جبهه پايداري

بعد از پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در بین اصولگرایان این مساله قوت گرفت که چرا جبهه پایداری بعد از حمایت های بی دریغش از دکتر احمدی نژاد این بار از دکتر جلیلی حمایت کرده است؟
چقدر این حمایت ها در جهت تقویت گفتمان انقلاب بوده؟ و چقدر باعث تزلزل رای و تا چه میزان باعث چند جبهه شدن اصولگراین و در نتیجه عدم انسجام آنها را فراهم کرده است؟
به نظر می رسد مشکل جبهه پايداري بيشتر بر سر استراتژي اين جبهه است.
زيرا مشخص نيست با توجه به فضاي سياسي کشور و تغيير و تحولات ايجاد شده پايداري ها مي خواهند به کدام سمت و سو بروند و چه تاکتيک يا استراتژيي اتخاذ کنند.

جبهه پايداري همان هسته اصلي بود که باعث به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد شد. بنابراين اولين مشکل اين جبهه هم بر سر احمدي نژاد به وجود آمد .
زيرا برخي از اعضاي جبهه پايداري توانستند از احمدي نژاد عبور کنند اما برخي ديگر از اعضاي اين جبهه همچنان معتقد به احمدي نژاد و گفتمان سوم تير هستند.

در هشت سال گذشته گفتمان سوم تير که بخشي از جريان حاکميت در جامعه بوده نتوانسته از نظر عملکرد سياسي،اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي موفق عمل کند.
 در حقيقت اعتقاد جبهه پايداري بازگشت به ارزشهاي انقلاب است که از نظر اين جبهه اين ارزشها از سوي هاشمي رفسنجاني و اصلاح طلبان مورد بي مهري قرار رفته است.

جبهه پايداري اميدوار بود با احمدي نژاد بتواند ارزشها و معيارهاي انقلاب اسلامي را مجددا احيا کنند، از اين رو اولين مشکل اين جبهه با احمدي نژاد ايجاد شد. 
 مشکل اساسي تر جبهه پايداري اين است که در برابر سه موضوع بنيادي دچار بن بست فکري شده است .
مشکل اول اين جبهه در سياست خارجي است که يک سياست راديکال و تندرو را در پيش گرفت و نتيجه آن نه تنها تشديد دشمني ،دشمنان قبلي عليه ايران شد بلکه کشورهايي که در نتيجه سياست هاي تنش زدايي خاتمي به سمت و سوي ايران جمع شده بودند اينها نيزعليه جمهوري اسلامي ايران شدند.

مشکل دوم جبهه پايداري در عرصه اقتصادي است زيرا در نتيجه اعمال سياست هاي اين جبهه از سوي دولت احمدي نژاد اقتصاد ايران دولتي تر شد.
يعني بر خلاف سياست هاي اقتصادي دولت هاشمي که مي خواست اقتصاد باز و آزاد را ايجاد کند عمل شد .
 
مشکل سوم و البته مهمترين مشکل و بحران جبهه پايداري  در خصوص دموکراسي است. در حال حاضر جنبش دموکراسي خواهي مهمترين جريان سياسي و اجتماعي است که در جهان اسلام به وجود آمده  و متاسفانه جبهه پايداري در اين خصوص هيچ پاسخي ندارد.
 

اگر پنج خصلت نبود، همه‌ی مردم جزء صالحان می‌شدند:

 قانع بودن به نادانی،

حرص به دنیا،

 بخل‌ورزی به زیادی،

ریاکاری در عمل،

و خودرأیی.

غررالحکم، ج 2، ص 451، ح 3260

واکنش حسین شریعتمداری به پيروزي روحانی

به گزارش مشرق ، حسین شریعتمداری یادداشت امروز روزنامه کیهان را به تحلیل پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داد و نوشت:

 پيروزي آقاي دکتر حسن روحاني در انتخابات پرشور و حماسي اخير، بلافاصله بعد از اعلام نتيجه انتخابات با تحليل‌ها و گمانه‌زني‌هاي فراوان و متفاوتي در داخل و خارج کشور روبرو شد. بيشترين حجم اين تفسيرها به دو موضوع؛

«احتمال تغييرات جدي در سياست‌هاي کلان نظام» و «نقش و تاثير اين انتخاب بر آرايش سياسي احزاب و جريانات داخلي»

اختصاص داشت که هنوز هم ادامه دارد. يادداشت پيش روي اشاره‌اي گذرا به نکات ياد شده دارد.

