌آميز محمدرضا خاتمي به سردار جعفري اشاره كرد و اظهار داشت: افرادي نظير محمدرضا خاتمي از اول انقلاب همواره در مقاطع سياسي خود از امام(ره) مايه گذاشتند و در حال حاضر نيز به سجيه باطله خود ادامه داده و با فتنه‌گري از امام(ره) و منويات ايشان به نفع خود سوء‌استفاده مي‌كنند.

وي تصريح كرد: بنده 3 سال پيش در جمع بسيجيان اين موضوع را مطرح كردم كه بسيج بايد در عرصه سياسي حضور داشته باشد كه در همان زمان سيد حسن خميني به بنده تلفن كرده گفت: اين سخن شما خلاف سخنان امام(ره) است. و آقاي انصاري نيز همين مطلب را به بنده گفتند؛ كه من نيز در همان زمان جوابشان را دادم.


عضو مجلس خبرگان رهبري افزود: امام(ره) فرموده‌اند: "نيروهاي نظامي اعم از ارتش و سپاه نبايد در احزاب سياسي و بحث انتخابات دخالت كنند " اما از بسيج نامي برده نشده است؛ امام(ره) در وصيت‌نامه خود اظهار مي‌كنند: "فرزندان بسيجي من اجازه ندهيد نااهل‌ها در انقلاب نفوذ كنند ".


وي ادامه داد: چگونه مي‌توان وارد سياست نشد اما جلوي نااهل‌ها را گرفت؟ رسالت سپاه و بسيج پاسداري از انقلاب است و نمي‌توان بدون ورود به عرصه سياست از نظام دفاع كرد؛ امام(ره) هيچ‌گاه نفرموده‌اند كه سپاه در عرصه سياست دخالت نكند بلكه ايشان فرمودند كه در احزاب سياسي و مقوله انتخابات وارد نشود و طرفدار كانديداي خاصي نباشد و اين موضوع در صحيفه امام(ره) موجود است.


آيت‌الله علم‌الهدي با بيان اينكه متأسفانه برخي از فتنه‌گرها از نسبت فاميلي خود با امام(ره) براي رسيدن به اهداف سياسي خود مايه مي‌گذارند، تصريح كرد: درست است كه محمدرضا خاتمي داماد آقاي اشراقي است اما مردم ما كور و كر نيستند و بعد از فتنه 88 همه چيز براي آنها روشن شد.


وي با تأكيد بر اينكه مردم وابستگي فاميلي با امام راحل را مبنا قرار نمي‌دهند، گفت: وابستگان امام(ره) تا زماني كه دنباله‌روي انديشه‌هاي امام خميني(ره) باشند، براي مردم محترم هستند.

بيانيه بسيج دانشجويي 8 دانشگاه تهران: دولت هر چه سريع‌تر اجراي كارشناسانه

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي تهران، صنعتي شريف، صنعتي اميركبير، خواجه نصيرالدين طوسي، علم‌و‌صنعت، امام‌صادق(ع)، علامه‌طباطبايي، شهيد بهشتي با صدور بيانيه‌اي از اسلامي‌شدن دانشگاه‌ها و تداوم راه انقلاب فرهنگي حمايت كردند.

متن كامل اين بيانيه به شرح ذيل است:

تاريخچه دانشگاه گوياي اين نكته است كه براي كشور متمدن و اسلامي ايران يك پديده وارداتي است. از طرفي وارد شدن اين پديده مصادف بوده است با دوره عدم استقلال و غربزدگي تحت‌ ظلّ ديكتاتوري رضاخاني. طبيعي است كه چنان حكومتي و طبقه تاريك‌ فكران غربزده شكل‌گرفته آن‌ زمان كوچك‌ترين دغدغه‌اي نداشتند كه ورود اين پديده چه پيامدهايي براي فرهنگ و استقلال جامعه اسلامي ايران خواهد داشت. خصوصاً كه آن حكومت دست‌نشانده و طبقه تاريك‌فكران، غرب را به مثابه آرمان‌شهري يافته بودند كه هر آنچه بگويد و بسازد بي‌كم و كاست رمز نجات بشريت است.

پس از آنكه غربي‌ها از الگوهاي تاريخي مسلمين در زمينه آموزش بهره بردند و با هضم آن در فرهنگ خويش دانشگاهي ساخته و به جامعه مسلمين صادر كردند، متأسفانه طبقه نخبگان و حاكمان جامعه مسلمين با اين پديده وارداتي برخوردي خنثي كرده و به فكر بازطراحي و بومي‌سازي آن مطابق با شرايط اجتماعي و فرهنگي خويش نيافتادند. و اي ‌بسا تاريك‌فكران خائن خود نيز به آثار مخرب تمدني و فرهنگي دانشگاه وارداتي آگاه بودند و تعمداً و براي وابسته ‌كردن كشور و از بين بردن فرهنگ اصيل اسلامي - ايراني زمينه‌ساز ورود بي‌انديشه دانشگاه به كشورمان شدند.

اين تاريخچه را بيان ‌كرديم كه بگوييم مسئله امروز جامعه ما براي بازطراحي دانشگاه متناسب با فرهنگ و تمدن اصيل اسلامي - ايراني در واقع مسئله توليد شده در اين روزها و سال‌ها نيست بلكه قدمتي به اندازه ورود دانشگاه به اين كشور دارد.

يكي از آسيب‌هاي جدي ساليان گذشته كه البته از يك منظر هم مسير تجربه‌اندوزي اصحاب انقلاب بوده است همين است كه با اسلامي شدن دانشگاه‌ها بسيار سطحي برخورد شده و تلاش براي آن محدود شده است به جابجا كردن يك‌سري بودجه و ايجاد يك‌سري نهاد و محكوم‌كردن يك‌سري حركت و انجام طرح‌هاي فرهنگي كليشه‌اي مانند همايش‌هاي عريض و طويل و بي‌فايده و البته برخي از اقدامات صورت گرفته در اين سال‌ها خوب اما ناكافي و درمان‌هاي غيرريشه‌اي اين مسئله بوده است.

به‌اندازه كافي در اين ساليان با مقوله اسلامي شدن دانشگاه برخورد شعاري شده است كه ديگر با خيالي آسوده اما نگران از آينده بگوييم آقايان و خانم‌هاي نخبه، عالم، فاضل، جنابان مسئول دولتي و حكومتي، اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي ديگر وقت براي چاره‌انديشي عملياتي براي اسلامي شدن دانشگاه‌ها فرا رسيده است.

