امام سید علی خامنه‌ای، ثروتمند ترین فرد جهان

سید علی خامنه‌ای ثروتمندترین رهبر دنیاست؛

 


چرا که:
خونی که در رگ ماست،
همه هستی‌مان،
جان ناقابل‌مان،
و مختصر آبرویی که داریم،
همه و همه،
از آن خامنه‌ای است.


که با این کلکسیون،
با این همه ثروت،
ویلا ندارد، بیت دارد…
خانه اش به جای فرش،
عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان.
همه چیز ساده است.


مثل خانه زهرا(س).
مثل خیمه حسین(ع).
و حسینیه امام خمینی(ره) دارد.
و چفیه دارد.
و عصایی که چوبش از شجره طوباست.
و دست مجروحی،
که ریشه در "کف العباس" دارد.

و آقای ما، خامنه‌ایست

????? ????????? ????????

???? ?? ???? ???? ????? ????

???? ?? ???? ???? ??????????

13890812_0110546

 منبع متن

اللهم عجل لولیک الفرج


انتظار را باید از مادر شهید گمنام پرسید؟

ما چه می فهمیم !

معنی دلتنگی را ...

.

.

.

.

.

تا بوده از قدیم چنین بوده روزگار


ماه دوازدهم که رود می رسد بهار


اما حدیث منتظران حرف دیگریست


ماه دوازدهم (عج) که رسد می رسد بهار

❤محجبه ها فرشته اند❤

سر هفت خوان رستم در کلام علامه حسن زاده آملی

 

خوان اوّل: در راه جايي آساييد و به خواب رفت شرزه شيري آهنگ وي كرد و رخش شير را هلاك كرد، چون رستم بيدار شد ديد كه به همّت رخش از شرّ شير رهايي يافت و همي خداوند جهان را شكر كرد.

خوان دوم: پس از آن به راه افتاد و به بياباني بي‌آب رسيد و گرمايي سخت بود كه نزديك بود تهمتن و رخش از تشنگي هلاك شوند آنقدر به درگاه خداوند تضرّع و زاري كرد تا از رحمت خداوند ميشي صحرايي پيدا شد و رستم در پي او رفت كه به راهنمايي آن ميش به چشمه آبي رسيد و جان به سلامت بدر برد و خدا را شكر كرد.
خوان سوم: چون از آن چشمه سيراب شد و رخش را آب و شستشو داد عزم شكار كرد، گوري بيفكند و از گرسنگي هم نجات يافت و خواب آمد در كنار چشمه بخفت اژدهايي دژم كه از دُم تا به دَم هشتاد گز بود و از هراس وي هيچ جانوري در آن بيابان نيارست پا گذارد پديدار شد، رخش سم بر زمين كوفت و رستم بيدار شد و با اژدها در نبرد افتاد و رخش هم كمك كرد تا عاقبت سر از تن اژدها جدا ساخت و خدا را شكر كرد.

خوان سوم: چون از آن چشمه سيراب شد و رخش را آب و شستشو داد عزم شكار كرد، گوري بيفكند و از گرسنگي هم نجات يافت و خواب آمد در كنار چشمه بخفت اژدهايي دژم كه از دُم تا به دَم هشتاد گز بود و از هراس وي هيچ جانوري در آن بيابان نيارست پا گذارد پديدار شد، رخش سم بر زمين كوفت و رستم بيدار شد و با اژدها در نبرد افتاد و رخش هم كمك كرد تا عاقبت سر از تن اژدها جدا ساخت و خدا را شكر كرد.