1- آقاي روحاني که در انتخابات حماسي 24 خرداد با کسب اکثريت آراي مردم به رياست جمهوري اسلامي ايران انتخاب شده‌اند، اگرچه اعلام کرده‌اند در اداره امور اجرايي کشور سليقه‌اي متفاوت با اصولگرايان و ساير نامزدها دارند ولي اين سليقه سياسي متفاوت در چارچوب سليقه‌هاي درون نظام تعريف شده و احراز صلاحيت ايشان از سوي شوراي نگهبان را در پي داشته است بنابراين، تنها رخداد تازه‌اي که اين روزها، با انتخاب آقاي روحاني اتفاق افتاده- و اتفاق مهمي نيز هست- جابه‌جايي مسئوليت امور اجرايي کشور از يک سليقه سياسي به سليقه سياسي ديگري در چارچوب و بستر تعريف شده نظام است. رخدادي که در عمر سي‌و چند ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بارها اتفاق افتاده است. اين جابه‌جايي نشان مي‌دهد که اولا؛ نگاه مردم براي حل مشکلات و از جمله مشکلات اقتصادي به درون نظام است و به قول حضرت آقا؛ «نظر دشمنان براي ملت ايران اهميتي ندارد» و ثانيا؛ برخلاف آنچه دشمنان بيروني ادعا مي‌کنند، «حلقه‌مديريت» در نظام اسلامي بسته نيست و مسئوليت‌ها مي‌تواند با انتخاب مردم در ميان سليقه‌هاي مختلف درون نظام جابه‌جا شود.
2- تعيين سياست‌هاي کلي و کلان نظام مطابق اصل 110 قانون اساسي از اختيارات رهبري است. بنابراين برخلاف هياهوي دشمنان بيروني و دنباله‌هاي داخلي آنها، با انتخاب آقاي دکتر روحاني، سياست‌هاي کلان نظام تغييري نکرده و نخواهد کرد. آقاي روحاني سال‌هاي متمادي دبير شوراي عالي امنيت ملي و يکي از نمايندگان رهبر معظم انقلاب در اين شورا بوده- و هنوز هم هستند- و مي‌دانند که علاوه بر اختيار قانوني رهبري در تعيين سياست‌هاي کلي نظام- ولايت مطلقه فقيه- بسياري از سياست‌هاي کلان با ارجاع رهبر انقلاب، در اين شورا مورد بحث و بررسي قرار گرفته و نهايتاً در صورت تأييد ايشان به اجرا درمي‌آيد. اعضاي اين شورا مطابق اصل 176 قانون اساسي عبارتند از؛ رؤساي سه قوه، رئيس ستاد فرماندهي کل نيروهاي مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماينده به انتخاب مقام‌رهبري، وزراي امور خارجه، کشور و اطلاعات و برحسب موضوع، وزير مربوطه و عالي‌ترين مقام‌هاي ارتش و سپاه. با توجه به نکته ياد شده، با حضور آقاي دکتر روحاني در رأس قوه اجرايي کشور، هم نگراني بعضي‌ها و هم انتظار برخي ديگر درباره تغيير سياست‌هاي کلان نظام بي‌اساس و نشدني است و البته ايشان نيز تاکنون چنين ادعايي را مطرح نکرده‌اند.
3- همزمان با انتخاب آقاي روحاني، سه جريان جبهه اصلاحات، اطرافيان آقاي هاشمي رفسنجاني و اصحاب فتنه تلاش گسترده و از قبل پيش‌بيني شده‌اي را براي مصادره آراي ايشان به نفع خود آغاز کردند. اين تلاش با استناد به حمايت آقايان هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي از آقاي روحاني صورت گرفته و ادامه دارد. جريانات ياد شده در تبليغات و اظهارنظرهاي خود به طور زيرکانه‌اي موقعيت آقاي دکتر روحاني را تضعيف کرده و ادعا مي‌کنند چنانچه هاشمي و خاتمي از وي حمايت نکرده بودند نمي‌توانست اکثريت آراء مردم را به دست آورد! اين عمليات رواني گسترده و پرحجم براي مصادره آراي آقاي دکتر روحاني در حالي است که؛
الف: مدعيان اصلاحات در همان اوايل کار متوجه شدند نامزد اختصاصي آنها، آقاي عارف کمترين شانسي براي پيروزي ندارد و تمامي نظرسنجي‌ها از پايين‌ترين رده مقبوليت ايشان در ميان 8 نامزد رياست جمهوري يازدهم حکايت مي‌کند. اصرار آقاي عارف که نامزد اصلاح‌طلبان است آراء ايشان را کمتر و کمتر مي‌کرد و نهايتا تصميم به حذف ايشان گرفته شد و با وجود مخالفت‌ها و مقاومت‌هاي فراوان آقاي عارف، او را وادار به انصراف کردند و اين در حالي بود که حلقه‌هاي دوم و سوم جبهه اصلاحات- که معمولاً در جريان تصميم‌هاي اصلي نيستند- به شدت اعتراض مي‌کردند که چرا نامزد اصلاح‌طلبان را حذف مي‌کنيد و از روحاني که هيچ قرابتي با اصلاحات ندارد حمايت مي‌شود؟!
ب: درباره حمايت گروه‌ها و جريانات اپوزيسيون از کانديداتوري آقاي دکتر روحاني، قبل از همه بايد از هوشمندي ايشان قدرداني کرد که برخلاف خاتمي و موسوي و کروبي، نه فقط روي خوشي به اين جرثومه‌هاي فساد و تباهي نشان نداد بلکه با اظهارات خود در مناظره‌هاي تلويزيوني و تأکيد بر آموزه‌هاي نظام و انقلاب- ولو با سليقه و بياني متفاوت- راه سوءاستفاده آنها را در مقياس قابل توجهي سد کرد.
4- اگرچه مدعيان اصلاحات با سر و صدا و هياهو و تيترهاي اول روزنامه‌ها و نشريات تحت مديريت خود اصرار داشته و دارند که انتخاب آقاي دکتر روحاني را پيروزي اصلاح‌طلبان قلمداد کنند و ايشان را وامدار و مديون خود بدانند! ولي با توجه به نکته ياد شده؛
الف: آقاي روحاني نه فقط مديون آنها نيست، بلکه مدعيان اصلاحات به ايشان بدهکار هستند، چرا که آنان در پوشش حمايت از نامزدي آقاي روحاني فرصت حضور و خودنمايي در عرصه سياسي کشور را يافته بودند.
ب: اصحاب فتنه و برخي از مدعيان اصلاحات- تاکيد مي‌شود که برخي و نه همه آنها- بعد از وطن‌فروشي در فتنه آمريکايي- اسرائيلي 88 که با ادعاي تقلب در انتخابات کليد خورده بود، در پي آن بودند که از يکسو پشيماني خود از جناياتي که مرتکب شده بودند را نشان بدهند و از سوي ديگر براي اين شرمندگي و رسوايي پوششي دست و پا کنند. اعلام حمايت آنان از نامزدي آقاي روحاني اگرچه نمي‌تواند مانع مجازات آنها باشد ولي پوشش مورد اشاره را در اختيارشان گذارده است. از اين روي با جرأت مي‌توان گفت که نه فقط آقاي روحاني وامدار مدعيان اصلاحات نيست، بلکه آنها به آقاي دکتر روحاني بدهکار هستند، اگرچه پُز طلبکارانه گرفته‌اند.
5- به اعتقاد نگارنده که با شواهد قابل ارائه فراواني نيز همراه است، آراي آقاي دکتر روحاني قبل از آن که خاستگاه گروهي و حزبي داشته باشد، خاستگاه مردمي داشته است و عوامل زير را مي‌توان در کسب آراي ايشان موثر دانست.
الف: روحاني بودن که در ميان مردم از اعتبار و اعتماد ويژه برخوردار است. اين ويژگي از قضا در ميان حلقه‌هاي اول و دوم جبهه اصلاحات منفي تلقي مي‌شود! يکي از همين طيف طي مصاحبه‌اي درباره آقاي خاتمي- مصاحبه وي موجود است- گفته بود «گروه خوني ايشان به علت آن که روحاني است، با اصلاحات سازگار نيست!»
ب: تعدد نامزدهاي اصولگرا که نهايتا هيچکدام از آنها حاضر نشدند به نفع يکي از ميان خود انصراف بدهند. ممکن است گفته شود مجموعه آراء آنها نيز کمتر از آراء آقاي روحاني بود که در پاسخ بايد گفت؛ مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گيري برخي از آنان عليه يکديگر در مناظره‌هاي تلويزيوني، بيم آن داشتند که اين تفاوت نظرها و کنار نرفتن به نفع ديگري رويه و روشي باشد که هنگام رياست بر قوه مجريه نيز ادامه يابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخي از تنش‌هاي آسيب‌رسان را در پي داشته باشد.
ج: شرايط ناهنجار اقتصادي کشور و مخصوصا گراني‌هاي لگام‌گسيخته و افزايش جهشي قيمت‌ها، همراه با سياه‌نمايي‌هاي گسترده عليه دولت کنوني و ناديده گرفتن خدمات برجسته و بعضا کم‌نظير آن از يکسو و پرداختن دولت به مسائل حاشيه‌اي و بي‌توجهي غيرقابل توجيه به مشکلات معيشتي مردم از سوي ديگر نقش فراواني در جلب آراء به سمت آقاي روحاني داشت. از اين روي جناب دکتر روحاني قبل از آن که از حمايت کارگزاران و مدعيان اصلاحات تشکر کنند بايستي خود را مديون حلقه انحرافي نفوذي در دولت بدانند!
د: تاکيد آقاي روحاني بر پيروي از رهبر معظم انقلاب، دو دهه نمايندگي حضرت آقا در شوراي عالي امنيت ملي و... از جمله عوامل ديگري است که در همپوشاني با ساير عوامل ياد شده در کسب اکثريت آراي مردم نقش داشته است.
6- اين روزها مدعيان اصلاحات و اصحاب فتنه در هماهنگي با رسانه‌ها و مراکز بيروني، اصرار دارند انتخاب آقاي روحاني را با مشخصاتي که خود براي ايشان ترسيم نموده‌اند، نشانه تضعيف اصولگرايي و تفکر بسيجي در اين مرز و بوم قلمداد کرده و سرخوردگي آنان را دنبال کنند، و حال آن که اقتدار نظام و جايگاه برجسته کنوني آن در منطقه و جهان مديون فداکاري بسيجيان و حزب‌الله پاکباخته است و اين جريان الهي و انقلابي در همه عرصه‌هاي داخلي و خارجي کشور حرف اول را مي‌زند... و شرح بيشتر در اين باره را به زمان ديگري موکول مي‌کنيم.
7- و بالاخره، اکنون آقاي روحاني رئيس جمهور همه ملت هستند و به قول حکيمانه رهبر معظم انقلاب، بايد رقابت‌ها تبديل به رفاقت شود و همگان براي تحقق آنچه رئيس جمهور منتخب وعده داده است به کمک ايشان بشتابند.