خوشبختانه در اين سال‌ها ديگر صداي دشمن از درون وزارتخانه‌هاي حكومت اسلامي شنيده نمي‌شود، ديگر اين نگراني وجود ندارد كه مسئولان دولتي خود از تاريك‌فكران شيفته غربند و اساساً صورت مسئله را قبول ندارند كه چاره‌اي براي آن بينديشند، ديگر فضاي جامعه اين‌گونه نيست كه نخبه‌اي حزب‌اللهي بخواهد در راستاي حقيقت نظريه‌پردازي كند و فضاي غالب رسانه‌اي غربزده همراه با مسئولان دولتي پا بر گلويش بگذارند و فشار بياورند كه نكند صداي حق از حلقوم مظلومان به گوش كسي برسد.

امروز بهانه آوردن براي طفره‌ از انجام وظيفه امري نابخشودني است. چه كسي است كه ناكارآمدي دانشگاه براي توليد محصول متناسب با نيازهاي جامعه و مستقل‌كردن كشور را نبيند؟ كيست كه خيل عظيم فارغ‌التحصيلان دانشگاه براي جامعه را نبيند كه يا در فكر حل مسائل غربي‌ها و به قول خود حركت در مرزهاي دانش‌اند! يا اگر هم درد مملكت و دين خود را دارند به واقع توانمندي و دانش خاصي را در دانشگاه و از نظام آموزشي آن ياد نگرفته‌اند كه بتوانند در جامعه با مختصات ايران اسلامي پياده كنند؟ چه كسي است كه با پيامدهاي نامتناسب تربيتي دانشگاه‌هاي موجود براي فرزندان معصوم مردم ناآشنا باشد؟ كيست كه نداند گسترش بي‌تأمل دانشگاه‌ها و رشد قارچ‌گونه آن‌ها خصوصاً از مدل غيرآزاد و غيراسلاميش چه تبعات اسف‌بار فرهنگي براي شهرها و روستاهاي دور و نزديك كشورمان داشته است؟ اما واقعيتي كه زيرپوست دانشگاه وجود دارد غير از اين ظاهر نامناسب است، امروز تعداد دانشجويان انقلابي و پاكي كه وارد دانشگاه‌ها مي‌شوند، يا تعداد اساتيد مذهبي كم نيستند، از همين دانشگاه شهيد شهرياري و علي‌محمدي تقديم جامعه علمي انقلاب مي‌شود و هزاران شهرياري ديگر كه اين جو مسموم غالب مانع است تا جامعه پيش از شهادت آنان را بشناسد و از مواهب دانش‌شان بهره برد.

الحمدالله اين روزها وزير ارزشي و مكتبي علوم سخنان ارزنده‌اي بيان كردند كه حاكي از شناخت مسئله نياز دانشگاه به اصلاحات اساسي و عزم راسخشان براي اين مهم بود. اسلامي شدن دانشگاه شعار و هدفي است كه بسيار زودتر مي‌بايست در سرلوحه تغييرات قرار مي‌گرفت.
بي‌ترديد برآورده كردن اهداف انقلاب فرهنگي بدون اسلامي شدن هر چهار بعد دانشگاه يعني متون، اساتيد، قوانين و دانشجويان ممكن نخواهد شد كه براي هر كدام از اين موارد نيز برنامه‌هايي اعلام و اجرا شده است كه عليرغم صداقت مسئولان كافي نبوده و نيست. يكي از اجزاي بعد فرهنگي آن ضرورت ايجاد فضاي آموزشي غيرمختلط است. اين ضرورت به قدري آشكار است كه نيازي به برهان و استدلال ندارد و از فتاواي مراجع معظم تقليد نيز بر مي‌آيد كه اين موضوع از مسلّمات ديني است. واقعاً همان‌طور كه معلم قرآني عزيز و محترممان حجت‌الاسلام قرائتي فرمودند مسخره نيست كه در مدارس نظام آموزشي غيرمختلط داريم اما وقتي جوان اين مملكت به اوج حساسيت و شكوفايي غريزه جنسي كه مي‌رسد او را وارد محيط مختلط آموزشي مي‌كنيم؟ اگر مسئله تبعيض و كيفيت نظام آموزشي براي دختران و پسران مطرح شود چگونه است كه اين مسئله در فضاي غيرمختلط مدارس مطرح نيست؟ مسلماً با طرح‌هاي كارشناسي و بررسي اقتضائات مي‌توان تدبيري كرد كه دانشگاه‌هاي با كيفيت مجزا براي هر 2 جنس مذكر و مؤنث شكل بگيرد.

خطاب به آنهايي كه منافقانه مشكلات اجرايي را مطرح مي‌كنند مي‌گوييم به چه دليلي لااقل تأسيس و صدور مجوز براي دانشگاه‌هاي جديد به صورت تك‌جنسيتي صورت نمي‌پذيرد؟ يا چه مشكلي پيش مي‌آيد اگر دانشگاه‌ها از سال آينده ورودي‌هايشان را به صورت تك‌جنسيتي پذيرش كنند كه طي اين روند به تدريج در طي ساليان دانشگاه‌ها تك‌جنسيتي شوند؟ و در آن صورت نيازي هم به طرح‌هاي مبتذل و بي‌معني مثل جدا كردن كلاس‌ها يا 2 رديفه كردن آن‌ها و هزينه‌هاي اضافي آن‌ها نخواهد بود. اساساً ضرورت اختلاط چيست كه بعضي آن را امري انكارناپذير مي‌پندارند؟ خطاب به آناني كه مي‌گويند به هرحال همه پسران و دختران روزي وارد جامعه مي‌شوند و چه تفاوتي دارد كه اين در دانشگاه باشد يا پس از آن مي‌گوييم بديهي است كه هيچ عقل سليمي نمي‌پذيرد كه در اوج سنين جواني، كه زمان علم‌آموزي، تهذيب و خودساختگي و آماده شدن جوان براي پذيرش مسئوليت‌هاي بزرگ كشوري است شما با ايجاد يك محيط مختلط انگيزه و نيروي او را به جاي تمركز بر آن مسائل و مهارت‌هاي اساسي به سمت رقابت‌هاي كاذب و خودآرايي‌ها و ارتباطات بي‌قيد و بي‌سرانجام و... بكشانيد. اما اگر همين جوان پس از تشكيل خانواده و ورود جدي به عرصه زندگي و محيط شغلي وارد محيط مختلط شود طبيعتاً اين انحرافات به‌ حداقل كاهش مي‌يابد.

اين همه را گفتيم كه بيان كنيم ضرورت عدم اختلاط در محيط آموزشي بديهي است اما بدان معنا نيست كه بتوان منكر نياز وجود طرح‌هاي كارشناسانه و هوشمندانه براي پياده‌سازي آن شد. به‌علاوه عدم اختلاط در محيط آموزشي تنها بخشي از طرح اسلامي‌سازي دانشگاه‌هاست كه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز هست. از دولت خدمتگزار و انقلابي نيز انتظار داريم به جاي متوقف كردن طرح، هر چه سريع‌تر اجراي عالمانه و كارشناسانه آن را آغاز كنند چرا كه هر چند اين بخش كوچكي از اسلامي شدن دانشگاه است اما ضروري، بسيار با اهميت و آينده‌ساز است. بسيج دانشجويي اين فرصت تاريخي براي حركت به سوي اسلامي ‌شدن دانشگاه را غنيمت مي‌شمرد و آمادگي خود را براي ايجاد عقبه كارشناسي اين مقوله مهم اعلام مي‌دارد.