خوان چهارم: پس از آن بر رخش سوار شد و به راه افتاد تا به چشمه‌اي و سبزه‌زاري رسيد در كنار چشمه خوراكي‌ها و اسباب عيش فراهم ديد از خوراكي‌ها بخورد و رود در دست بگرفت و بنواخت، زني جادو همينكه آواز سرود شنيد حاضر شد كه رخ خود را بسان بهار آراسته بود، رستم به ستايش خداوند لب گشود. آن زن همين كه نام خدا را شنود رنگ وي برگشت و سياه شد و رو برگردانيد. رستم در حال كمند بينداخت و جادو را به بند آورد و گفت تو كيستي كه آنچنان بودي و اينك نام خدا را شنيده‌اي اين چنين سياه گشته‌اي بايد آنچنان كه هستي خويش را به من بنمايي، رستم ديد آن زن جادو به شكل گنده پيري بدر آمد، في‌الحال خنجر كشيد و آن جادو را دو نيم كرد و از آسيب وي ايمن بماند و خدا را شكر كرد.
خوان پنجم: پس از آن رستم به راه افتاد تا به دشتي خرّم رسيد و رخش را به چرا رها كرد و خود بياساييد، دشتبان آمد و ديد رخش در سبزه‌زار است و رستم در خواب، با خشم هر چه بيشتر بسوي رستم آمد و چوبدستي كه در دست داشت بر پاي رستم زد و با او پرخاش كرد كه چرا اسب را در دشت و سبزه‌زار رها كردي‌؟ رستم چيزي نگفت ولي برخاست و دو گوش دشتبان را بگرفت و هر دو را از بيخ بركند و به دست دشتبان داد و باز دوباره بخفت. بيچاره دشتبان با دو گوش كنده و خون از دو جانب سر روان شكايت به اولاد برد، اولاد ديوي سهمگين بود كه در آن مرز و بوم بزرگ همه بود، اولاد چون آن بديد با سپاه خود بسوي رستم آمد و پس از نبرد لشكر اولاد شكست خورد و رو به گريز نهاد و اولاد نيز گزيري جز گريز نديد رستم به دنبالش رخش دوانيد تا كمند بينداخت و اولاد را در كمند گرفت و او را از اسب به زمين افكند و بدو گفت اگر خواهي خون تو را نريزم و تو را در اين سرزمين شاه كنم بايد بنمايي كه ديو سپيد، كاوس شاه را كجا در بند كرده است؟ اولاد بپذيرفت و با رستم به راه افتاد.
خوان ششم: در اثناي راه ارژنگ ديو- كه وي و پولاد از پهلوانان و پيروان ديو سپيد بودند، و ارژنگ ديو از ديگر ديوان دليرتر و سالارشان بود- در فرا راه رستم با وي به نبرد برخاست، و سرانجام در دست رستم به خواري كشته شده است، و ديگر ديوان چون سالارشان را چنان ديدند رو به فرار نهادند.
خوان هفتم: رستم با اولاد چون به شهري كه كاوس شاه گرفتار بود وارد شدند، رخش رستم شيهه‌اي چون رعد برآورد، كاوس چون شيهة رخش بشنيد دريافت كه رستم به شهر وارد شد بسيار خوشحال گرديد و به يارانش گفت اندوه و گرفتاري ما بسر آمد، رستم در نزد وي آمد و همه سر فراز و سربلند شدند، كاوس شاه به رستم گفت بايد كاري شود كه ديوان نفهمند وگرنه انجمن كنند و رنجهاي تو بي بر شود اكنون ديو سپيد كه بزرگ ديوان است در فلان غار است و بي‌خبر است بايد كار او را بسازي. پس رستم بسوي آن غار رهسپار شد غاري چون دوزخ بديد در آن وارد شد و با ديو سپيد بسيار بجنگيد و عاقبت بر وي چيره شد و وي را بر زمين زد و جگرش را از نهادش بدر آورد و ديوان ديگر همينكه اين واقعه را بديدند رو به هزيمت گذاشتند. رستم جاي پاكي طلب كرد و سر و رو بشست و به درگاه خداوند نيايش و ستايش كرد و سپس بسوي كاوس شاه آمد و كاوس وي را آفرين گفت.
آيا مقصود از داستان هفتخوان همين صورت ظاهر است يا شرح حال ما است كه تا آفرين بشنويم بايد با جادوها و ديوهاي رهزن نبرد كنيم كه جهاد نفس است. ديدي كه در خوان سوم اژدها را كشت بدانكه به قول عارف رومي:

نفس اژدرهاست او كي مرده است      از غم بي آلتي افسرده است

و ديدي كه در خوان چهارم همين كه زن جادو نام خدا را شنيد روي او سياه شد با اينكه در آغاز براي فريفتن با رخساري آراسته هويدا شد. ديدي كه چگونه نام خدا را شنيد رو برگردانيد. در تفسير سورة مباركة قل اعوذ برب الناس به عرض رساندم كه خنّاس صفت ديو وسواس است كه تا ياد خداوند متعال در بيت‌المعمور قلب ذاكر نزول اجلال فرمود و نام شريفش به زبان آمد ديو وسواس بازپس شود و خود را كنار مي‌كشد و رو برمي‌گرداند وگرنه چون ابن عرس و مار كه مضمون روايات است قلب را به دهن مي‌كشد اعاذنا الله تعالى منه. پس هيچگاه ديو وسواس بر دل مراقب و حاضر دست نمي‌يابد. خداوند متعال توفيق مراقبت كه كشيك نفس كشيدن است مرحمت بفرمايد.
آري بايد رستم بود (بلكه بالاتر از رستم كه جهاد با نفس جهاد اكبر است) و با ديوان و جادوان جنگيد و از هفتخوان درگذشت تا نفس مطمئنه گردد و به خطاب ارجعي الي ربك راضية مرضيه مشرف شود و به قول عارف معروف جناب مجدود بن آدم سنايي – عليه الرحمه -:

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد          كه دارالملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا

عجب نبودگرازقرآن نصيبت نيست جزنقشي       كه از خورشيد جز گرمي نبيند چشم نابينا

منبع:تجلی اعظم

پیام فاطمیه چیزی جزء دفاع از ولایت نیست

جسارت حد و مرز نمی شناسد؛ به خصوص در وادی جهالت"

در خانه تنی چند از اصحاب رسول الله هم بودند اما هیچ کس به اندازه فاطمه (س) شایسته دفاع از حریم پیامبر نبود. فاطمه (س) حلقه میان نبوت و ولایت بود.
وقتی آتش از در خانه بالا رفت؛ عمر، آتش بیار معرکه ابوبکر، آن چنان به حریم نبودت لگد زد که گل میخ های در از سینه فاطمه خونین و شرم آگین در آمد و انسانیت از جنین هستی ساقط شد؛ وقتی که فریاد فاطمه (س)، از میان در ویوار به آسمان رفت: " فضه مرا دریاب."
پیش از این اگر کسی صدایش را در خانه پیامبر بالا می برد وحی نازل می شد که، پایین بیاورید صدایتان را.
علی (ع) که حال فاطمه اش را دید؛ برق غیرت در چشم های خشمناکش درخشید. خندق وار حمله کرد. عمر را بلند کرد و بر زمین کوبید و چون شیر غرید: "ای پسر صحاک! قسم به خدا که اگر مامور به سکوت نبودم؛ به تو می فهماندم که هتک حرمت پیامبر یعنی چه. "
و از روی عمر بلند شد تا خشم عنان تحملش را تصاحب نکند.
به خود نیامدند و از رو نرفتند. عمر و غلامش قنفذ و دیگران ریسمان در گردن علی (ع) افکندند تا او را برای بیعت گرفتن به مسجد ببرند. ریسمان در گرن حق خورشید، طناب بر گلوی حق...مظلومیت محض!

منبع: تاریخ طبری.ج3 - الامامه و السیاسیه.ج1. - الانساب الاشراف - بحارالانوار

پیام امام خامنه ای در پی حادثه زلزله بوشهر


 

امام خامنه ای در پی حادثه تلخ زلزله در استان بوشهر با صدور پیامی برای خسارت دیدگان و بازماندگان این حادثه صبر و اجر مسالت کردند.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حادثه تلخ زلزله در استان بوشهر با صدور پیامی برای خسارت دیدگان و بازماندگان این حادثه صبر و اجر مسالت کردند.
 
متن پیام به این شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
با تاسف و اندوه خبر زلزله در استان بوشهر و تلفات و خسارتهای انسانی آن را دریافت کردم.
 
با دعا و درخواست رحمت و مغفرت الهی برای درگذشتگان و شفای آسیب دیدگان و صبر و اجر برای بازماندگان، از نماینده ی محترم ولی فقیه و مسئولان محترم در استان و نیز مسئولان ذیربط در مرکز و غیره میخواهم که همه ی کوشش خود را برای نجات آسیب دیدگان و پشتیبانی خسارت یافتگان بکار برند و امیدوارم مردم عزیز از همه جای کشور نیز مانند همیشه نقش درخشان خود را در کاستن از رنج مصیبت دیدگان ایفا کنند.
 
والسلام علیکم و رحمه الله
 
سید علی خامنه ای
 
20/فروردین ماه/1392

امام خامنه ای در حرم رضوی فرمودند:

• امام خامنه ای: سردمداران اسرائیل گاهی ایران را تهدید میكنند اما بنظر میدانند كه اگر غلطی بكنند جمهوری اسلامی، تل آویو و حیفا را با خاك یكسان خواهد كرد

• در مسائل بین المللی سعی دشمن این بود كه كاری كنند كه اجلاس غیرمتعهدها كمرنگ برگزار شود ولی سران دو سوم دنیا كه عضو غیرمتعهدها بودند فعالانه در این اجلاس شركت كنند

• تحریمها بی اثر نبود ولی در كنار آن یك اثر مثبت بزرگ اتفاق افتاد و موجب شد نیروهای درونی، استعدادها و ظرفیت عظیم ملت ایران شكوفا شود

• سخنان امام خامنه ای درخصوص انتخابات: در درجه اول گسترش مشاركت مردم اهمیت دارد

• همه سلیقه های سیاسی كه دلشان برای كشور میسوزد باید در انتخابات شركت كنند.