حسين شريعتمداري

آقای هاشمی!می‌دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی‌زند؟!

یادداشت خواندنی ده نمکی؛
آقای هاشمی!می‌دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی‌زند؟!

 
اگر سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.
آقای هاشمی!می‌دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی‌زند؟!
به گزارش جهان، مسعود ده نمکی در گزارشی با عنوان "آقای هاشمی! می دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی زند!" در وبلاگش نوشت:
پیام آقای هاشمی بعد از انتخابات اخیر مبنی بر سلامت کامل انتخابات برای کسانی که چهار سال پش با پیام همسر مکرمه ایشان و همفکرانشان قاعده بازی مردم سالاری را به هم زدند و به جای تبریک به رقیب به آتش افروزی پرداختند شگفت انگیز است.

نه فقط حضرت ایشان بلکه عموم کسانی که پرچم مدارا و تسامح و تساهل و دموکراسی و تحمل
اگر سوال کنند اسمش آزادی اندیشه است ولی اگر سوال کنی می گویند تفتیش عقاید است.
مخالف و روشنفکری را مانند چماق بر سر منتقدین خود می کوبند تعریف دوگانه ای از دموکراسی دارند. در منظر این دوستان اگر نامزد پیروز فرد مورد نظر آنها باشد ایران بهترین شکل دموکراسی را دارد و اگر نامزد پیروز رقیب یا مخالف آنها باشد تقلب و مهندسی آرا نام می گیرد.

اساسا این گروه همه چیزشان شبیه هم است در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و حوزه اندیشه هم اینگونه رفتار می کنند مثلا در همین سینما اگر فیلم مد نظر آنها بفروشد می گویند مخاطب اندیشمند و فرهیخته ولی اگر فیلم از آن فرد هم فکر آنها نباشد می گویند فیلم عوام پسند است و مردم ساده پسندند.

اگر در مطالب و ابراز نظرشان توهین و فحش باشد می گویند آزادی بیان است ولی اگر جواب بدهی می گویند هوچیگری و نقد ناپذیری.

اگر سوال کنند اسمش آزادی اندیشه است ولی اگر سوال کنی می گویند تفتیش عقاید است.

اگر
در یک کلام حوزه سیاست و فرهنگ و مدیریت فقط باید در انحصار آنها باشد و از منظر آنها مخالف خوب مخالف مرده است.
سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.

در یک کلام حوزه سیاست و فرهنگ و مدیریت فقط باید در انحصار آنها باشد و از منظر آنها مخالف خوب مخالف مرده است.

انگار غربی ها هم این منش را دارند نمی دانم کدام یک از هم آموخته اند. القاعده خوب القاعده ای است که شیعه بکشد القائده بد القائده ای است که انسان غربی را بکشد. دیکتاتور خوب دیکتاتوری است که در بحرین شیعه بکشد.

آری این چنین است برادر!

اگر کسانی که در هردوره پیروزی رقیب را به این آسانی می پذیرند و به جای سطل اشغال آتش زدن پیام تبریک برای مخالف خود می فرستند روشنفکر نیستند، توصیه می کنم به این منش خود افتخار کنند ولو اینکه همیشه از نظر اصلاح طلبان و روشنفکر نمایان متهم باشند.

به هر حال امیدوارم مدعیان روشنفکری و دموکراسی آداب برد و باخت را در همه حوزه های فرهنگی و سیاسی یاد بگیرند. و انتخاباتشان مثل جشنواره سینمایی شان نباشد.

پیام امام خامنه ای به مناسبت حضور حماسی مردم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

در پی حماسه‌ی با شكوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تشكر و قدردانی خطاب به مردم ایران صادر كردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این پیام با اشاره به حضور متراكم و خیره كننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان حسود خواندند و تأكید كردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است كه به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

متن كامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پُرشور انتخابات در روز جمعه‌ی ۲۴ خرداد، آزمون خیره‌كننده‌ی دیگری بود كه چهره‌ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده‌ی سیاسی و پای فشردن بر مردم‌سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناكی است كه با حضور متراكم شما در پای صندوق‌های رأی، یك بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته‌ها و گزافه‌های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
حماسه‌ی حضور شما پیوند مستحكم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه‌ی بدخواهانی كشید كه با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست كردن این اعتماد و پیوند مقدس‌اند.
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه‌ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استكبار، با زیبایی و چیره‌دستی هرچه تمام‌تر به تصویر كشید و كشور خود و منافع ملی خود و آینده پُرتلاش و امیدوارانه خود را بیمه كرد.
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است كه به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ‌ناپذیر و چهره‌ی پُرنشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
اینجانب با خشوع و خاكساری در برابر لطف و رحمت خداوند حكیم و علیم، جبهه‌ی سپاس بر زمین می‌سایم و خود و شما را به ذكر و شكر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی الله الاعظم روحی‌فداه و تبریك به ملت عزیز و به رئیس‌جمهور منتخب جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نكاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میكنم:

۱- اكنون كه حماسه‌ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه‌ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته‌های رقابت، باید جای خود را به همكاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته‌ی خود را به  دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید كسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار كند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش كنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ ی امنیت كشور و خنثی‌كننده‌‌ی ترفندهای دشمنان است.

۲- رئیس‌جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌‌ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی كه رئیس‌جمهور و همكاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان كمك و با آنان همكاری صمیمانه كنند.

۳- اكنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت كار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است كه شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و كارهائی كه شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.

۴- تحقق حماسه‌‌ی انتخابات، بدون شركت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امكان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت‌های محترمی كه پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی‌ناپذیر خود، صحنه‌ی مسابقه ئی شورانگیز را آفریدند، صمیمانه تشكر كنم و آنان را باز هم به نقش‌آفرینی در عرصه‌های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.

۵. و نیز لازم میدانم از همه‌ی آحاد ملت كه این بار نیز حادثه‌ای ماندگار خلق كردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی كه در ترغیب به مشاركت، نقش‌های ارزنده ایفا كردند، و نیز از دست‌اندركاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت كشور و شورای محترم نگهبان كه زحمات طاقت‌فرسای این هفته‌های پُركار را صبورانه تحمل كردند و با امانت كامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پُرتلاشی كه امنیت این پدیده‌ی حساس را در كشوری با این وسعت، تا اقصی‌نقاط آن تضمین كردند و همچنین از همه‌ی دستگاههای همكار آنان، صمیمانه تشكر كنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.

۶. لازم میدانم به شكل ویژه از رسانه‌ی ملی و دست‌اندركاران محترم آن كه شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتكرانه‌ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش‌ها و اندیشه‌ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را به شكل آشكار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشكری بسزا و بلیغ كرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم.