دانشجويان بسيجي اين ضرورت تاريخي و تمدني و وظيفه خويش را به‌ خوبي شناخته‌اند، اكنون نوبت نخبگان و مسئولان است كه بر ترس‌ها شجاعانه غلبه كنند و با رفع شبهات موجود از خويش و در پاي اين رسالت تمدني خود محكم بايستند و با عزمي راسخ و توكل بر خدا براي اجرايي شدن اين مهم، گام‌هايي جدي و كارشناسانه بردارند. مسلماً دشمن از اجراي اين طرح ضربه سنگيني مي‌خورد چرا كه اميد و تلاش دشمن همواره در عرصه تهاجم فرهنگي بهره بردن از خلأهاي فرهنگي موجود در دانشگاه‌ها بوده است و بي‌شك بايد منتظر هوچي‌گري بي مبناي عده‌اي در داخل و خارج از كشور باشيم.

ما فرزندان انقلاب در مسير اسلامي شدن سيرت و صورت دانشگاه‌ها محكم و استوار ايستاده‌ايم و قطعاً كساني تا انتهاي اين مسير با ما خواهند بود كه به وعده خدا ايمان داشته باشند.

ماجرایی جالب از زبان محافظ رهبر انقلاب؛ کریسمس با آقا در خانه یک شهید ارمنی

دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده معظم شهدا از دورانی که ایشان، اوایل جنگ نمایندة امام در وزارت دفاع بود، یعنی معاون شهید «چمران» بود، شروع شد.

به گزارش مشرق به نقل از امتداد، امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردند و هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد.

تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند. حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد. بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند كه آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم. بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد. این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شيعه، چه سني، چه مسيحي و... صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند.

کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند.

کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم. برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم. موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم.

خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو. کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما. گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟

من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه. دخترها گفتند: چه شد؟ گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید. تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که بايد كنار در مي‌ايستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم. گفتم: بفرمایید. گفت شما؟ نه این‌که ما را نمی‌شناخت، گفتند، تو چه کاره‌ای یعنی؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده. گفت: کس دیگری نیست؟ یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می‌توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل. گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه به داخل نمی‌آیم. معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی‌دهد. مهم‌تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی‌شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند. من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل. لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم. به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل. گفتند: نه می‌ایستم تا بیایند. چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم.

چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. يكي از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت. بعد گفت كه مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می‌رسیم. رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟ گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم. گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟ رفتیم آن اتاق پشتي. گفتم: ببخشید، پدرتان؟ گفتند، مرده. گفتیم، برادر؟ گفتند، یکی داشتیم شهید شده. گفتیم، بزرگتری، کسی؟

گفتند، عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند. فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است. در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم. این بندة خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟

بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید. او را داخل كه بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند. سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و درنهايت یک هم‌دمی را برای آقا مهیا کردیم. حضرت آقا چايي و شيريني‌شان را خورد رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین.

وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند. دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟ گفتند: دانشجو هستند. آقا خيلي تحسینشان کرد و با این‌ها كلي صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟ این‌ها همه‌اش درس است. من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟ آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم.

از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم. بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوة شما را می‌خورم. این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانة مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می‌کند می‌دهد دست آقا، آقا هم دعا می‌کند.

همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می‌کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می‌خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دانستیم. چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیة جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم. توی خانة مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می‌پریم و می‌آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحة اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین‌جوری صفحه‌ها را ورق می‌زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟

یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن.

گفت: خُب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید. ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است،

به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالاي صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود. هواپیما لاشه‌اش توی خاک ایران مي‌افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد كه چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.

ارمنی‌ای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعریف کردند. مادر شهيد گفت: امروز فهميدم كه علي(ع) كيست مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟ آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم. گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(ع) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضي چيزها را. می‌گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دورة 25 ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی. گفتند، در 25 سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌اي كه داريد، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است. از ورود آقای خامنه‌ای به منزلشان، به علی(ع) و 25 سال حکومت غصب شده‌اش و زهرا(س) پی برد. خُب!

این برود مشهد، امام رضا(ع) شفایش نمی‌دهد؟ بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبيخ كردند ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازة چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم.

حزب‌اللهی‌تر از آقا هستم دیگر. با آن‌ها خداحافظي كرديم و به‌سمت دفتر به‌راه افتاديم. وقتي رسيديم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند. آمدند. گفتند: این کار احمقانه چه بود كه شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید. * ماهنامه امتداد

امام خامنه ای در دیدار امیر قطر:


دادگاه ترور رفيق حريري فرمايشي و حكمش مردود است


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8909291145

تحقق عجیب ۱۲ پیش‌‎بینی امام (ره)

حضرت امام خمینی(ره)دارای توان خاصی در پیش‎بینی‎های سیاسی بود و برخی از وقایع آینده را را پیش از وقوع گوشزد نموده هشدار می‎داد.

ما در این مقاله به بررسی ۱۲ پیش‎بینی مطرح‎شده توسط ایشان پرداخته در ادامه برخی از پیش‎بینی‎های ولی امر مسلمین را نیز مطرح خواهیم نمود.




اشاره:
فرمایشات ولی امر مسلمین در نیمه خرداد امسال حاوی نکات مهم و قابل تاملی بود ،

یکی از این نکات مهم ، اشاره معظم له به پیش بینی حضرت امام(ره) در مورد بیداری اسلامی در

منطقه و تحقق آن بود معظم له در ادامه صحت پیش بینی سقوط شوروی سابق توسط حضرت

امام(ره) را نیز مطرح نمودند ، به نظر می رسد در حال و هوای کنونی که جریانی با ایجادتردید در

صحت فرمایشات وپیش بینی‌های بزرگانی چون امام راحل(ره) و آیت الله بهجت و ولی

امرمسلمین در نظر دارد این پیش بینی‌ها را کم رنگ و غیرقابل اعتماد نشان دهد ،

این اشاره ی پرمعنای ولی امر مسلمین بسیار مهم و قابل تامل باشد.

به بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد امسال دقت کنیم :




امسال سالگرد امام با یک حادثه مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن بیداری اسلامیست ، حادثه ای و حماسه ای که امام بزرگوار ما انتظار آن را می کشیدند ، آرزوی آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند ، پیش بینی می کرد امام بزرگوار حرکت بیداری ملتهای مسلمان را و خداوند متعال تفضل فرمود این پیش بینی به وقوع پیوست ، همچنانی که سقوط حکومت شوروی را پیش بینی کرد و خدای متعال آن را تحقق بخشید.

همانگونه که می بینیم ، ولی امر مسلمین در این فراز از صحبت‌ها با برجسته کردن صحت پیش بینی‌های حضرت امام (ره) در نظر دارند که حقیقت مهمی را برای جامعه برجسته نمایند و آن توجه و اعتماد به پیش بینی‌ها و بشارتهای بزرگانی چون خمینی کبیر است ، بدین منظور ما در نظر داریم که نگاهی گذرا داشته باشیم بر برخی از پیش بینی‌های بزرگ بینانگذار انقلاب اسلامی و تحقق عجیب آنها.

حضرت امام خمینی(ره) از معرفت و بینش سیاسی خارق العاده ای برخوردار بود و ذهن و فکر باز و بیدارش همواره عمق رخدادها و وقایع سیاسی را می کاوید و تحلیل‌های روشن ارائه می داد و راه و روش‌های کارآمد تجویز می کرد که به نتیجه و ثمر می نشست .
همین شم و ژرف نگری سیاسی موجب می گشت که آن پیشوای الهی دارای توان خاصی در پیش بینی‌های سیاسی گردد و برخی از وقایع آینده را در سیاست خارجی جهان اسلام پیش از وقوع گوشزد نماید و هشدار دهد ما در این مقاله به بررسی ۱۲ پیش بینی مطرح شده توسط ایشان پرداخته و در ادامه برخی از پیش بینی‌های ولی امر مسلمین را نیز مطرح خواهیم نمود :

نگاهی به ۱۲ پیش بینی مطرح شده توسط حضرت امام(ره)

۱- امام راحل(ره) در سال ۴۳ ، سربازان من در گهواره‌ها هستند!

۲ – پیش بینی فرار شاه و عاقبت رژیم پهلوی

۳- پیش بینی در مورد تشکیل حکومت اسلامی در ایران

۴- پیش بینی در مورد عاقبت منتظری

۵- پیش بینی در مورد رهبری امام خامنه ای(مدظله)

۶- پیش بینی نابودی مارکسیسم و سقوط شوروی

۷- پیش بینی حمله عراق به کویت

۸- پیش بینی عاقبت ذلت بار برای سران مزدور

۹- پیش بینی حرکت مردم مصر و عاقبت حسنی مبارک

۱۰- پیش بینی وقوع بیداری اسلامی در منطقه

۱۱- پیش بینی فروپاشی آمریکا از درون

۱۲- پیش بینی فتح قدس و آزادی فلسطین

۱- امام راحل(ره) در سال ۴۳ ، سربازان من در گهواره‌ها هستند!
—————————————————————————
به گواهی تاریخ خیل عظیم جوانان و نوجوانان نقش بسیار مهمی در به ثمر رسیدن و پیروزی انقلاب اسلامی داشته و چند سال بعد در ۸ سال دفاع مقدس نیز نقشی بی نظیر در حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی ایفا نمودند ، در حالی که امام عزیز این مسئله و این نسل انقلابی را از سال ۴۳ پیش بینی کرده و آمدنشان را انتظار می کشیدند و اینگونه بود که ابتدای کار در پاسخ افرادی که می گفتند با کدام یار و یاور می خواهید پیروز شوید ، فرمودند :سربازان من در گهواره ‌ها هستند!

۲ – پیش بینی در مورد عاقبت رژیم پهلوی و فرار شاه
————————————————————-
نیم قرن پیش و در حالی که خوش بین ترین افراد هم نمی توانستند در مخیله خود نابودی و فروپاشی حکومت مستبد و فرعونی شاه را تصور کنند ، امام راحل(ره) با پیش بینی سقوط و نابودی این رژیم شیطانی حرکت بزرگ خویش را آغاز کرد :
ملت عزیز و پیرو حق امام علیه السلام (امام حسین)، با خون خود، سلسله ابلیس پهلوی را در قبرستان تاریخ دفن می نمایند و پرچم اسلام را در پهنه کشور بلکه کشورها، به اهتزاز درمی آورد.

( صحیفة نور، جلد ۴، صفحة ۹)
در حالی که برخی از متدینین و روحانیون هم عصر امام با هشدار به او در مورد نادرست بودن حرکتش ، حکومت شاه را قدرتمند و جاودانی نشان می دادند ، گذشت زمان و ایثار و جهاد امام عزیز و پیروان راستینش که منجر به نابودی حکومت طاغوت شد ، نشان داد که این تحلیل و پیش بینی امام راحل(ره) تا چه اندازه صحیح و قرین به واقعیت بود.

همانگونه که بیان شد در طی حرکت اسلامی امام(ره) شاید هیچ کس حتی تصور نمی کرد که بتوان روزی شاه را سرنگون کرد و این دیو خونخوار روزی مجبور به فرار از کشور شود ، خاطره زیر به خوبی حال و هوای آن روزها و عجیب بودن پیش بینی امام را به خوبی نشان می دهد:
مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری (ره)( روضه خوان مراسم‌های امام خمینی) نقل می کند: یک روز من در منزل آقای آیت الله فاضل لنکرانی، از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران می فرمایید؟ یک مستأجر را نمی شود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما می خواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند. سخنم را تکرار کردم.

امام فرمودند: فلانی چه می گویی؟ مگر حضرت بقیةالله صلوات الله علیه به من (نستجیربالله) خلاف می فرماید؟! شاه باید برود.(فصلنامه انتظار ، ش۱۴، ص۵)

۳- پیش بینی در مورد تشکیل حکومت اسلامی در ایران
————————————————————–
یکی از پیش بینی‌های بزرگ امام راحل(ره) ، پیش بینی به ثمر رسیدن حرکت انقلابی ملت ایران و تشکیل حکومت اسلامی در این سرزمین است :

آقای علی محمد بشارتی برای آقای ری شهری نقل کرده اند و ایشان در کتاب خاطراتشان درج نموده اند:

«در تابستان سال ۱۳۵۸ هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای [سید کاظم] شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه امام [خمینی] اعلام جنگ می کنم. خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتم. ایشان سرش پایین بود و گوش می داد، این جمله را که گفتم، سر بلند کرد و فرمود:

این‌ها چه می گویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم. پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.(خاطره‌ها،آیت الله ری شهری، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد اول، صفحه ۲۴۲)

۴- پیش بینی در مورد عاقبت آیت الله منتظری
—————————————————
امام عزیز در اواخر عمر شریف خود با درایت و تیزبینی بالایی که داشتند خطر انحراف در شخصیت و اطرافیان منتظری را تشخیص داده و با دست زدن به یک جراحی بزرگ ، آینده انقلاب را بیمه کردند ، در آخرین نامه ای که ایشان به منتظری می نویسند با پیش بینی دو خطر ، به وی در مورد آنها هشدار می دهد :

۱- حضرت امام با بیان ساده لوح بودن منتظری وی را از تحریک شدن توسط اطرافیانش برحذر می دارد :

از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید
شاهد بودیم در سال ۷۶ چگونه این مسئله به حقیقت پیوست و با تحریک اطرافیان مبنی بر تغییر فضا و ایجاد فرصت ، منتظری سخنرانی موهنی را ایراد کرد که البته با واکنش امت حزب الله روبرو شد.

