انفجار مهیب در منطقه ضاحیه لبنان + فیلم

انفجار مهیب در منطقه ضاحیه لبنان + فیلم

انفجار مهیب در "الرویس" واقع در منطقه بئرالعبد در ضاحیه جنوبی بیروت و در نزدیکی مجمع سیدالشهداء(ع) که محل اصلی تجمع هواداران حزب الله در لبنان به شمار می آید 21 شهید و 130 زخمی برجا گذاشت. تصاویر و فیلم های این انفجار بزرگ و همچنین گزارش شبکه های بین المللی را از این اتفاق در «تابناک» ببینید.
پس از گذشت حدود یک ماه از انفجار در منطقه ضاحیه، امروز بار دیگر بمب جاسازی شده در یک خودرو منطقه ضاحیه در جنوب بیروت را لرزاند تا ضمن انفجار تعداد وسیعی از خودروهای نزدیک به واسطه شدت انفجار این بمب، جمعی از عابران و ساکنان این منطقه پرجمعیت کشته و زخمی شوند.

به گزارش « تابناک »، انفجار مهیب در "الرویس" واقع در منطقه بئرالعبد در ضاحیه جنوبی بیروت و در نزدیکی مجمع سیدالشهداء(ع) که محل اصلی تجمع هواداران حزب الله در لبنان به شمار می آید 21 شهید و بیش از 130 زخمی و مجروح بر جای گذاشت.

این انفجار یک روز پس از مصاحبه مهم سید حسن نصرالله ، دبیرکل حزب الله و یک روز پیش از سخنرانی وی در جنوب لبنان به مناسبت سالروز پیروزی این حزب در جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه این کشور رخ داد.

نصرالله همچنین روز جهانی قدس امسال، در اقدامی غیرمنتظره، شخصاً در جمع مردم ضاحیه حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت.


ضاحیه کجاست و چرا مورد حمله قرار گرفت؟

یک و نیم میلیون شیعه لبنانی در منطقه ای به نام ضاحیه بیروت زندگی می کنند؛ محله ای که امروز یعنی نیم قرن پس از تشکیل آن، تک تک خانه هایش تهدیدی برای اسرائیل به شمار می آید زیرا آنها معتقدند سیدحسن نصرالله و یارانش در این منطقه زندگی می کنند.

در جنگ 33 روزه، صهیونیست ها بخش های زیادی از ضاحیه که احتمال حضور سیدحسن نصرالله در آن را می دادند، با خاک یکسان کردند اما نتوانستند از وی حتی اثری پیدا کنند و بدین ترتیب ترور وی به یک آرزوی دست نیافتنی برای صهیونیست ها تبدیل شد.

گفته می شود که دبیرکل حزب الله سالهاست که بدون اطلاع سایرین در میان مردم و در قلب ضاحیه زندگی می کند.

یک سوم جمعیت لبنان در ضاحیه

بیش از یک سوم جمعیت لبنان یعنی حدود یک و نیم میلیون نفر در ضاحیه زندگی کنند؛ مساحت 28 کیلومتری این منطقه در مقابل مساحت اندکی بیش از 10 هزار کیلومتری کل لبنان نشان می دهد که پرجمعیت ترین منطقه مسکونی این کشور همین منطقه است.

ضاحیه از قسمت جنوب به منطقه 'خلده'، از شمال به منطقه 'طیونه'، از شرق به مناطق 'عین الرمانه'و 'حدث' و از غرب به سواحل منطقه 'اوزاعی' امتداد پیدا می کند.

ضاحیه جنوبی بیروت از لحاظ اداری تابع استان جبل لبنان است و در گذشته به نام مناطق 'ساحل متن جنوبی' در استان 'المتن' معروف بود.

برج البراجنه و حی السلم با داشتن 300 هزار نفر، پرجمعیت ترین مناطق ضاحیه محسوب می شوند. حاره حریک با 250 هزار و غبیری با 200 هزار نفر جمعیت نیز در مراتب بعدی قرار دارند.

ساکنان این منطقه حدودا 53 درصد از جنوبَ، 21 درصد از استان بقاع، 14 درصد از بیروت، 10 درصد از جبل لبنان و بقیه از سایر مناطق این کشور هستند.
حماسه آفرینی مردم ضاحیه

ساکنان ضاحیه جنوبی بیروت از این نظر که بسیاری از پناهندگان فلسطینی را در میان خود جای داده اند، در رابطه مستقیم با مسئله فلسطین قرار دارند و با درد و رنج مردم مظلوم فلسطین، آگاهی کاملی دارد و حتی بسیاری از آن ها در راه انقلاب فلسطین و رویارویی با دشمن صهیونیستی به شهادت رسیده اند.