در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت‌های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تكریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده‌ئی هرچه بهتر را برای این كشور و این ملت آرزو و مسألت میكنم.
والسّلام علیكم و رحمه الله
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۲

ایران نمونه انتخابات مردمی برای جهان اسلام است

سید حسن نصرالله، دبیركل حزب‌الله لبنان به مناسبت روز جانباز سخنرانی را ایراد كرد كه در قسمتی از آن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران پرداخت. زاویه‌ی نگاه سید حسن نصرالله، به انتخابات ایران قابل توجه است:

امروز باید از جانب خود و همه‌ی شما این جشن بزرگ استثنائی بی‌مانند در جهان سوم و این حضور متراكم و شگفت‌آور مردمی را به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دام‌ظله‌الشریف و ملت عزیز ایران تبریك بگویم. حضوری كه از ابتدای صبح همه‌ی خبرگزاری‌های خارجی آن را بیش از انتظار دانستند. همان‌گونه كه حضرت سید القائد حفظه‌الله فرمودند: «هر رأیى كه شما به یكى از این نامزدهاى محترم بدهید… رأى به جمهورى اسلامى داده‌اید. رأى به هر نامزدى، رأى به جمهورى اسلامى است؛ رأى اعتماد به نظام و سازوكار انتخابات است.» نظامی كه برخی می‌خواهند آن را در موضع خصومت و جنگ قرار دهند و آن را دشمن عرب و مسلمانان بدانند و اسرائیل و قدس و پروژه‌های آمریكا و… را فراموش كرده‌اند.

ایران امروز برای همگان و مخصوصاً جهان اسلام نمونه‌ی حضور، مشاركت و انتخابات مردمی است. نگاه كنید، ما امروز صحنه‌ی یك امام، رهبر و ولی فقیه را پیش چشم داریم كه بعضی‌ها حتی نمی‌دانند ولی فقیه طبق قانون چه اختیاراتی دارد. یعنی اختیارات بعضی پادشاهان، امیران و رؤسای عرب ما صد برابر ولی فقیه است اما مردم از قوانین اساسی خبر ندارند. در هر صورت: ولی فقیه ایران یك رأی دارد. مثل هر كشاورز ایرانی. مثل هر مسلمان، مسیحی، ارمنی، اهل سنت، فارس، تركمن و بلوچ فقط یك رأی دارد. می‌اندازد داخل صندوق و مجموع رأی‌ها رئیس‌جمهور، رئیس قوه‌ی مجریه را كه در ایران اختیارات بسیار گسترده‌ای دارد تعیین می‌كنند. در هر صورت امیدواریم این جشن‌های مردم‌سالاری دینی همه‌ی كشورهای جهان عرب و اسلام ما را فرا بگیرد.

دلم از دست شما پر خون است...

شگفتا به خدا كه هماهنگي اين مردم در باطل خويش

و پراكندگي شما در حق خود،

 دل را ميميراند و اندوه را تازه ميكند...

 دلم از دست شما پر خون است...

 ديني كو كه جمع و فراهمتان دارد؟

خطبه 28 نهج البلاغه

پناهیان: دشمن از قالیباف احساس خطر کرده؛ بقیه به نفع او کنار بروند

در حال حاضر دشمن از آقای قالیباف خیلی احساس خطر میکنند شاید دشمن نسبت به آقای جلیلی حساسیت داشته باشند ولی از آقای قالیباف احساس خطر میکند. هر کس به قالیباف رای بدهد رای صحیح داده است . ما از قالیباف موضع غلط ندیدم ولی از آقای ولایتی موضع صریحا غلط دیدیم
شفاف: علیرضا پناهیان خطیب مشهور تهران گفت: هر کس به قالیباف رای بدهد رای صحیح داده است . ما از قالیباف موضع غلط ندیدم ولی از آقای ولایتی موضع صریحا غلط دیدیم
 
وی گفت: آقای قالیباف رای بیاورند رایشان حلال هست و ایشون با عمل به میدان آمده اند و مهمتر اینکه هر کس به خاطر این عمل به ایشون رای بدهدند رای صحیح داده اند . ما از قالیباف موضع غلط ندیدم ولی از آقای ولایتی موضع صریحا غلط دیدیم
 
پناهیان تاکید کرد: قالیباف شخصی است که در میدان هست و کارهای بزرگ انجام دادنش را هم با عمل به اثبات رسانده است و ازپیشینیان هم قوی تر بوده است.
 
در حال حاضر دشمن از آقای قالیباف خیلی احساس خطر میکنند شاید دشمن نسبت به آقای جلیلی حساسیت داشته باشند ولی از آقای قالیباف احساس خطر میکند
 
پناهیان تاکید کرد: نمیدانم آقای ولایتی مستحضر هستند یا نه اگر ایشان همین مقطع به نفع آقای قالیباف کنار بروند و وسریع هم تسریع نمایند و پای این موضوع هم بایستند و استدلال هم بیاورند و دیگران را هم متقاعد کنند اخلاقی به جامعه تزریق می شود که در طول 8 سال ریاست جمهوری ایشان این اخلاق به وجود نخواهد آمد.

فیلم همین صحبت ها را در لینک های زیر مشاهده نمایید:

برای مشاهده کلیپ شماره 1 کلیک نمایید.

برای مشاهده کلیپ شماره 2 کلیک نمایید.

چگونه انتخاب کنیم؟

کی از سوالات مهمی که در مردم سالاری دینی مطرح شده این است که باید با چه مبنایی به یک فرد رسید و به او رای داد؟ آیا حب و بغض‌های سلیقه‌ای یا تعلق فرد به حزب، گروه، قومیت یا جغرافیای خاص ملاک تشخیص رای‌دهندگان است؟ شاید در دموکراسی‌های رایج دنیا از هر شیوه ای -از جمله تعلق به حزب، قومیت، مذهب و ...- برای به انتخاب رساندن مردم استفاده شود اما اگر تفاوت ماهوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را در اسلامی بودن آن با سایر سیستم-های حکومتی بدانیم – که چنین است- در انتخابات نیز باید بر اساس آموزه‌های اسلامی عمل نمائیم. با نگاه اسلامی، انتخابات هم یک حق و هم یک وظیفه ملی و شرعی است و انتخاب‌گر باید طوری عمل کند که نسبت به انتخاب یک مسئول –به عنوان نماینده شورای شهر و روستا، نماینده مجلس یا رئیس جمهور- نزد پرودگار خود پاسخ‌گو باشد لذا باید گزینه اصلح را انتخاب نماید یعنی فردی صالح‌تر از سایر گزینه‌های موجود.

بر اساس نظریه کلان امام-امت و الگوی عمل سیاسی منطبق بر آن، اصلح گزینی جز از راه حرکت در طریق امام جامعه امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین هر فرد مکلف، باید ملاک‌های مد نظر امام جامعه را با نامزدهای حاضر سنجیده و به فردی رای دهد که نزدیک‌ترین به ملاک‌های امام است. اجمالا دلیل تمسک به ملاک‌های امام جامعه این است که ایشان بیشترین شناخت را از نیازهای جامعه و مردم داشته، نهایت علاقه را به اعتلا و پیشرفت کشور و انقلاب دارد و با اشراف نسبت به اندیشه نخبگان و نامزدهای حاضر، ملاک‌های مطلوب این برهه زمانی را ارائه می‌دهد. این مسئله بارها مورد توجه امام خامنه¬ای قرارگرفته که ملاک و معیار تشخیص اصلح از سوی خودشان ارائه می‌شود. آخرین اشاره ایشان در اینباره عبارت است از: «حالا آن ... كه چگونه اصلح را پيدا كنيم و مشخصات يك انسانى كه اصلح از ديگران است چيست، نكاتى در اين زمينه وجود دارد كه ان‌شاءاللّه اگر بنده عمرى داشتم، در آينده تا قبل از روز انتخابات عرض خواهم كرد. بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم 25/02/1392‌«

انتخابات اسلامی علاوه بر توجه به صلاحیت، تفاوت‌های مهم دیگری نیز با انتخابات غیر اسلامی دارد؛ البته تبیین تفاوت انتخابات اسلامی با انتخابات غیراسلامی مجالی جداگانه می طلبد اما اجمالا آنکه در انتخابات اسلامی عقلانیت جایگاهی ارزشمند دارد و بالعکس؛ اساس انتخابات غیراسلامی بر هیجان و عقل‌گریزی است. در تبلیغات انتخابات غیراسلامی تزویر، استفاده از اطلاعات ناقص یا غلط، استفاده از محرک‌های مادی و شهوانی، امری طبیعی است اما انتخابات اسلامی مبتنی بر واقع‌نمایی و بازنمایی حقایق است که نتیجه‌ای جز گرایش به جبهه حق و شناخت اصلح ندارد.