۲- امام عزیز پیش بینی می کند که ایشان در آینده مشغول به نوشتن مطالبی می شود که برای آخرت و عاقبت وی مضر است :
شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند. (http://www.irdc.ir/fa/content/۷۱۱۴/default.aspx) و شاهد بودیم که منتظری در اواخر عمر خود با تحریک دستهای پنهان ، کتابهایی را در باب فدک و نقد ولایت فقیه نوشت که بسیاری از زحمات گذشته او را بر باد داد و این همان پیش بینی امام راحل(ره) بود که با بینش الهی خود از سالها قبل چنین واقعیتی را مشاهده کرده و به وی هشدار داده بودند.

۵- پیش بینی در مورد رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله)
——————————————————————–

امام راحل قدس سره در مناسبتهای مختلفی نظر خود را در مورد رهبری مقام معظم رهبری(مدظله) بیان داشته اند و از تحقق این حقیقت در آینده خبر داده اند ، ایشان بعد از حادثه مسجد ابوذر در سال ۶۰ ، که منجر به جراحت شدید مقام معظم رهبری(مدظله) شد ، بیان فرمودند که
خداوند ذخیره انقلاب را حفظ کرد “(http://www.jahannews.com/vdcfcjdyvw۶d۰ea.igiw.html)

در مناسبتهای متعدد دیگری نیز امام راحل به صراحت این موضوع را بیان می فرمایند.مرحوم حاج سید احمد خمینی نقل می‌کند:

وقتی که آیت اللّه خامنه‌ای در سفر کره (شمالی) بودند، امام گزارش‌های آن سفر را از تلویزیون ‌می‌دیدند. منظره دیدار از کره، استقبال مردم و سخنرانی‌ها و مذاکرات آن سفر، خیلی جالب بود. امام بعد از آن‌که این‌ها را مشاهده کردند، فرمودند:

«الحق ایشان (ولی امر مسلمین) لیاقت رهبری را دارند».(http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=۱۷۲۵۷&threadID=۱۲۵۷۸۳)

و بدینوسیله از آینده ای خبر می دهند که با حضور و درخشش حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله) کشتی انقلاب از طوفانهای سهمگین حوادث به سلامتی عبور می کند.

۶- پیش بینی نابودی کمونیسم و سقوط شوروی
—————————————————–
حضرت امام(ره) مدتی قبل از فروپاشی شوروی سابق و در زمانی که هیچ کس انتظار این واقعه مهم را نداشت ، در نامه ای به گورباچف با پیش بینی سقوط قریب الوقوع این ابرقدرت ، سران شوروی سابق را به راه حق دعوت فرمودند :
“جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد ” – (نامه تاریخی امام راحل به گورباچف)
هنوز مدت زمان کوتاهی از نامه تاریخی امام راحل(ره) نگذشته بود که در میان بهت و حیرت جهانیان ، رژیم شوروی فروپاشید!

۷- پیش بینی حمله عراق به کویت
————————————–
پیشگویی دیگری از حضرت امام که در زمان حیاتشان به حقیقت پیوست , حمله عراق به کویت بود , امام (ره) به سران کویت که حمایت مالی گسترده ای را از رژیم صدام می کردند خطاب فرمودند :
از اینکار بپرهیزید که روزی آتش این فتنه دامن خودتان را می گیرد …… نه تنها صدام از خلق و خوی سبعیت و درندگی ذره ای عدول ننموده است که متاسفانه با حمایت جهانخواران و با سکوت سازمان ‌ها و مراکز بین المللی به گرگ زخم برداشته ای بدل شده است و می رود تا شعله ‌های آتش و جنگ را در کشورهای منطقه و خصوصا خلیج فارس برانگیزد.(صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی جلد۲۰ ص ۳۲۸ و ۳۲۹)

و همانگونه نیز شد .. عراق که از حمله به ایران مایوس شده و خسارت زیادی دیده بود به کویت حمله کرد و این کشور ثروتمند را در ۲۴ ساعت غارت نمود.
و بدین سان در برابر چشم‌های متحیر جهانیان بار دیگر پیش بینی بزرگ دیگری از امام راحل به وقوع پیوست تا همگان بدانند که این پیر روشن ضمیر با چه دید حکیمانه و روشنی جهان و تحولاتش را می بیند.

۸- پیش بینی عاقبت ذلت بار برای سران مزدور
—————————————————-
زمانی که در دوران ۸ سال دفاع مقدس اکثر سران مزدور کشورهای منطقه به دستور استکبار بر علیه انقلاب متحد شده و خوش خدمتی می کردند ، امام راحل ، این پیر روشن ضمیر با پیش بینی عاقبت ننگین این خودفروختگان ، آنها را از سقوط بیشتر در دام ابرقدرتها برحذر می دارد و عاقبت تاسف بار آنها را گوشزد می کند ، اما افسوس که این دنیاپرستان تشنه قدرت از درک و هشدار این مرد الهی عاجز بوده و به سرنوشتی شوم دچار شدند.

سرنوشت تاسف بار صدام حسین ، حسنی نامبارک ، علی عبدالله صالح ، قذافی و … نمونه ای از این عبرتهاست ، کسانی که بعد از اتمام دوران مصرفشان ، همچون دستمالی بی ارزش توسط اربابان خود به دور انداخته شدند.

« ابرقدرت‌ها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمی ترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد. آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند . » (صحیفه امام – جلد۲۰ ص ۳۲۸ و ۳۲۹)

۹- پیش بینی حرکت مردم مصر و عاقبت حسنی مبارک
————————————————————
حضرت امام(ره) با شناخت عمیق از ملت مصر و پیشنیه تاریخی و عمق دلبستگی این ملت نجیب به اسلام و روحیه ضداستکباری و ضد استبدادی این مردم ، پیش بینی می کنند که این مردم غیور با حرکت شجاعانه خود ، مزدوران استکبار را به زباله دان تاریخ خواهند فرستاد.
ملت مصر به خیابان‌ها بیایند و این تفاله‌های آمریکا را بیرون بریزند…!