با سیر افزایش موج طرفداران حزب الله در ضاحیه جنوبی بیروت، این منطقه به پایتخت مقاومت تبدیل شده است چرا که ساکنان آن، طی سی سال با خلق حماسه های پرشور، دستآوردهای زیادی را برای کشور لبنان برجای گذاشتند که از جمله این دستآوردها می توان به لغو

پیمان' 17 ایار' در سال 1983میلادی( 1362 )، بیرون راندن نیروهای نظامی چند ملیتی به دنبال انفجار در پایگاه دریایی آمریکایی' المارینز'، انفجار در مرکز چتربازان فرانسوی در سال 1983میلادی، جلوگیری از نابودی ضاحیه و سقوط آن بدست ارتش در دوران

'امین جمیل' رییس جمهور وقت لبنان درسال 1984میلادی ( 1363 )اشاره کرد.

ساکنان ضاحیه همچنین در جریان مبارزات ضد صهیونیستی با برپایی تظاهرات پرشوری در 13 ستامبر سال 1993میلادی ( 1372 ) در معرض تیرباران مستقیم نیروهای امنیتی لبنان قرار گرفتند که در این تظاهرات 9 نفر از تظاهرات کنندگان به شهادت رسیدند.

روند پیروزی ها از 2000 تا 2006

سید 'حسن نصرالله' دبیر کل حزب الله لبنان و رهبر مقاومت اسلامی نیز توانست پیروزی آشکار و مهمی را علیه دشمن صهیونیستی در سال 2000 میلادی ( 1379 ) برای لبنان به ارمغان آورد و با فرار صهیونیست ها از مناطق اشغال شده، بدین ترتیب دوران شکست

را به پایان رساند و عصر پیروزی و افتخار را برای لبنان و منطقه به ارمغان آورد.

طی جنگ سه وسی روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان در سال 2006( 1385) ، این منطقه در معرض وحشیانه ترین حملات این رژیم قرار گرفت و طی این حمله ها، 270 واحد مسکونی بزرگ و 25 هنرستان فنی حرفه ای و 11 مدرسه به طور کامل خراب

شدند.

در پایان جنگ سی وسه روزه، عملیات بازسازی مناطق جنگ زده که نام 'وعد' به آن اطلاق شد، توسط حزب الله در ضاحیه و منطقه حاره حریک که متحمل بیشترین خسارت ها شده بود، شروع شد.

ضاحیه جنوبی بیروت، یکی از مناطق فقیر و محروم لبنان به شمار می آید و تعداد بی شماری از مردم با درآمد کم را در خود جای داده است؛ این منطقه همچنین از پوشش خدمات دولتی محروم است به عنوان مثال مردم از وضعیت برق در این منطقه رنج می برند و برخی از مردم برای روشن کردن لامپ منازل خود، مجبور به رشوه دادن به مسؤولان برق می شوند.

این درحالی است که وضعیت برق در بیروت مرکزی و اداری منظم است و ساکنان این منطقه در شبانه روز 21 ساعت برق دریافت می کنند. این عدد در ضاحیه جنوبی به ده ساعت در شبانه روز به صورت پراکنده و غیر منظم می رسد و در مناطق دیگر به 12 تا 18ساعت در شبانه روز می رسد.

سلاح کورنت

دبیر کل حزب الله درباره نقش سوریه در حمایت از مقاومت گفت:

سوریه انبارهای سلاح خود در جریان جنگ تموز را به روی ما گشود که

هرچه می خواهیم برداریم و سلاح های کورنت را سوریه به ما داد.‬

سلاح کورنت چه نوع اسلحه ای است و چه قابلیت هایی دارد ؟

موشک ضدزره کورنت کابوس سربازان اسرائیلی به نظر بسیاری از کارشناسان موشک ضد زره روسی AT-14 ملقب به کورنت هم اکنون یکی ازبهترین موشک های ضد زره دنیا،قابل حمل توسط نفراست.

تجربه عملیاتی این موشک درنبردهای واقعی نیزاین مطلب را تأکید می کند. تقریبا هیچ تانکی وجود ندارد که زره آن تاب مقاومت درمقابل این موشک را داشته باشد.

انهدام چند فروند تانک آبرامز درعراق وده ها دستگاه تانک مرکاوا درجنگ 33روزه توسط این موشک که موجب اعتراض شدید آمریکا و رژیم صهیونیستی .به روسیه شد ازاین دست تجربیات است . کورنت ازسامانه ی ضد زره کرنت درسال 1994رونمایی شد ودرسال 1997به تولید انبوه رسید .

سیستم هدایت آن براساس سواربریرتولیزر می باشد .وزن موشک 27kg و ازروی سه پایه شلیک می گردد.موشک انداز کورنت شامل 3پایه ،دوربین مرئی ،دوربین حرارتی ،اهرم های تنظیم ،موشک اندازو موشک می باشد .کورنت درانتها دارای 4 بالک ثابت ودرجلودارای کانارد برای تغییر جهت موشک می باشد.موشک از نسل سوم ودارای بردی برابر با 5/5 کیلومتر می باشد بنابراین از نوع موشک های برد بلند است .موشک علاوه برحمل توسط نفر قابلیت نصب برروی خودروهای مختلف را دارد.