اگر وظیفه ما در سال‌های آتی، تحقق دولت اسلامی و جامعه اسلامی است و پیشرفت کشور و انقلاب اسلامی را از خداوند می‌طلبیم باید انتخابی اصلح داشته باشیم و برای تحقق این امر راهی نداریم جز شروع مشقی نوین در تبعیت از امام امت، رهبر معظم انقلاب اسلامی، و تلاش برای اجرایی شدن انتخابات اسلامی.

مطالب صفحات آتی تلاشی است برای کمک به شناخت اصلح با استفاده از ملاک‌هایی عقلانی، کارشناسانه و عامه فهم که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بیان شده‌‌اند

لطفا برای شروع فرایند ارزشیابی روی نام کاندیدای مورد نظر در بالای صفحه کلیک نمائید.



شاخصه‌های اصلح

اینکه جمهوری اسلامی ایران سه دهه با افتخار و سربلندی و داشتن استقلال کامل در سیاست خارجی و الگوی کارآمد در سیاست داخلی توانسته است روی پای خود بایستد و به هیچ کشوری وابسته نباشد، به خاطر تولید الگوهای تخصصی سیاست‌گذاری است. نمی‌توان به اخلاق‌، اسلام و معیارهای کیفی و صفات اخلاقی، انقلابی و اسلامی، به عنوان تعهد تکیه کرد و تخصص را کنار گذاشت. در فرموده‌های امام خمینی (رحمت الله علیه)، گزاره‌های بسیار زیادی راجع به تخصص و داشتن تجربه و مدیریت آمده است. فردی می‌تواند به عنوان اصلح معرفی شود که سابقه‌ی اجرایی و مدیریتی بالایی داشته باشد و تجربه‌ی او در امور سیاست‌گذاری و حکومت‌مداری شهره باشد تا بتواند کارایی نشان دهد (صحیفه‌ی امام، ج 11، ص 370).
 
یکی از عواملی که باعث می‌شود مردم راضی باشند و معاش شهروندان به خطر نیفتد داشتن تخصص در رأس حکومت است. به صرف اخلاق و صفات کیفی، نمی‌توان نامزدها را برای ریاست‌جمهوری تعیین کرد. تجربه و سابقه‌ی مدیریتی آن قدر اهمیت دارد که امام می‌فرمایند در انتخاب اصلح خود برای ریاست‌جمهوری، دقت کنید به سوابق اجرایی و کارهایی که نامزدها انجام داده‌اند. سوابق قبل و بعد از انقلاب آن‌ها را بسنجید. شایسته‌ترین، تواناترین و کارآمدترین افراد را انتخاب کنید. لایق و شایسته بودن به معنای تخصص و سابقه‌ی مدیریتی و اجرایی است.

شاخصه‌های اصلح از منظر رهبر انقلاب به روایت نمودارها

شاخصه‌های اصلح از منظر رهبر انقلاب به روایت نمودارها

گروه سیاسی برهان؛ جمهوری‌اسلامی همان‌گونه که از نامش پیداست از دو رکن جمهوریت و اسلامیت تشکیل شده است. این بدان معناست که در این نظام، می‌بایست مسئولین و کارگزاران بر اساس ملاک‌ها و معیارهای اسلامی انتخاب شوند؛  همانطور که مقام معظم رهبری فرموده‌اند‌: «در جمهورى اسلامى، انتخاب، انتخاب اصلح است؛ نه رقابت انتخاباتى. این دعواها و رقابت‌ها، متعلق به دموکراسی‌هاى غربى است که از خدا و دین، هیچ چیزى به مشامشان نرسیده است.کارهایى که بعضی‌ها انجام مى‌دهند، باب جمهورى اسلامى نیست. در این جا ممشا، ممشاى اسلامى است و انتخاب، انتخاب اصلح.»
 
از آنجایی که در حال حاضر در پیچ بزرگ تاریخی هستیم ضرورت اصلح بودن سکان‌دار  کشور در عبور از این پیچ بزرگ تاریخی اهمیت مضاعفی یافته است تا بتواند با ویژگی‌های شایسته‌ی خود جمهوری اسلامی ایران را به سلامت به سرمنزل مقصود برساند. بنابر این ضروری است شاخص‌های انتخاب اصلح را برای این امر خطیر از بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جویا شویم تا بار دیگر از آموزه‌های این بزرگوار الهام گرفته و این صراط مستقیم را استمرار بخشیم.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*گروه سیاسی برهان/انتهای متن/

- بخوانید تاسف‌آور- است که چرا نامزدهای محترم اصولگرا به این نکته بسیار بدیهی توجه نمی‌کنند؟!

شما بزرگواران، نماینده همان توده‌های عظیم مردم اصولگرا هستید که به قول امیرالمؤمنین علیه‌السلام «نمی‌بارند، مگر آن که سیل به راه می‌اندازند»... سد راه این سیل نشوید زیرا بیم آن است که خدای نخواسته با این سیل بروید!
به گزارش مشرق ، حسین شریعتمداری در یادداشت امروز کیهان نوشت: در میان عکس‌ها و تصاویری که از دوران قاجاریه در دست است، و در مطبوعات و کتاب‌های تاریخ به چاپ رسیده، تصاویری دیده می‌شود که در آن پادشاه یا یکی از شاهزادگان قاجار در حالی که تفنگ شکاری در دست دارد پای خود را روی بدن یک آهوی شکار شده گذاشته و با زبان بی‌زبانی، مهارت خویش را در شکار آهوی تیزپا به رخ می‌کشد! اما به نوشته برخی از وقایع‌نگاران، واقعیت آن است که گماشتگان و اطرافیان شاهزاده قاجار، آهوی تیزپا را با گستردن دام شکار کرده و برای شاهزاده آورده‌اند تا جلوی دوربین عکاس‌باشی دربار ژست بگیرد و قمپز در کند که بعله، آهوی تیزپا را فرزند قبله عالم! شکار فرموده‌اند!