این رئیس جمهور تحمیلی ثانی [حسنی مبارک‏] که خیال دارد در مصر مثل آن [انور سادات‏] حکومت کند، دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است؛ قبل از اینکه به ریاست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است. ندیده است که‌‌ همان طوری که سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد. (صحیفه امام، جلد ‏۱۵، صفحه ۲۸۵)

اینک گذشت زمان نشان داد که پیش بینی امام راحل(ره) از تحولات مصر و حرکت مردم انقلابی این کشور تا چه اندازه قرین به واقعیت بوده و آن مرد الهی چگونه از سالها پیش در انتظار حوادث کنونی مصر و حرکت قهرمانانه این ملت بزرگ بودند.

۱۰- پیش بینی وقوع بیداری اسلامی در منطقه
—————————————————
پیش بینی بزرگ دیگری که امام راحل با نگاه ملکوتی خود از ورای دهها سال آن را می دید ، وقوع انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان بود تا جایی که بفرموده ولی امر مسلمین امام راحل علاوه بر پیش بینی ، بی صبرانه در انتظار این تحول مبارک بود و همواره ملتهای مسلمان را به قیام و انقلاب بر علیه حاکمان فاسد ترغیب می نمود.
نمی دانند و نمی بینند که انقلاب اسلامی صادر یا در شرف صدور است و با تاییدات خداوند متعال پرچم اسلام در آتیه‌های نه چندان دور به دست ملت‌های اسلامی بلکه مظلومان تشنه عدالت اسلامی در سراسر عالم به اهتزاز در خواهد آمد؟( ۶ مرداد ۱۳۶۶ /۱ ذی الحجه ۱۴۰۷ جماران – بردائت از مشرکین پیام به زائران حج)

ما می‌خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند … و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند این در همه ملتها و در همه دولتها بشود، آرزوی ما این است. معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار شوند و همه دولتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و این تحت سلطه بودنی که هستند و از اینکه همه مخازن آنها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌کنند نجات بدهد
جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و ظالمان شروع شده و در حال گسترش است امید بخش آتیه روشن است و وعده ی خداوند تعالی را نزدیک و نزدیک تر می نماید . . .
امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده‌های زیرستم ایجاد نماید….((صحیفة نور، جلد ۱۵، صفحة ۷۵، تاریخ ۱۳۶۰/۵/۱۰)

ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم ….

ما باید از مستضعفان جهان پشتیبانی کنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر اینکه انقلابمان را صادر نمی کنیم کنار بگذاریم. زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی قائل نمی شود و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است.

انقلاب اسلامی ایران با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است… ۱۳۶۰

۱۱- پیش بینی فروپاشی آمریکا از درون
——————————————–
یکی از عجیب ترین پیش بینی‌های امام راحل(ره) ، پیش بینی فروپاشی و نابودی امپراطوری آمریکاست آن هم در زمانی که این ابرقدرت در اوج قدرت و همینه خود قرار دارد و با کنار زدن ابرقدرت شرق به قدرتی بلامنازع در جهان تبدیل شده است و بسیاری گمان می کنند که سیطره آمریکا قرنها طول بکشد و برخی تئوریسین‌ها مانند فوکویاما حکومت آمریکا را مدینه فاضله بشری و اوج تمدنی ذکر می کنند که بشر می تواند بدان دست یابد ، در این فضاست که مرد الهی قرن با بینش عمیق خود نابودی قریب الوقوع این امپراطوری را مژده می دهد و نابودی آن در آینده نزدیک را پیش بینی می کند :

دهها خبرنگار و فیلمبردار را به منطقه گسیل داشته اند تا خبر موفقیت نقشه‌های آمریکا را مخابره کنند خداوند زمینه رسوایی و زبونی آمریکا را به دست غیب خود فراهم می آورد و اقتدار معنوی پرچم لااله الا الله را بر پرچــم کفر به نمایــش می گذارد و دل بندگان خالص خویــش را شادمان می سازد. (۶مرداد ۱۳۶۶ /۱ ذی الحجه ۱۴۰۷ جماران موضوع: بردائت از مشرکین پیام به زائران حج)

انقلاب اسلامی با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن قدرتهای شیطانی به انزوا کشیده خواهند شد ….. (۱۲ آبان ۱۳۶۰ /۶ محرم ۱۴۰۲)

انشاءا… مردم سلحشور ایران کینــه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه‌ها نگه داشتـه و شعله‌های ستم سوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهانخوار و اذناب آنان به کار خواهد گرفت تا به لطف خداوند بزرگ آمریکای جهانخوار و اذناب آنان به کنار خواهند رفت… (۱۱ مهر ۱۳۶۷/ ۲۱ صفر ۱۴۰۹)

اوضاع متلاطم و آشفته سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آمریکا در طی سالهای گذشته که بسیاری از آگاهان و حتی مسئولان آمریکایی به صراحت به آن اذعان کرده و از آن به نشانه‌های فروپاشی آمریکا یاد می کنند ، به خوبی نشان می دهد که پیش بینی بزرگ امام راحل در مورد زوال و سقوط آمریکای جنایکار در حال تحقق است.

۱۲- پیش بینی فتح قدس و آزادی فلسطین
————————————————
مسئله رهایی فلسطین و آزادی بیت المقدس از دست اشغالگران از ابتدای حرکت انقلابی امام جایگاه برجسته و ویژه ای داشت ، امام راحل با نامگذاری روز قدس ، طرح ایده نابودی اسرائیل و محو آن از نقشه جهان و طرح آروزی فتح بیت المقدس ، عملاً یکی از بزرگترین پیش بینی‌های خود مبنی بر نابودی اسرائیل و آزادی قدس شریف را پایه گذاری کرده و آن رو به آرمان درخشان و دست یافتنی ملتهای مسلمان تبدیل کرد و این روزها که اسرائیل لحظه به لحظه بیشتر در مرداب نابودی و فروپاشی فرو می رود ، جهانیان به صحت پیش بینی امام راحل پی برده و به صدق فرمایشات آن پیر روشن ضمیر ایمان می آورند.