حداقل برد موشک 100مترمی باشد وظرف 22ثانیه به برد حداکثر می رسد.موشک کرنت دارای دو نوع سر جنگی ترموباریک وخرج گود جهت نفوذ درزره می باشد.سرجنگی ترموباریک عمدتا برضد اهداف پیاده وشهری مورد استفاده قرارمی گیرد.پس از قفل شدن موشک برروی هدف امکان منحرف کردن آن بسیارکم است .سرجنگی با خرج شکل دارقابلیت نفوذ 120cm درزره و5.3متر دربتون را دارا می باشد .سر جنگی با خرج گود دارای دو بخش است ،بخش اصلی وبخش پیشرو. به محض تماس موشک به زره هدف ،سرجنگی پیشرو تخریب زره را آغاز می کند .قدرت تخریب سرجنگی پیشرو به حدی می باشد که هیچ زره واکنش گری توانایی مقاومت درمقابل آن را ندارد. سر جنگی خرج گود پس ازتخریب زره واکنش گر،سرجنگی اصلی تخریب زره اصلی را آغازمی نماید و موجب انهدام کلی می شود .

نیروهای حزب الله درجنگ 33روزه در موارد زیادی این موشک را علیه نیروهای اسرائیلی بکار گرفتند وضربات سختی به آنها وارد ساختند .طبق گزارشها ،کشورهای سوریه ،ارتیره تقاضای خرید این سلاح را داشتند ولی پس ازجنگ 33روزه انبوهی ازکشورها خواهان به خدمت گرفتن آن شدند .

از دیگر ویژگی های این سلاح آمادگی برای شلیک درکمتر از یک دقیقه می باشد .پس از انهدام تانک های مرکاوا ومشخص شدن ضعف آن درمقابله تسلیحات ضد زره جدید کشورهایی از جمله ترکیه سفارش های خود را پس گرفتند وبه طورکلی قوانین جنگ تنظیم با ادوات زرهی به هم ریخت .با توجه به مقدورات این موشک به نظرمی رسد تانکها حریف بسیاری قدری را درمقابل خود دارند .

ناگفته‌های سید حسن نصرالله از جنگ 33 روزه

نصرالله در پاسخ به بن جدو: بگذارید این امر محرمانه باقی بماند/عماد مغنیه مبتکر بود

‫وی در پاسخ به این سوال که شما گفته‌اید که موشک‌هایی در اختیار دارید که می‌تواند آخرین نقطه فلسطین اشغالی را هدف قرار دهد و آیا این توان موشکی را در جریان جنگ 2006 میلادی هم داشتید یا بعد از آن به این توانمندی رسیدید، گفت: بگذارید این امر محرمانه باقی بماند.

دبیر کل حزب‌الله در پاسخ به فرود نیروهای رژیم صهیونیستی در بعلبک در آن زمان برای آزاد کردن دو سرباز اسیر این رژیم گفت: این عملیات ارتش اسرائیل بر اساس ارزیابی و اطلاعات نادرست صورت گرفت. بگذارید امشب برای اولین بار تایید کنم که آنها اصلا به بعلبلک برده نشده بودند و در بیمارستان نبود بلکه در مکان دیگری بودند.‬

وی گفت: ما در دوره جنگ شماری از مزدوران اسرائیل را دستگیر و به دولت لبنان تحویل دادیم و هرگز آنها را از بین نبردیم.‬

‫به گزارش خبرگزاری فارس، نصرالله درباره ادعای اسرائیل در حمله به دو مجتمع در ناحیه ضاحیه در جنوب بیروت به خاطر حضور سید حسن نصرالله در آن در دوره جنگ گفت: من در دوره جنگ نه به مجتمع سید الاوصیاء و نه مجتمع امام حسن (ع) نرفته بودم و اسرائیل بدنبال به قتل رساندن بیشترین تعداد از مردم بود.‬

وی در پاسخ به مطلب خبرنگار المیادین درخصوص بازدید سید حسن نصرالله بعد از جنگ از شهر بیروت و شجاعت وی گفت: من به همراه عماد مغنیه و دیگر همراهان از مناطق مختلف بیروت دیدن کردیم.‬

نصرالله با ستادیش از عماد مغنیه گفت: این برادر عزیز شهید راس هرم ساختار جهادی بود.‬

وی افزود: عماد مغنیه شبانه روز درخصوص مقدمات جنگ تلاش می‌کرد و کوشش فراوانی داشت و او متفکر و مخترع بود، تقلید نمی‌کرد و با جدیت و دقت کار می‌کرد و وی و دیگر برادران جهادگر در طول 33 روز اصلا دچار ضعف یا تردید یا سراسیمگی و نظایر آن نشدند بلکه عماد مغنیه آرام، مطمئن و ثابت قدم بود و این ویژگی‌هایش بود.‬

دبیر کل حزب الله درباره نقش سوریه در حمایت از مقاومت گفت: سوریه انبارهای سلاح خود در جریان جنگ تموز را به روی ما گشود که هرچه می خواهیم برداریم و سلاح های کورنت را سوریه به ما داد.‬

پیام بشار اسد در اوج جنگ 33 روزه/در روزهای جنگ از ایران سلاحی برای حزب الله ارسال نشد

وی در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به مقاومت در جریان جنگ تموز پیشنهاد ورود به جنگ در کنار حزب الله را داد، گفت: بلکه، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه برای من پیام فرستاد و در آن پیشنهاد پیوستن به جنگ را داد.‬

نصرالله گفت: سوریه این ارزیابی را داشتند که هدف از حمله اسرائیل و توطئه بین‌المللی به همراه وجود برخی توطئه داخلی در لبنان له کردن مقاومت است و ارزیابی می کردند که اگر مقاومت را از بین ببرند رو به سوریه خواهند آورند و پیشنهاد دادند که نیروهای خود را در بخش‌هایی از لبنان بفرستند.