وقتی نامزدهای محترم اصولگرا برای خود احترام بیشتری از گفتمان اصولگرایی قائلند و با بی‌تدبیری غیرقابل توجیه از وحدت روی یک کاندیدا خودداری می‌کنند به طور طبیعی و غیرقابل تردید، رودخانه خروشان آراء اصولگرایان به چند «نهر» تبدیل می‌شود که مدعیان اصلاحات را برای پریدن از روی آن به طمع می‌اندازد.
در این حالت نامزدهای اصولگرا چه بدانند و بخواهند و چه ندانند و نخواهند، در نقش همان اطرافیان مورد اشاره ظاهر شده‌اند و آهوی تیزپای اصولگرایی را به دام انداخته و برای پُز دادن و قمپز در کردن به شاهزاده قاجار هدیه کرده‌اند.
 درک این واقعیت به ذهن پیچیده و ژرف‌اندیش نیازی ندارد و از جمله قضایای بدیهی است که به قول اهل منطق، فقط تصور آن، باعث تصدیق خواهد بود و تعجب‌آور
- بخوانید تاسف‌آور- است که چرا نامزدهای محترم اصولگرا به این نکته بسیار بدیهی توجه نمی‌کنند؟! کجای این قضیه قابل تردید است و یا کمترین ابهامی دارد؟! آیا نمی‌بینید که وطن‌فروشان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در باشگاه مدعیان اصلاحات کباده می‌کشند و نامزد آنها به حضور و حمایت این عده که در فتنه 88 آشکارا نقش ستون پنجم دشمن را بر عهده داشتند و از جرج سوروس صهیونیست، تیموتی اش، مایکل لدین و... دستورالعمل می‌گرفتند، افتخار هم می‌کند؟!
شاید نامزدهای اصولگرا- که از ارادت نگارنده به خود باخبرند- از این سخن ابرو درهم کشیده و عصبانی شوند و شاید هم شانه به بی‌اعتنایی بالا انداخته و زیر لب زمزمه کنند که «این چه حرفی است»؟!
 ولی واقعیات غیرقابل انکار را با ابرو درهم کشیدن نمی‌توان انکار کرد.
 شما عزیزان، به نمایندگی از اصولگرایان وارد صحنه شده‌اید بنابراین گفتمان اصولگرایی که ترجمان دیگری از گفتمان امام و انقلاب و رهبری است، به امانت در دست شماست و می‌دانید و می‌دانیم که هیچیک از شما برادران عزیز و بزرگوار مالک آن نیستید!... آیا این رسم امانتداری است که هر کدامتان تکه‌ای از آن را در دست گرفته و به سوی خود بکشید؟!

به یقین ماجرای عبرت‌انگیز و درس‌آموز آن دو زن را شنیده‌اید که هرکدام ادعای مادری کودکی را داشتند و هنگامی که حضرت امیر علیه‌السلام، پس از آن که نصیحت و انذار را بی‌تاثیر دیدند، به تدبیر- و نه در مقام عمل- فرمودند شمشیری بیاورید تا سهم هریک را بدهم! آن که مادر واقعی بود، دست از ادعا کشید و حضرت، کودک را به او سپرد. آیا این ماجرا فقط برای نقل در کتاب‌ها و یا استناد در سخنرانی‌ها و خطابه‌هاست؟! مگر نمی‌بینید که با اصرار بر حضور خود، آراء پرشمار اصولگرایان بی‌شمار را تکه‌تکه می‌کنید؟!... خودتان بفرمائید که در این میان مادر واقعی کیست؟! و چگونه قابل شناسایی است؟!

شما بزرگواران، نماینده همان توده‌های عظیم مردم اصولگرا هستید که به قول امیرالمؤمنین علیه‌السلام «نمی‌بارند، مگر آن که سیل به راه می‌اندازند»... سد راه این سیل نشوید زیرا بیم آن است که خدای نخواسته با این سیل بروید!

حسين شريعتمداري

انتشار گسترده پیامک و خبر انحرافی به نفع یک نامزد خاص +عکس

 

به واقع آیا کار بدانجا رسیده است که برخی از اصولگرایان برای جلب آرای امت حزب الله دست به دروغ و خبرسازی بزنند؟ امیدواریم در ادامه و با پیگیری نهادهای مسوول، ریشه انحرافی این خبر مشخص و عاملان آن معرفی گردند.
به گزارش مشرق ، متأسفانه طی هفته های گذشته برخی از نامزدها سعی کردند خود را به هر طریق ممکن "گزینه نظام" یا "گزینه رهبر" معرفی نمایند. این روند حتی به پیش از احراز صلاحیت ها نیز می رسید. زمانی که هاشمی رفسنجانی سعی کرد در این زمین بازی کند.

به واقع رهبر انقلاب در زمینه جدال سیاسی و تبلیغی نامزدهای ریاست جمهوری مظلوم واقع گردیده است و هر کسی به هر شیوه ممکن سعی می کند از گفته ها و ناگفته های ایشان بهره سیاسی ببرد.

در آخرین مورد که این روزها در حال انجام است پیامک های وسیعی منتشر شده است که با دید نقد محتوای آن را منتشر می کنیم:

مقام معظم رهبری (حفظه الله) فرمودند:
ببینید دشمن چه کسی را هدف گرفته و کی برای او خطرآفرین است همان شخص بهترین خادم ملت است. (91/12/24)


اوباما:
..... {نامزد خاص} برای منافع ما در دنیا خطر آفرین است.


نتانیاهو:
اگر رئیس جمهور آینده ایران .... {نامزد خاص} بشود مقاومت تقویت و سلطه ی ما بر منطقه به اتمام می رسد.


سازمان منافقین:
جبهه اصلاحات تمام توان خود را بکار گیرد تا .... {نامزد خاص} روی کار نیاید.

اما به واقع آیا این چنین جملاتی از این افراد منتشر شده است؟ با نگاهی به سایت دفتر مقام معظم رهبری در می یابیم که معظم له در تاریخ مذکور (24 اسفندماه) اصولا ایشان هیچ دیدار و بیاناتی جز"پیام به کنگره بزرگداشت علامه طباطبایی یزدی" نداشته اند.

همچنین با جستجو در بیانات و پرسش از افراد مطلع، مشخص شد که این جمله ساختگی می باشد. از سوی دیگر رییس جمهور آمریکا تا کنون در مورد هیچ یک از نامزدهای انتخابات اعلام موضعی نکرده است. این در حالی است که سازندگان این پیامک و خبر دست به کار شده و آن را به صورت گسترده در سایت های خبری نیز منتشر کرده اند.





با جستجو در سایر بیانات نیز مشخص شد که کل گفته های مذکور در این پیامک و خبر، دروغ و تبلیغی می باشد. به واقع آیا کار بدانجا رسیده است که برخی از اصولگرایان برای جلب آرای امت حزب الله دست به دروغ و خبرسازی بزنند؟ امیدواریم در ادامه و با پیگیری نهادهای مسوول، ریشه انحرافی این خبر مشخص و عاملان آن معرفی گردند.



*دیدبان

آبادانی فقط در صورت ناامیدی دشمن از ما پدید می‌آید

در قرآن خداوند متعال فرمود «اَلا بذکرِ الله تَطمَئِنُّ القُلوب» نه به اینکه ان‌شاءالله نمی‌شود، نه به غفلت از رنج‌ها، نه به غفلت از تلخی‌ها، نه به غفلت از ترس‌ها، به چی؟ به ذکر خدا. آقایان! دوستان من! شیطان است که به آدم آرامش بی‌خود می‌دهد، آرامش کاذب‌تان را بریزید دور. آقا! ناآرام می‌شویم. بابا! با خدا آرام باش.

در فضای سیاسی جامعه الان یک مقدار این موضوع وجود دارد، من واقعاً از صداوسیما انتقاد دارم که چرا مشکلات مردم سوریه و عراق را درست برای مردم ما توضیح نمی‌دهد. دشمن ما خیلی وحشی‌تر از گذشته شده، این دشمن ماست. برای اینکه نفوذ ما را در منطقه کاهش بدهد روزانه هفتادتا در عراق دارند می‌کُشند، اینها را نبینیم؛ سرِ انتخابات به‌خاطر پول و ... برویم رأی بدهیم، دیگر فضای انتخابات دارد خیلی غیرانقلابی می‌شود.

دشمن را باید ترساند

این دشمن خاک‌ بر سر را فقط باید بترسانی. این آقایان نامزدهای محترم هرکدام بگویند چه‌جوری می‌خواهند دشمن را بترسانند؟ ما امنیّت‌مان فقط از راه «ترساندن دشمن» و «از بین بردن تهدیدهای دشمن» پدید می‌آید، نه از راه دیگر.