ان شاء اللَّه فلسطین آزاد بشود و بیت المقدس، آنکه مسجد همه مسلمین است به حال اول برگردد. و آنهایى که به مسلمین ظلم و ستم مى‏کنند ان شاء اللَّه خداوند دفع شرّ آنها را بکند .. (صحیفه نور ج ۱۴ )

جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت،… (صحیفه نور ج۲۱ ص ۲۸۳)

آرزوى ما آن است که سرزمین فلسطین و مسجداقصى از صهیونیسم تطهیر شود و مردم فلسطین به سرزمین خویش باز گردند (صحیفه نور جلد ۳ صفحه ۲۵۶)

باید همه بپا خیزیم و اسرائیل را نابود کنیم، و ملت قهرمان فلسطین را جایگزین آن گردانیم‏ .(صحیفه نور جلد۱۲ ص۱۴۸)

اشاره مهم ولی امر مسلمین ، توجه و اعتماد به پیش بینی‌های امام راحل
———————————————————————————–
همچنانکه دیدیم بنیانگذار مقدس ترین انقلاب تاریخ ، خمینی کبیر که به راستی کاروان بشریت را از پرتگاه ضلالت و گمراهی به شاهراه هدایت و نور هدایت کرد با نگاه الهی و ملکوتی خود بزرگترین حوادث عصر خود و آینده ی پیش رو را به خوبی پیش بینی نموده و با بیانات خود یاران حق را در رسیدن سریعتر به این آینده درخشان ترغیب کرده و بشارت داده اند ، جای تاسف بسیار دارد که برخی با وجود این شواهد درخشان از صحت پیش بینی‌های این پیر فرزانه ، هنوز که هنوز است به بهانه‌های مختلف در صحت درخشانترین و مهم ترین پیش بینی امام راحل مبنی بر نزدیک و قریب الوقوع بودن ظهور شک و تردید داشته و آن را تعارف و غیر واقعی دانسته و این برداشت نادرست را به جامعه منتقل می کنند .

آیا برجسته کردن صحت پیش بینی‌های امام راحل توسط خلف صالح او درست در زمانی که جریانی که به این حقایق سوء ظن دارد تمام تلاش خود را برای کم رنگ کردن این بشارتها و پیش بینی‌ها در جامعه بکار بسته است ، قابل تامل و پرمعنا نیست؟

آیا می توان به بهانه غیرمعصوم بودن از فرمایشات و پیش بینی ‌ها و بشارتهای بزرگانی چون حضرت روح الله ، ولی امر مسلمین و آیت الله بهجت ، به راحتی گذشت؟

آیا تحقق دهها پیش بینی بزرگ این معادن علم و حکمت اطمینان بخش نیست ؟

آیا شواهد و قرائن حکایت از در پیش بودن بزرگترین ، عظیم ترین و مبارک ترین تحول تاریخ بشریت ندارد ؟ چیزی که اسطوره‌های عرفان و تقوا صریحاً بسیار نزدیک بودنش را بشارت داده اند

پیش بینی و بشارت بزرگ ولی امر مسلمین :
————————————————-
ولی امر مسلمین در کنار توجه دادن اذهان و قلوب به صحت پیش بینی‌های حضرت روح الله ، خود نیز پیش بینی‌های بزرگی دارند که موید درستی پیش بینی‌های امام عزیز بوده و از آغاز تحقق آنها خبر می دهد:

حرکت ملتهای به خروش آمده منطقه، تحقق بخشی از وعده‌های الهی به ملت ایران است که ایستادگی و ثابت قدمی در این راه، تحقق کامل نصرت الهی را به همراه خواهد آورد.

واقعیات عرصه سیاسی ایران و منطقه، نشان می دهد که امریکا، امروز خود در مقابل انقلاب اسلامی به زانو درآمده است

شرایط امروز کشور و منطقه تحقق برخی از وعده‌های الهی به ملت ایران است

انزوای امریکا و احیای نوید بخش اسلام در میان ملتهای منطقه از دیگر نشانه‌های تحقق وعده‌های الهی هستند

در همین هفته‌های اخیر جوانان فلسطینی در کشورهای مختلف منطقه، بعد از گذشت ۶۰ سال، در روز نکبت و در اقدامی بی سابقه، مرزهای رژیم صهیونیستی را شکستند و این حقیقت دلنشین، طلایه تحقق وعده پروردگار مبنی بر پیروزی قطعی اسلام و مسلمانان است

(فرمایشات ولی امر مسلمین در جمع دانش آموختگان سپاه – خرداد ۹۰)
منبع: leader-khamenei.com

آيا صهيونيست واقعا دنبال ارض موعود بودند؟

سوالی كه پاسخش هر چند سخت می نمايد، اما با اندكی تورق در اوراق تاريخی می توان پاسخ صحيحی برای آن يافت. تاكيد بر اين موضوع كه صهيونيست ها نه به خاطر سرزمين موعود و داشتن كشوری برای خود اقدام به اشغال فلسطين كردند، نكته ای است كه شايد به مذاق بسياری خوش نيايد، اما طرح آن می تواند افق های تازه ای را در هر پژوهش تاريخی و عملی باز كند.

حمله بخت النصر به فلسطين در سده ششم پيش از ميلاد و مهاجرت دستجمعی يهوديان از فلسطين، نقطه آغاز ماجرايی است كه برای قرن ها ادامه داشت.

 اينكه چرا يهوديان در برابر سپاه بابل مقاومت نكردند و پس از آنكه كوروش بزرگ اقدام به فتح بابل و به قول خود يهوديها آزاد سازی آنها كرد به فلسطين بازنگشتند، نقطه آغازين اين سوال است. بدون شك فلسطين در روزگار متاخر حضور يهوديان ديگر نه جايی برای زندگی بود و نه حاصلی داشت. در برابر موج قدرت نمايی دولت شهرهای ف ی نيقی در سواحل مديترانه كه تمام آبهای اين منطقه را جولانگاه خود كرده بودند، ديگر نه سوداگران يهودی مجالی برای عرض اندام داشتند و نه دولت يهودی می توانست مجالی برای اين مهم فراهم كند.

شكست سنگين مصر و آشور از ارتش مشترك ايران و بابل نيز باعث شده بود تا مصر به شدت ضعيف و آشور نيز از بين برود، پيروزی بابل باعث شد تا رونق و تجارت به اين شهر منتقل شود و به نوعی بايد گفت يهوديان نه به زور ؛ بلكه به اختيار و برای رسيدن به امكانات بهتر و بيشتر فلسطين را رها كرده و رو به سوی بابل گذاشتند.

اين سنت در ميان يهوديان برای قرن ها ادامه يافت و آنها هر كجا ثروت و قدرت بود حضور داشتند. شغل اصلی آنها كه شامل تجارت و سوداگری بود، بهترين مكان ها را برای آنها مراكز جمعيتی و پر رونق تشكيل می داد تا ضمن حضور در اين مناطق به امور تجاری خود بپردازند. اين نكته كه يهوديان سوداگران موفقی بودند بر هيچ كس پوشيده نيست؛ اما در ورای اين سوداگری نوعی اقتصاد ويرانگر قرار داشت كه باعث می شد آنها به هر منطقه ای كه بروند با خشم و غضب مردم مواجه شوند. رباخواری و ايجاد بازار سياه با استفاده از رابطه های خانوادگی كه آنها را در همه مناطق به هم مربوط می كرد به گونه ای بود كه منجر به زندگی منزوی آنها شد.