وی گفت: ما سلاحی را در جریان جنگ تموز از ایران منتقل نکردیم زیرا به آن نیاز نداشتیم‬.

دبیر کل حزب الله گفت: دشمن در رسیدن به هر یک از اهدافش شکست خورد و مسئله مردم ما را بر آن داشت که توقف جنگ را بپذیریم.

وی درباره جبهه داخلی در لبنان در جریان جنگ 33 روزه گفت: نخست وزیر وقت لبنان مورد اعتماد ما در پرونده مذاکرات در جریان جنگ نبود.

نصرالله با ستایش از موضع میشل عون رئیس جریان ملی آزاد لبنان گفت: میشل عون از جنبه دیدگاه و بیان آن موضع روشنی دارد.

وی گفت: موضع میشل عون در حمایت از مقاومت برایم غیرمنتظره نبود زیرا از شاخصه های او وضوح دیدگاهش است.

دبیرکل حزب الله لبنان با انتقاد از موضع گروه 14 مارس در داخل لبنان گفت: هدف واقعی گروه 14 مارس حفاظت از لبنان و تدوین راهبرد دفاعی نیست بلکه خلاص شدن از مقاومت و سلاح مقاومت است.

وی گفت: گروه 14 مارس می گوید شما سلاح خود را به ما بدهید حالا هر کاری که ما می‌خواهیم با آن بکنیم به ارتش تحویل دهیم یا آن را جمع کرده و منفجر کنیم یا به دریا بریزیم.

دبیرکل حزب الله لبنان به سخنان جان بولتون در زمان جنگ اشاره کرد و گفت: جان بولتون گفته بود که جنگ تا زمان له شدن و انهدام مقاومت یا تحویل سلاح آن متوقف نخواهد شد.

وعده نایف به 14 مارس در روزهای جنگ 33 روزه/پیام صریح اسرائیلی‌ها به قطر در شورای امنیت، جنگ را متوقف کنید

وی افزود: امیر نایف وزیر کشور وقت عربستان (ولیعهد متوفی) به گروه 14 مارس گفته بود که تصمیمی برای له کردن حزب الله وجود دارد.

نصرالله تاکید کرد: فواد سنیوره نخست وزیر و تیم سیاسی او (گروه 14 مارس) در زمان جنگ از نظر سیاسی یا اخلاقی و انسانی با ما همدردی نکرد بلکه موضعی علیه ما گرفت.

وی سپس به رایزنی های سیاسی در جریان جنگ 33 روزه پرداخت و به سخنان شیخ حمد بن جاسم وزیر خارجه قطر اشاره کرد و گفت که وقتی با هیئت اتحادیه عرب به سازمان ملل رفت تا درباره جنگ رایزنی کند جلوی درب جان بولتون را می بیند که به او می گوید برای چه آمده اید دو راه بیشتر پیش رو نیست یا له شدن و از بین رفتن مقاومت یا تحویل سلاح آن.

دبیرکل حزب الله لبنان به شروط غربیها برای توقف جنگ اشاره کرد و گفت که آنها (غربیها) از استقرار 15 هزار نیروی یونیفل، عدم بازگشت آوارگان به مناطق خود و عدم عقب نشینی اسرائیل از مناطق اشغالی در جنوب لبنان تا زمان مستقر نشدن این نیروها اشاره کردند که این امر تقریبا می توانست چند ماه طول بکشد تا این نیروها تشکیل شود و در این مدت آوارگان نباید باز می گشتند که ما این امر را هرگز نپذیرفتیم.

وی در ادامه به بخش دیگری از سخنان شیخ حمد بن جاسم و درخواست غیرمنتظره و یک شبه غربی‌ها و اسرائیل از شیخ حمد برای توقف جنگ اشاره کرد و گفت: شیخ حمد گفت که نماینده اسرائیل در سازمان ملل به طور غیرمنتظره گفت که کابینه ما تصمیم به توقف جنگ گرفته است و می خواهیم جنگ متوقف شود و وقتی گفت که شما شرط و شروطی را گذشته بودید، از کنار آنها گذشت و گفت که فقط خواهان توقف جنگ است.