رهبر | ما در مقابل تهدید، تهدید می‌کنیم

ما ملّتی نیستیم که بنشینم تماشا کنیم قدرت‌های پوشالیِ مادی که از درون کِرم‌خورده و موریانه‌خورده‌اند، ملّت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید می‌کنیم.

رهبر | اگر غلطی از آنها سر بزند، ...

گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی ما را تهدید هم می‌کنند، تهدید به حملۀ نظامی می‌کنند، اما به نظرم خودشان هم می‌دانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.

زمان جنگ | سؤال خبرنگار: مادر! چرا گریه می‌کنید؟

- مادر! چرا گریه می‌کنید؟

- گریه‌ام از این است که آخر اینها دارند می‌روند جان می‌دهند، ما فکر . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .  برای این گریه می‌کنم.

آبادانی فقط در صورت ناامیدی دشمن از ما پدید می‌آید

ما در مقابل غرب باید قدرت مقاومت خودمان را به اثبات برسانیم و ما تنها ابزاری که داریم مقاومت است، هیچ ابزار دیگری نداریم. ما اگر به سمتی برویم که دشمن از ما ناامید بشود، راحت‌تر زندگی خواهیم کرد. آبادانی فقط در صورت ناامیدی دشمن از ما پدید می‌آید.

وقتی دشمن ناامید بشود کوتاه می‌آید، وقتی امیدوار بشود فشار می‌آورد، خودشان صریحاً دارند می‌گویند، در سال‌های گذشته می‌گفتند ما تحریم اینقدر ایجاد می‌کنیم، فشار اینقدر ایجاد می‌کنیم تا کوتاه بیایند. کوتاه بیایند؟ کی کوتاه بیایند؟ مردم کوچه و بازار؟ آنها که می‌دانند مردم کوچه و بازار کوتاه نمی‌آیند، یقیناً دلشان را خوش کردند به برخی از سیاستمدارانی که زمینۀ کوتاه آمدن و سازش در وجودشان هست.

رهبر | محاسبات دنیا این است!

در داخل کشور ما یک مجموعه‌های سیاسی هستند تحلیل‌شان این است، می‌گویند وقتی که طرف خیلی چهرۀ سگی از خودش نشان می‌دهد، شما عقب بنشین. این را قبول دارید شما؟ عقب بنشینیم؟ یا نه؟ معتقد هستید که هرگونه عقب‌نشینی طرف را تشجیع می‌کند، به مجرّدی که دیدند با اخم شما می‌ترسید، می‌گویند آقا! اخم کنید، علاج این آدم اخم است. به مجرّد اینکه دیدند شما تهدید به کتک یا خودِ کتک شما را به عقب‌نشینی وادار می‌کنند می‌گویند دوتا بیشتر بزن تا خوب دیگر از همین حرف‌هایش دست بردارد. طرف این‌جوری است، محاسبات دنیا این است.

از صداوسیما خواهش می‌کنم...

نمی‌دانم آقا به چی دارند نگاه می‌کنند که می‌خواهند دشمن را مأیوس بکنند از کوتاه آمدن ایران اسلامی و این برای ما امنیّت می‌آورد و این برای ما اقتدار می‌آورد. بعد از امنیّت و اقتدار آبادانی پدید می‌آید. این نعمت امنیّت را کی می‌تواند قدر بداند؟ کسی که دشمن را ببیند. من از صداوسیما خواهش می‌کنم این دشمن را نشان بدهد به ما. بله، همین در حد یک خبر، هفتاد نفر امروز با پنج‌تا بمب امروز منفجر شدند. بابا! این یعنی چی آخر هفتاد نفر منفجر شدند؟ مستندساز برود آنجا ببیند اینها زن و بچه نداشتند؟ برود توی خانۀشان. چند نفر امشب گریان شدند؟ ناامنی را دارند باهاش چی‌کار می‌کنند؟ توی امنیّت کاذب باید ما به سر ببریم؟ اینها اصلاً دارند آنها را می‌کشند به‌خاطر وفاداری به انقلاب اسلامی ایران.

دشمن ما وحشی‌تر شده، هزار برابر.../ ما زندگیِ برّه‌وار نمی‌خواهیم...

ببین دشمن چقدر وحشی شده سوریۀ نرم مقابل جریان استکبار و اسرائیل را هم تحمل نمی‌تواند بکند. بعد شما می‌بینید در منطقه چه جنایت‌هایی دارند می‌کنند. واقعاً دشمن ما زخم‌خورده است، دیگر تحمل ندارد. سوریه که بعضی از مسئولینش تا چندوقت پیش به بحث جزایر ایرانی خلیج فارس می‌رسید موضع برخی از این کشورهای عرب را می‌گرفت. او را هم نمی‌توانند دیگر تحمل کنند.

مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، می‌فهمید این حرف‌ها را؟!

دشمن ما وحشی‌تر شده، هزار برابر، قبلاً دشمن اینقدر نابودیِ خودش را و اینقدر قدرت ما را نمی‌دید. خام نشوید، بعضی‌ها احمقانه حرف نزنند در عرصۀ سیاست. فکر می‌کنند مردم نمی‌فهمند. بابا! مردم بدانند، ما زندگیِ برّه‌وار نمی‌خواهیم. مردم خبر داشته باشند این تروریست‌هایی که آنجا دارند جنایت می‌کنند، آنجا مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، می‌فهمید این حرف‌ها را؟ نه آقا! نگویید، مردم نگران می‌شوند. یعنی چی مردم نگران می‌شوند؟ مردم ما خیلی بزرگتر از این حرف‌ها هستند. بعد نگران شدند، اتکاء می‌کنند به خدا نگرانی را برطرف می‌کنند. اتکاء می‌کنند به انقلاب اسلامی، نگرانی را برطرف می‌کنند. اتکاء می‌کنند به سپاه و بسیج و امر ولایت و اقتدار جمهوری اسلامی، نگرانی را برطرف می‌کنند.

رهبر | دشمن را از دور باید دید ...

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود هر جماعتی که در داخل خانۀ خودشان مورد تهاجم دشمن قرار بگیرند، غفلت کنند از اینکه دشمن دارد می‌آید، اینها شکست خواهند خورد، مغلوب خواهند شد، دشمن را از دور باید دید، از دور باید شناخت.

 

نظر یکی از شاگردان جلیلی در باره او

متنی که در گوگل پلاس از یکی از شاگردان جلیلی استخراج شده است . دوستان زیادی از نوع نگرش بنده به ...

متنی که در گوگل پلاس از یکی از شاگردان جلیلی استخراج شده است .

دوستان زیادی از نوع نگرش بنده به آقای جلیلی واقعاً شوکه شدند؛ حتی دوستان قدیمی.
خیلی دوستانی که من رو میشناسند، میدونند که در قضیه سیاست خارجی همواره تلاش کردیم که در راستای فرمایشات رهبر جلو بریم و باری رو از روی دوش نظام در حوزه دیپلماسی عمومی برداریم.  ساÛ
در این سالها هزینه های مادی و معنوی زیادی هم دادیم که نیازی به گفتنش نیست. (من باب تعریف از خود نگفتم. صرفاً برای اینکه با چارچوب فکری بنده بیشتر آشنا بشید.)
بنده شاگرد آقای جلیلی در دانشگاه امام صادق بودم و مدت زیادی است که ایشون رو میشناسم و بعد هم با پرس و جو از افرادی که ایشون رو از وزارت خارجه و دانشگاه میشناختند، بیشتر در مورد ایشون تحقیق کردم. حتی تیم شورا رو هم از نزدیک میشناسم و با خیلیهاشون رفت و آمد و نشست و برخاست داشتم و زیاد میشناسمشون.
جالبه کسایی به من در این چند روزه نقد وارد میکنن که تقریباً هیچ شناختی از جلیلی ندارند و صرفاً تصویر ایشون یا خودش رو یک یا چند بار دیدند و وقتی میپرسی که از جلیلی چی میدونی، میگن ایشون آدم خوبیه!
من هم معتقدم آقای جلیلی آدم خوبیه ، اما نه برای ریاست جمهوری.
در ادامه متنی رو تقدیم میکنم که نظر یکی از دوستان در مورد جلیلی است. جالبه که خیلی از کسایی که با جلیلی کار کردند (غیر از تیم فعلی شورا) همین نظر رو داشتند و دارند. بخشهایی از متن که بولد شده، نظر خود بنده است.
لطفاً با دقت بخونید و ببینید که آیا انتخاب جلیلی در این مقطع بهترین انتخابه؟