 

سال ۹۲ را بعنوان "سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" نامگذاری می کنیم

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،  حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۲، با اشاره به حرکت رو به جلوی ملت ایران در سال گذشته بویژه در مواجهه ی اقتصادی و سیاسی با جهان استکبار، چشم انداز سال ۹۲ را امیدوارانه و همراه با پیشرفت و تحرک و ورزیدگی و حضور جهادی ملت ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی دانستند و تاکید کردند: با این نگاه، سال ۹۲ را "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتك سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور، و به همه‌ی ایرانیان در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، و به همه‌ی ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانواده‌های شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همه‌ی کسانی که در راه خدمت به نظام اسلامی و به کشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همه‌ی مسلمانان عالم، مایه‌ی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هم‌میهنان عزیزمان عرض میكنم توجه داشته باشند كه ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تكریم و احترام این ایام برای همه‌ی ما لازم است.
ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یك پایان و یك آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده كنیم و برنامه‌ریزی كنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی كه طی كرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینكه ببینیم چه كرده‌ایم، چگونه حركت كرده‌ایم، نتائج كار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 سال ۹۱ مثل همه‌ی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقب‌ماندگی هم داشت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با كش و قوس‌ها همراه است، با فراز و نشیب‌ها همراه است؛ مهم این است كه از نشیبها خارج شویم ، خودمان را به اوجها برسانیم .
آنچه كه در طول سال ۹۱ از جنبه‌ی مواجهه‌ی ما با جهان استكبار آشكار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه كه دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف بود؛ عمدتاً عرصه‌ی اقتصاد و عرصه‌ی سیاست بود. در عرصه‌ی اقتصاد، گفتند و تصریح كردند كه میخواهند ملت ایران را به‌وسیله‌ی تحریم فلج كنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج كنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا كردیم؛ كه تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم كرد.
در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشكلاتی ایجاد شد؛ بخصوص كه اشكالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از كوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت كه به نقشه‌های دشمن كمک كرد؛ لیكن در مجموع، حركت مجموعه‌ی نظام و مجموعه‌ی مردم، یک حركت رو به جلو بوده است و ان‌شاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.
 در عرصه‌ی سیاست، از یک جهت همت آنها این بود که ملت ایران را منزوی کنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید کنند؛ همت آنها را کوتاه و ضعیف کنند. درست عکس این عمل شد؛ در واقع عکس این اتفاق افتاد. در زمینه‌ی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بین‌المللی و منطقی ما را محدود کنند، بلکه حتّی نمونه‌هائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد کثیری از سران و مسئولان کشورهای جهان در تهران تشکیل شد و عکس آنچه را که دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلکه در دنیا با چشم تکریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.
در زمینه‌ی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی که امکان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال ۹۱ ــ آنچه را که لازمه‌ی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراکم‌تر در صحنه حاضر شدند. یک نمونه‌ی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحه‌ی تحریمها بود، که نمونه و مستوره‌ای از وضعیت و روحیه‌ی ملت ایران را نشان میداد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. کارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، کارهای زیربنائی، تحرک فراوان مسئولین و مردم. زمینه‌ها برای حرکتِ رو به جلو و ان‌شاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، و هم در همه‌ی زمینه‌های حیاتیِ دیگر.
سال ۹۲ برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا که دشمنیِ دشمنان کاسته خواهد شد، بلکه به این معنا که آمادگی ملت ایران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آینده‌ی این ملت به دست خودشان و با همتِ با کفایت خودشان ان‌شاءالله بهتر و امیدبخش‌تر خواهد شد.
البته آنچه را که ما در سال ۹۲ در پیشِ‌ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصه‌ی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصه‌ی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان که در شعار سال گذشته بود. البته کارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، یک مسئله‌ی بلند‌مدت است؛ در یک سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمه‌ی دوم سال ۹۱ سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این كار ریل‌گذاری شد ــ كه بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامه‌ریزی كنند و حركت خوبی را آغاز كنند و ان‌شاءالله با همت بلند و با پشتكار پیش بروند.
در زمینه‌ی امور سیاسی، كار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست جمهوری است؛ كه در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یک معنا مقدرات عمومی كشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی میكند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیكی را برای كشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید  به اهداف خود رسید.
با این نگاه، سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میكنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند.
به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز.
و السّلام علیكم و رحمةالله و بركاته