نصرالله افزود: اینکه اسرائیلی ها و آمریکایی ها یک شبه خواهان توقف جنگ شدند چه بود؟ علت این بود که به گفته خود غربیها اگر جنگ ادامه پیدا می کرد اسرائیل فرو می پاشید. اسرائیل در طول این 33 سه روز در مقابل مقاومت ناتوان شد و نه نیروی هوایی آن توانست شلیک موشک ها را متوقف کند با اینکه هرجایی را که توانست بمباران کرد و نیروهای مقاومت هم همچنان فعال و تاثیر گذار در صحنه بودند این توانمندی مقاومت بود که آنها را مجبور کرد که جنگ را متوقف کنند.

وی افزود: دستاوردهای مقاومت در طول 33 روز باعث شد که آنها بدنبال متوقف کردن جنگ باشند.

سید حسن نصرالله گفت که مصر در زمان حسنی مبارک و عربستان و برخی کشورهای عربی در جنگ تموز دست داشتند.

وی درباره تحولات سیاسی لبنان بویژه تشکیل دولت گفت: پیشنهاد سعد حریری رئیس جریان المستقبل برای خروج جریان او و حزب الله از دولت خواسته آمریکا است.‬

خصومتی با عربستان نداریم، آنها دشمنی می‌ورزند/گفت‌وگو راه حل مصر است

نصرالله در این مصاحبه طولانی که گفت: اینکه تمام سلام نخست وزیر مامور تشکیل دولت می گوید که خواهان افراد حزبی در دولت خود نیست بدان معناست که وی خواهان تشکیل دولت نیست.‬

وی درعین حال گفت: ما تمام سلام را به عنوان نخست وزیر هنوز تایید می کنیم‬.

وی گفت: ما خصومتی با عربستان اعلام نکرده ایم اما عربستان به معنای کامل کلمه درقبال ما خصومت می ورزد.

نصرالله درباره سخنان اخیر میشل سلیمان رئیس جمهوری لبنان گفت: من ضرورتی ندیدم که به سخنان رئیس جمهور وقتی به حزب الله حمله کرد، پاسخ بدهم.

 

ادامه نوشته

باطن کتاب‌های ضاله چگونه است؟

حضرت استادعلامه حسن زاده آملی می‌فرمودند:

 شبی در عالم رویا دیدم درون چاله سیاه و قیراندودی چند تکه گوشت افتاده است و

 مشغول جابجا کردن آن‌ها هستم و بسیار متعفن و بدبو بود، وقتی از خواب بیدار شدم،

 بوی تعفن آن‌ها مشامم را آزار می‌داد، صبح ساعت 11 درب منزل را زدند،

 آقایی با موتور سیکلت آمده بود و یک پلاستیک سیاه بزرگی پر از کتاب ضالّه، آورده و می‌گفت:

«می‌خواستم این کتاب‌ها را آتش بزنم، گفتم شاید برای شما به منظور خواندن و ردّ کردن

خوب باشد و به دردتان بخورد.»

یاد خواب دیشبم افتادم و گفتم:

آقا جان! آنجا که قرآن و اصول کافی و حدیث داریم، چرا به سراغ اینها برویم؟!

خاطراتی از یک تکنسین بیهوشی در جبهه‌های جنگ

 
دستش را گرفتم با صدای خفه گفت: دست مرا نگیرید خانم!

چاپ سوم «خاطرات ایران» خاطرات یک تکنسین بیهوشی(ایران ترابی) از روزهای جنگ از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

خبرگزاری فارس: دستش را گرفتم با صدای خفه گفت: دست مرا نگیرید خانم!

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از خبرآنلاین، «خاطرات ایران» که توسط شیوا سجادی تدوین شده، شرح کاملی است از زندگی ایران ترابی که اوج جوانی‌اش را در بیمارستان‌های مناطق جنگی گذرانده است. بخش‌های ابتدایی کتاب، شامل خاطرات دوران کودکی او در دهه‎های 30 تا 50 است که بیشتر تلاش‎های وی برای کسب تخصص در زمینه مامایی و کمک به زنان روستایی بوده است.

ایرانی ترابی جزو اولین گروه پزشکی است که به مناطق جنگی اعزام می شود. شرایط سخت جنگ از ایران ترابی یک تکنیسین بیهوشی زن می‎سازد. در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، ایران ترابی که حدوداً 24 ساله بود داوطلب رفتن به مناطق مورد هجوم می‌شود؛ روزهایی که هنوز برنامه دفاعی منسجمی برای مقابله با این حمله ددمنشانه نبوده است.

به گفته شیوا سجادی تدوینگر کتاب، شروع به کار مصاحبه و تحقیق پیرامون روایت‌های ترابی به سال‌های 83 و 84 برمی‌گردد. حدود 50 ساعت مصاحبه ضبط شده در دست بود، با این حال تا آخرین مراحل قبل از سپردن کار به دست نشر که انتخاب و گویا کردن عکس‌ها بود، فرصت پرسش و واکاوی محفوظات ذهنی راوی از دست داده نشد تا اطلاعات تازه‌افزوده و مستند وی فضای روشن‌تری را پیش‌روی مخاطب بگشاید.