آن چه من از سعید جلیلی میدانم اینهاست؛
۱٫ او صبغه و سابقه عدالتخواهی دارد و از مشهد سر برآورده است. همان مشهد مجمع مطالبه و همان مشهد حاج حیدر رحیم پور و همان مشهد وحید جلیلی برادرش
۲٫ او دانشگاه امام صادقی (ع) است
۳٫ به شدت شخصیت سخت و صلبی دارد و تقریبا میشود گفت اصلا آدم متعامل و نصیحت پذیری نیست (این یک حقیقت است. ایشان واقعاً روحیه تعامل ندارد و تصور میکند بهترین نظر را خود او دارد. این روحیه، کاملاً مخالف با مشی اسلامی و مشی رهبری است. با این مشی، رئیس جمهوری که باید با نخبگان تعامل کند، از کجا سر در خواهد آورد؟ مشی آقای جلیلی به نحوی است که به خود میگویید غلط کردم مشورت دادم!)
۴٫ در کار به کسی اعتماد ندارد و صفر تا صدش را خودش باید انجام دهد و در تمام جزئیات دخیل باشد و تصمیم بگیرد. (این هم واقعیتی است که برای خیلیها که با جلیلی کار کرده اند رخ داده است. ایشان تصور میکند که رئیس جمهور باید در ریزترین جزئیات ورود کند. انقدر در جزئیات وارد میشود که طرح کلان از بین میرود. در حالی که نمایندگان رئیس جمهور هستند که باید این وظیفه را انجام دهند. و رئیس جمهور باید به آنها اعتماد کند.)
۵٫ اطرافیان و همکارانش را باید خودش دقیق بشناسد تا با آنها کار کند و افرادی که به او معرفی میشوند را معمولا ایگنور میکند (لزوماً اخلاق بدی نیست اما نشان دهنده سیستم مبتنی بر تفکر فردمحوری و تیم گریزی ایشان است و در بعد کلان و برای ریاست جمهوری، کشور را با مشکل مواجه میکند.)
۶٫ در استفاده از بودجه و بیت المال چنان وسواس به خرج میدهد و مته به خشخاش میگذارد که بعضا کارها رسما فلج میشوند و زمین میمانند (این یه حادثه واقعی است. خیلی از دوستانی که با ایشان کار کردند، متاسفانه بعد از زحمات زیاد و هزینه هایی که از خود کردند، با این جواب مواجه شدند که کار را نمیپسندیم! در حالی که ناظر برنامه ها از خود شورا بود و ناظران هم برنامه ها را تایید کرده بودند ولی چون آقای جلیلی نپسندیده بود، پول ملت بهشان برگردانده نشد. این نوع نگاه، سرمایه گذاری در کشور را نابود خواهد کرد. نگاهی مبتنی بر عدم اعتماد به سرمایه گذاران.)
۷٫ اطرافیانش جنبش عدالتخواهی ها و برخی امام صادقی ها هستند.
۸٫ بسیار حزب اللهی و متدین است
۹٫ از خود حرف و نگاه دارد و از جهت محتوایی خالی الذهن نیست (نکته ای که شاید در لنکرانی به این حد وجود نداشت)
۱۰٫ تیم گسترده در آن حدی که برای اداره کشور نیاز است (وزرا، معاون وزرا، استانداران و…) و برنامه (در مقیاس یک رئیس جمهور) ندارد *(این هم واقعیتی است. برای همین، ترس از این وجود دارد که بخش قابل توجهی از تیمهای قبلی احمدینژاد، وارد کابینه جلیلی شود و یا افرادی را در کابینه ببینیم که واقعاً شاخهایمان از اینکه چقدر جوان و بی تجربه هستند، در بیاید. این اتفاق در شورا افتاد و افرادی به شورا به عنوان امنیتی ترین و استراتژیکترین جای کشور رفتند که تازه درسشان در دانشگاه امام صادق تمام شده بود.
۱۱٫ رابطه اش با رهبری خوب است و به جهت اعتقادی، باور راسخ به ولی فقیه دارد
۱۲٫ بسیار تشکیلات گریز است و فردمحور است. طوری که هم در انتخابات مجلس که از مشهد کاندید بود و رای نیاورد و هم حالا در انتخابات ریاست جمهوری حاضر نشد با لوای هیچ یک از گروه ها حاضر شود. (این صفت گرچه از یک جهت زیبا و خوب به نظر میرسد، اما کاملاً شعاری و آرمانی است و در عمل باعث خودسر و یه دنده شدن رئیس جمهور میشود. درست مثل اتفاقی که برای احمدینژاد افتاد. بی اعتنا بودن وی به دیگر احزاب و افراد، باعث شد که وی در برابر همه و حتی در برابر رهبری هم بایستد. چرا که فقط خودش را قبول دارد و از هر نوع ائتلاف و تعامل و همکاری گریزان است.)
۱۳٫ بسیار ساده زیست است (مثلا بعد از دبیر شدن در شورایعالی امنیت ملی با زاجراتی متقاعدش کردند که از محل زندگیش کرج به تهران نقل مکان کند و یا موفق نشدند پرایدش را به یک وسیله دیگر تغییر دهند و یا علی باقری میگوید “با اینکه طبق قانون میتوانند ۲۲ محافظ داشته باشد، فقط یک راننده دارد.” من میگویم تازه با همان یک راننده هم کلی داستان داشته است.)
۱۴٫ ما قرار بود به کسی رای دهیم که نقاط قوت رئیس جمهور قبلی را داشته باشد و نقاط ضعفش را نداشته باشد اما احمدی نژاد خیلی متعامل و با توان بالای اقناع جمعیتها و مردم  بود، سابقه اجرایی زیادی در کارنامه اش داشت و پایان دولتش این شد! دکتر جلیلی خیلی منزوی و گوشه گیر است، خشک و جدی است، و حتی یک سال کار اجرایی در کارنامه اش نیست.
عرض حقیر و دیگر دوستان حامی نظام اما مخالف با ریاست جمهوری آقای جلیلی حداقل در این مقطع، خدمت بزرگواران این است که من هم با تیپ حزب اللهی و مردانگی این جانباز عزیز کشورمان خیلی صفا میکنم، اما اصلا به صلاح کشور در این جایگاهی که الان ایستاده ایم نمیبینم که ما به خاطر این صفا کردنمان، کشور را به چنین بزرگواری بسپاریم.
چند روز پیش، کلی با خودم کلنجار رفتم که نکند این حرفها، مصداق تخریب باشد و آخرتم را برای دنیا تباه کنم و تصمیم گرفتم که سکوت کنم. اما دوباره ولوله ای به جانم افتاد که نکند سکوتم خیانت به کشورم باشد و باعث شود به خاطر همین سکوت مواخذه شوم.
خدا همه ما را عاقبت به خیر کند.