محلات يهودی در هر شهر و منطقه ای شناخته شده بود. گتوهای يهودی كه عبارت بود از اتاق های تاريك و نمور و مرموز، به همراه جادو و سحری كه با خود داشتند، باعث شد تا به دليل رفتارهای خلاف عرف خود به سادگی از شهرهای مختلف اخراج شوند. آنها از آن زمان تا تشكيل رژيم نامشروع صهيونيستی در هيچ جنگ مشاركت نكردند و همواره به عنوان سوداگران آواره ای كه ثروت را بر هر چيز ديگر ترجيح می دادند، شناخته می شدند.

با توجه به اين شرايط آيا واقعاً يهوديان دنبال تشكيل كشوری مستقل بودند و يا اينكه رژيم اشغال گر با اهداف و اغراض خاص ديگری تشكيل شد؟

با توجه به موارد برشمرده در بالا بايد گفت اسرائيل برای ايجاد آشوب در منطقه نه تأسيس دولت يهود در ارض مقدس به وجود آمد. اگر هدف ايجاد آشوب در منطقه باشد و يک جنگ بزرگ منطقه‌ای چه؟ يهوديان سال‌ها در دولت‌های گوناگون اقتدار داشتند ولی هيچ توجهی به بيت المقدس نداشتند. سال‌ها در امپراتوری بيزانس مقتدر بودند حرفی از معبد سلیمان به میان نیامد.

 زمانی که خليفه دوم مسلمین وارد بيت المقدس شد، آنجا را زباله دان و خرابه‌ای ديد و لعنت فرستاد بر بزرگان يهودی و مسيحی شهر و شخصاً نشست و زباله‌ها را از محل جمع کرد و در دامن قبای خود ريخت و شروع کرد به پاک کردن آن و بزرگان شهر به تأسی از او چنين کردند.

در امپراتوری روم شرقی (بيزانس) يهوديان چنان قدرتی داشتند که شاه و اشراف خزر (قوم ترک غرب دريای مازندران) برای حفاظت از خود در برابر حملات قبايل روس و جلب حمايت يهوديان قسطنطنيه يهودی شدند. ولی اين يهوديان قدرتمند بيزانس هیچ ادعایی در مورد معبد سلیمان نکردند و در پی بازسازی آن هم برنیامدند.

بعدها، بيت المقدس در قلمرو شامات و جزو دولت عثمانی بود. يوسف ناسی، روچيلد زمان خود بود يعنی رهبر يهوديان جهان به‌شمار مي‌رفت. يوسف ناسی دوست سلطان سليم دوّم بود که زنش، نور بانو سلطان مادر سلطان مراد سوّم، يهوديه بود. سليم زمانی که در جنگ با ونيز پيروز شد، از يوسف ناسي، که به او کمک کرده بود، پرسيد چه مي‌خواهد و يوسف بيت المقدس را نخواست. مي‌توانست آن زمان بيت المقدس را به تملک درآورد و دولت يهود تأسيس کند ولی چنین نکرد. او جزاير ناکسوس را خواست که انگور آن معروف و شرابش شهرت جهانی داشت و منبع مهم پول بود.

پروژه بهره‌برداری سياسی از قدس برای اهداف سياسی استعمار جديد از اوائل سده نوزدهم و دوران حکومت محمدعلی پاشا و با سفر سِر موسس مونت فيوره از لندن به مصر و ملاقات با پاشا کليد خورد. ابتدا مسئله بر سر راه استراتژيک سوئز بود و بعد با کشف نفت منطقه دگرگون شد و تأسيس دولت اسرائيل اهميت استراتژيک يافت.

پايان دوران استعمار قديم و شروع دوران استعمار جديد، خود مرحله ای مهم بود كه می توانست جايگاه قدرت را در جهان مشخص كند. به نظر می رسد با توجه به افول قدرت های غربی در برابر بيداری اسلامی و جهانی بايد آنها دنبال راه چاره ای جهت تداوم حضور خود در منطقه می بودند. اين سوال كه چرا "اسرائيل" به جای فلسطين در اوگاندا و يا هر منطقه استعماری ديگری تشكيل نشد، خود پاسخی مهم به اين سوال است و اين موضوع را می رساند كه اهداف مهمی در پشت طرح تشكيل موجوديت صهيونيستی قرار داشته اشت.

بيش از نيم قرن از حادثه مهم اشغال سرزمين فلسطين می گذرد و شاهد حمايت های بی چون و چرای غرب و به خصوص آمريكا از اين رژيم جعلی هستيم، اين حمايت كه با هزينه بسياری برای اين كشورها صورت می گيرد همچنان ادامه دارد و به نظر می رسد ادامه نيز خواهد داشت. غرب به هدف اصلی خود از تشكيل اين رژيم كه تشديد اختلافات داخلی ميان مسلمانان است به خوبی رسيده است. كشورهايی كه روزگاری فكر می شد در خط مبارزه با رژيم صهيونيستی هستند، با افشای اسناد و مدارك متقن به عنوان شريك مهم اين رژيم شناخته می شوند و به نوعی خود را نيازمند اين رژيم می دانند.

امروز رژيم صهيونيستی به ابزار مهم حضور كشورهای غربی در منطقه خاورميانه و كشورهای عربی تبديل شده است. اين نكته را می توان به روشنی دريافت كه مذاكرات سازش تنها بهانه ای است برای حضور اين كشورها در خاورميانه و ايفای نقش در تحولات آن. اگر فلسطين اشغالی سرزمين خوبی برای زندگی است، پس چرا از 14 ميليون جمعيت يهودی جهان تنها يك سوم آن در فلسطين اشغالی هستند و بيش از اين جمعيت در آمريكا و در شهر نيويورك زندگی می كنند، نه اينكه آماری كه صهيونيست ها از حضور يهوديان در فلسطين می دهند سراسر دروغ است و بيش از يك ميليون روس و اوكراينی در فلسطين زندگی می كنند كه اصولاً يهودی نيستند و به قول ظريفی اصلاً دين ندارند؟ چرا بيش از نيمی از مهاجران در فلسطين اشغالی دارای تابعيت دوگانه هستند و رژيم عبری چه اصراری دارد به عنوان كشور ملت يهود!! شناخته شود؟

با توجه به اين مسايل است كه بايد بار ديگر در تاريخ بازنگری اساسی روی دهد و تاريخ را با رويكرد ديگری نوشت. نگاه امروز تاريخ برگرفته از تفكرات و انديشه های يهوديت صهيونيستی است كه می خواهد همه چيز را به ديدگاه خودش تبيين و تفسير كند و از اين رو بايد با يادآوری اين نكات مهم و اصلي، مانع از تحريف جدی تاريخ فلسطين و دلايل اشغال آن شد.