کتاب در 22 فصل تنظیم شده و در صفحات پایانی شامل عکس‌هایی است که در واقع گزارش تصویری کوتاهی از فعالیت‌های ایران ترابی در دوره جنگ به دست می‌دهد.

ایران ترابی اسفندماه 1334 در شهرستان تویسرکان از توابع استان همدان به دنیا آمد. علاقة او به تحصیل باعث شد در برابر مشکلات پیش رویش بایستد و با وجود چند سال ترک تحصیل با هدف خدمت به مردم، وارد کار درمان شود. این انگیزه در دوره انقلاب و سال‎های دفاعْ صورت ایثارگرانه به خود گرفت.

در بخشهایی از کتاب می‌خوانیم:

آن زمان برای اولین بار بود که عراق از بمب آتش زا استفاده می‌کرد. جنازه دو نفر را که با این بمب به شهادت رسیده بودند به سردخانه بیمارستان شوش آوردند. من دوربین داشتم و از بعضی از مجروحین و شهدا که به نظرم خیلی خاص بودند عکس می‌گرفتم. آقای شاهین و همکارش، تکنیسین‌های بیهوشی پیش من آمدند. گفتند خانم ترابی دو تا جنازه آوردند که بمب آتش‌زا خوردند. این قدر که از شجاعتت می‌گویند، اگر جرات کردی برو از این جنازه‌ها عکس بگیر.

- در ماشین را باز کردم و بالا رفتم، تمام صندلی‌ها را برداشته و مجروحین کف اتوبوس نشسته بودند. هنوز لباس منطقه را به تن داشتند. روی هر کدام یک پتو انداخته بودند که سرما نخورند. تمام تنشان تاول زده بود و صورت‌هایشان باد کرده بود طوری که چشم‌شان جایی را نمی‌دید. هیچ‌کدام از آنها بالای 30 سال سن نداشتند. دست اولین نفر را که گرفتم تا پیاده‌اش کنم با صدای خفه و گرفته‌ای که به زحمت شنیده می‌شد، گفت: دست مرا نگیرید.

گفتم: باشد. من گوشه‌ این پتو را می گیرم. شما هم گوشه پتوهای همدیگر را بگیرید و آهسته پشت سر هم بیایید.

- زن دیگری هم از اهواز در بخش بستری بود به اسم فاطمه اسماعیلی. هر وقت به بخش می رفتم، سری هم به او می زدم.

وضع اسف باری داشت. در خانه اش خواب بوده که شهر بمباران می شود. دو تا از بچه هایش کشته می شوند و خودش یک پایش را از دست می دهد.

وقتی او را به بیمارستان ما آوردند نه ماهه حامله بود. دکتر ها می خواستند پای دیگرش را هم قطع کنند، ولی راضی نمی شد...

امام خامنه ای : نگران مصر هستیم...

در اين ايام، در منطقه‌ى غرب آسيا و شمال آفريقا و كلاً در منطقه‌ى اسلامى، حوادث بسيارى در جريان است؛ چند مورد از اين حوادث را با اختصار مورد اشاره قرار ميدهيم.

 در كشور خود ما، حادثه‌ى مهم، تشكيل دولت جديد است كه بحمداللَّه با همت مردم و تلاش همه‌جانبه، اين خواسته‌ى قانونى و سنت ملى با بهترين وجهى انجام گرفت و ان‌شاءاللَّه بزودى با انجام وظيفه‌اى كه مجلس شوراى اسلامى نسبت به انتخاب وزراى صالح خواهد كرد، دولت تشكيل خواهد شد و كارهاى بزرگ و مهمى را كه بر عهده دارد، آغاز خواهد كرد؛ اگرچه هم‌اكنون هم بسيارى از كارها را شروع كرده‌اند. اميدواريم توفيق الهى شامل حال رئيس جمهور محترم و مسئولان اجرائى كشور باشد و همراهى مردم هم به آنها كمك كند، دعاى مردم هم كمك كند كه بتوانند كارهاى بزرگى را كه برعهده دارند - كه كارهاى بزرگ، منافع بزرگى هم دارد؛ دشوارى‌هاى بزرگى هم دارد - به بهترين وجهى به انجام برسانند.


 اما در ساير كشورهائى كه در حول و حوش ما هستند - در منطقه‌ى غرب آسيا و شمال آفريقا - حوادث به اين صورت شادى‌آور نيست؛ نگران كننده است.

يك حادثه، حوادث فلسطين مظلوم است كه بعد از گذشت شصت‌وپنج سال از اشغال رسمى فلسطين، هنوز ظلم و جور و اجحاف به آن ملت مظلوم به طور روزانه ادامه دارد؛ تخريب خانه‌ها، دستگير كردن بى‌گناهان، جدا كردن فرزندان از پدران و مادران، انباشتن زندانها از كسانى كه بدون گناه در زندانند يا دوران محكوميت زندانى خود را سپرى كردند؛ و دردناك اينكه قدرتهاى مسلط غرب هم از آن جنايتكاران با همه‌ى وجود حمايت ميكنند. اين يكى از مصيبتهاى دنياى امروز كنونى است كه از يك ظلم آشكار كه مركّب است از دهها و بلكه صدها ظلم به طور متراكم، كسانى حمايت ميكنند كه ادعاى طرفدارى از حقوق بشر، از دموكراسى و از اينگونه شعارهاى زيبا و رنگين بر زبان دارند، اما در عمل از جنايتكاران حمايت ميكنند!

 الان هم باز مجدداً مذاكراتى بين دولت خودگردان فلسطين و صهيونيستها شروع شده است كه مطمئناً نتيجه‌اى جز آنچه كه در مذاكرات قبلى پيش آمد، نخواهد داشت؛ كه عبارت است از عقب‌نشينى فلسطينى‌ها از حقوق خودشان، و تشويق متجاوز به تجاوز بيشتر، و سركوب كردن مبارزات بحق مردم فلسطين.

 خانه‌ها را خراب ميكنند، ساختمانهاى غصبى براى مردم اشغالگر و غاصب ميسازند و ميگويند داريم مذاكره ميكنيم! حالا هم كه اعلام كرده‌اند مذاكرات سرّى است. دستپخت استكبار در اين مذاكرات، مطمئناً به ضرر فلسطينى‌ها است.

 ما معتقديم دنياى اسلام بايد از انگيزه‌ى خود در مسئله‌ى فلسطين لحظه‌اى كوتاه نيايد و عمل غاصبانه‌ى گرگهاى درنده‌ى صهيونيست و حاميان بين‌المللى آنها را محكوم كند.

 اين مذاكراتِ به اصطلاح با ميانجيگرى آمريكا - كه در واقع آمريكا ميانجى نيست، خود او يك طرف قضيه است؛ در طرف غاصبان فلسطين و صهيونيستها قرار دارد - به ظلم بيشتر به مردم فلسطين و منزوى شدن مسلمانان مبارز فلسطين نينجامد.


 مسئله‌ى ديگر، مسئله‌ى مصر است. ما از آنچه كه در مصر ميگذرد، نگرانيم.

گمان وقوع جنگ داخلى در مصر، با كارهائى كه دارد ميشود، روزبه‌روز تقويت پيدا ميكند؛ و اين فاجعه است. لازم است ملت بزرگ مصر، نخبگان سياسى، نخبگان علمى، نخبگان دينى در آن كشور بزرگ نگاه كنند به وضعيت موجود و ببينند چه عواقب وخيمى بر اين وضعيت ممكن است مترتب شود؛

 ببينند وضعيت سوريه را؛ ببينند آثار حضور مزدوران غرب و مزدوران اسرائيل و تروريستها را در هر نقطه‌اى كه در آنجا تروريستها فعالند؛ ببينند اين خطرات را.

 دموكراسى و مردم‌سالارى بايد مورد توجه قرار بگيرد؛ كشتار مردم بشدت محكوم است؛ زبان خشن و زورِ گروههاى مردمى در مقابل يكديگر، مطلقاً بى‌فايده است و حامل ضررهاى بزرگى است. از دخالت قدرتهاى بيگانه - آنطورى كه الان مشاهده ميشود - جز ضرر براى مردم مصر، چيزى به بار نخواهد آمد.

گره مصر را خود مردم مصر بايد باز كنند، نخبگانشان بايد باز كنند؛ فكر كنند، عواقب وخيم و خطرناكى را كه ممكن است بر اين وضعيت مترتب شود، بسنجند. اگر خداى نكرده هرج‌ومرج به وجود بيايد، اگر خداى نكرده جنگ داخلى به وجود بيايد، چه چيزى ديگر ميتواند جلوى آن را بگيرد؟

بهانه براى دخالت ابرقدرتها - كه خودشان بزرگترين بلا براى يك كشور و يك ملت هستند - به وجود خواهد آمد. ما نگرانيم. برادرانه توصيه ميكنيم به نخبگان مصرى، به مردم مصر، به گروههاى سياسى، به گروههاى مذهبى، به علماى دينى، كه خودشان به فكر بيفتند، خودشان اقدام كنند؛ اجازه ندهند به بيگانگان و قدرتمندان - كه با احتمال قوى، سرويسهاى جاسوسى آنها در ايجاد اين وضعيت بى‌دخالت نيستند - اينها باز بيايند دخالت كنند.


 مسئله‌ى بعدى هم مسئله‌ى عراق است. در عراق، يك دولتى، يك حكومتى با موازين مردم‌سالارى و آراء مردم بر سر كار آمده است. چون ابرقدرتها و نيروهاى مرتجع منطقه از اين وضع ناراضى‌اند، ميخواهند نگذارند آب خوش از گلوى مردم عراق پائين برود.

اين انفجارات، اين كشتارها، اين تروريسم جنايتكار، يقيناً از كمك و پشتيبانى‌هاى مالى و سياسى و تسليحاتى برخى از قدرتهاى منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى ناشى شده است، كه نميخواهند بگذارند ملت عراق زندگى خودش را بكند. اينجا هم لازم است سياستمداران عراقى، مسئولان عراقى، گروههاى عراقى، شيعه و سنى، عرب و كُرد، ببينند وضعيتى را كه در برخى از كشورهاى ديگر هست؛ و ببينند عواقب اختلافات داخلى و جنگ داخلى را كه زيرساختهاى يك كشور را نابود ميكند، آينده‌ى يك ملت را تباه ميكند. در همه‌ى اين قضايا، رژيم صهيونيستى و غاصبان اسرائيل نشسته‌اند با خشنودى اين وضعيت را تماشا ميكنند و احساس راحتى و آسايش ميكنند.

آيا اين روا است؟

 

 

صوت بخش مهم سخنرانی رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز عید فطر ...

اعتدال؟!

افسران - آره؟؟؟؟همین بود هی میگفتی؟؟؟؟

جز عرض تسلیت چیز دیگری نمی توان به مسئولین محترم گفت

امام علي (علیه السلام):

 تمام كارهاي خير و حتي جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف، مثل رطوبت دهان است در برابر آب دريا

 

هشت سال پیش که بحث کشف حجاب تدریجی را مطرح کردیم و برای متوجه نمودن مسلمانان و امت حزب الله با این خطر بزرگ اعلان خطر کرده و از جوانان حزب اللهی خواستیم تا با برپایی راهپیمایی علیه مظاهر فساد از فراموش شدن امر به معروف و نهی از جلوگیری کنند ، آنروز خیلی از هم لباسان و اساتید گرامی با اعلان برائت از این اقدام بنده و دوستانم بر خود تکلیف دانستند تا جلوی اقدامات مطالبه گرانه ما را بگیرند.

امروز وقتی می بینم که ائمه محترم جمعه سراسر کشور فریاد استحاله و ارتجاع سر داده و از آندلسی شدن کشور ابراز نگرانی می کنند احساس می کنم که کم کم اواخر طرح کشف حجاب تدریجی است .

بنده بر خود تکلیف می دانم تا همانطوریکه هشت سال پیش گوشزد کردم ولی برخی اساتید این ابراز نگرانی بنده را افراطی گری نامیدند ، ابراز نگرانی خود را از چهار سال دیگر بیان کنم.

بنده با وضع موجود چهار سال دیگر را پیش بینی می کنم که برخی از زنان آنقدر گستاخ خواهند شد که بدون روسری در خیابان ها عبور و مرور خواهند کرد.

 چنانچه در تهران داخل خودروهایشان برخی ها روسری را کنار زده اند.

بنده نسبت به تعطیلی امر به معروف و نهی ازمنکر احساس خطر می کنم.

رفتارهای ناروا با آمرین به معروف توسط اراذل و اوباش های کوچه و بازار و برخی اراذل او باش های نفوذی در بدنه حکومت اسلامی وضع را به وضعیت نامطلوب فعلی رسانده است.

 قمه کشی به روحانی آمر به معروف و نابینا کردن روحانی دیگر و عدم رسیدگی مسئولین زیربط در تعطیلی امر به معروف تاثیر داشته است.

از سویی برخورد سرکوبگرانه و محکومیت های متعدد توسط دستگاه محترم علیه آمرین به معروف بی تاثیر نبوده است.

پرونده سازی هایی که علیه آمرین به معروف انجام شد. تحریم هایی که علیه آمرین به معروف صورت گرفت.

 وقتی ستاد ائمه جماعت استانی یک روحانی را بخاطر هم شهرتی با یک روحانی آمر به معروف و ناهی از منکر در تحریم قرار می دهد و چه برسد به خود روحانی آمر به معروف که در کوچکترین حضور در مسجدی فورا با رایزنی و تهدید مسئولین مساجد از عواقب روی آوردن به آن روحانی می ترسانند ,

جز عرض تسلیت چیز دیگری نمی توان به مسئولین محترم گفت.

چرا که آمر به معروف در تیررس تیرها قرار می گیرد و علم امر به معروف و نهی ازمنکر توسط خودی ها تیرباران می شود

منبع:جهان نیوز

هتک حرمت به آمر به معروف تکرار معنادار یک فاجعه/ ضرب و شتم یک بانوی چادری

۲۳ تیرماه امسال اتفاقی تأسف بار رخ داد که پس از انتشار آن در رسانه‌ها، احساسات عموم مردم مسلمان جامعه برانگیخته شد، خبری با این تیتر « ماجرای کشیدن چادر از سر دختر آمر به معروف در ماه رمضان ». شمس، دختر آمر به معروف ۳۰ ساله‌ای است که در منطقه پونک تهران مورد اهانت و هتک حرمت یک خانم بدحجاب قرار می‌گیرد تا جایی که خانم بدحجاب، تلاش بر کشیدن چادر و روسری از سر این آمر به معروف می‌کند اما موفق نمی‌شود.

۲۴ تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، بانوی چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی برای فارس توضیح می‌دهد.

شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که ۲۴ تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند ۳ ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند ۳ ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً ۱۰ شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه ۲ نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.

ادامه نوشته