یادواره ذکر رضوان

 

گرامیداشت پنجمین سالگرد شهادت

سردار مقاومت شهید حاج عماد مغنیه و برادرانش

به همت موسسه قرآنی نور هدایت جاریه

جمعه 4 اسفند 1391 ساعت 19

11 ربیع الثانی 1434    -    2013/22/feb

تهران-میدان سپاه-خ پادگان ولیعصر(ع)-حسینه فاطمه الزهرا (س)

شرایط مذاکره!

شرایط مذاکره!/ کارتون: جواد طریقی اکبرپور

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته...

 

275776_250.jpg

سردار "حاج حسن شاطری" رئیس هیئت ایرانی و ستاد بازسازی لبنان بدست مزدوران رژیم صهیونیستی، در خارج از ایران به شهادت رسید.

سردار حاج قاسم سلیمانی، ضمن حضور در منزل آن شهید و عرض تبریک و تسلیت به خانواده ایشان، با آنها ابراز همدردی نمود و همچنین خبر شهادت را تایید کرد.

مراسم تشییع پیکر پاسدار شهید حسن شاطری، رئیس ستاد بازسازی لبنان فردا پنجشنبه ـ 26 بهمن‏ماه ـ 9:30 صبح از مقابل مسجد امیرالمؤمنین(ع) شهرک شهید محلاتی برگزار می‌شود.

براساس این گزارش پیکر این شهید بزرگوار پس از تشییع در تهران با انتقال به زادگاهش سمنان، روز جمعه پس از اقامه نمازجمعه در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده می شود.

روزحماسه



سه شنبه 23 بهمن 1386 مصادف با 12 فوریه 2008 میلادی.عقربه های ساعت روی 10:30 شب مانده اند.گویی زمان متوقف شده است.نه! قرار است ما با زمان برویم و گوهر دردانه ای بماند و فراتر از زمان و مکان به جبروت بپیوندد.
یک هفته قبل، موساد برای چنین روزی اعضای گروه ترورش را از طریق پروازهای مختلفی از کشورهای اروپایی وارد دمشق کرد؛ که مشتمل بر سه مهره اصلی از پاریس، میلان و اردن بودند.و بدون هیچ مشکل بازرسی گذرنامه ، به همدستان بیروتی خود پیوستند که بلافاصله به مکان سری منتقل شدند. درون گاراژی که دوستانشان برایشان اجاره کرده بودند محموله ای مشتمل بر سه هزار ساچمه که درون رادیویی جاسازی شد و قرار بود درون صندلی خودروی مورد نظر قرار بگیرد.
روز عملیات بود و همه نیروها در آماده باش کامل.
دستگاه های الکترونیکی پیشرفته، جیپ نقره ای را دنبال می کردند که راننده آن با محاسن مرتب و لباس مشکی، جثه ای درشت و ورزیده و بدون محافظ، از آن پیاده شد.یکی از شگردهای او این بود که همیشه تنها و بدون محافظ در رفت و آمد بود.
کارگری در خیابان ایستاده بود. با سرعت از طریق سیستم های ارتباطی اطلاع داد که: فرد مورد نظر به آپارتمان خود رسید.
مامورین به طور نامحسوس در اطراف ساختمان پخش شدند.
شب هنگام بود که به آرامی، ماموری خبر خروج مرد سایه را گزارش داد که فرد مورد نظر، خودروی نقره ای پاژیرو را روشن کرد و برای ملاقات های بعدی در آپارتمان های امن واقع در کفرسوسه به راه افتاد تا چندین ملاقات با نمایندگان ایران، سوریه و لبنان داشته باشد.
تیم تعقیب به دنبالش با تجهیزات پیشرفته شامل، دستگاههای تصویر برداری ویدئویی و دستگاه جی پی اس، هر نوع اطلاعات کوچک از منطقه ای که قرار بود به آن جا برود را رصد می کردند.
این بار مطمئن بودند تلاش بیست و چند ساله شان جواب داده و عماد مغنیه را یافته اند.
همه آمده بودند.آمریکایی ها، اروپایی ها، موساد و حتی عرب ها.کشورهای عربی محل جلسه را لو داده بودند و موساد بمب را ...

    qawem_org-08e7344478.jpg


شب شهادت حضرت رقیه(سلام الله علیها) بود . به حرم مشرف شد. علاقه ی خاصی به امام حسین(علیه السلام)و حضرت رقیه (س)داشت. هر گاه به سوریه می رسید حتما به زیارت این بانوی بزرگوار می شتافت ادای احترام به ساحت ایشان کرد و گوشه ای به آرامی نشست. زیارت عاشورا را با طمانینه ی خاصی خواند. غذای نذری حرم را خورد. مراسم عذاداری شروع شده بود. و اشک هایش سراسیمه بر گونه هایش سرازیر و دستانش به رسم سوگ و عذا بر سینه زده می شد. همین توسل ها بود که ثبات روحانی و معنوی و عرفانی به او داده بود و در سخت ترین عملیات ها که نفس در سینه حبس می شد او آرامش خاصی داشت.
از حرم تا محله کفرسوسه راه زیادی نبود. باید می رفت. جلسه ی مهمی در سفارت ایران به بهانه ی فرا رسیدن سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامی قرار بود برگزار شود. ولی در واقع ادامه سلسله جلساتی بود که بعد از جنگ 33 روزه با فرماندهان ارشد کشورهای عربی برگزار می کرد و هدفش تشکیل جبهه واحد ضد اشغالگری بود.
ضبط ماشین را روشن کرد. چقدر احساس خوبی داشت چقدر این صدا و این شعر را دوست داشت. حس می کرد حرف دل او را بر زبان جاری کرده، تاکنون اینقدر این اشعار به دلش ننشسته بود:

امشب در سر شوری دارم امشب در دل نــوری دارم
باز امشب در اوج آسـمانم بـاشـــد رازی بـا ستارگانم

امشب یک سر شوق و شورم از ایـن عــالــم گــویــی دورم
از شـادی پـر گـیرم کـه رسـم بـه فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک

در آسمان‌ها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق و شورم از ایـن عــالــم گــویــی دورم ...

جلسه به پایان رسید و فرد مورد نظر به سمت پارکینگ به تنهایی در حرکت است. این را یکی از سه مامور به مافوقشان گزارش داد.
حاج عماد باگام هایی استوارتر از همیشه و با طمانینه و آرامش الهی که تمام وجودش را در برگرفته بود به سمت خودروی نقره ای در حرکت بود . تند و سریع! بدون هیچ معطلی.
نزدیک خودرو رسید. حس ششم ، زنگ خطر را برایش به صدا در آورد. متوجه خودروی مشکوک پشت سرش شد. آرامش درونی اش بیش از آنی بود که بخواهد آشفته و سراسیمه شود. این درست همان روشی بود که بار قبل هم برای ترورش طراحی کرده بودند و برادرش فائز به فیض شهادت نائل گشت. حاج عماد و فائز در مغازه بودند. فرد بمب گزار وارد مغازه فائز شد و با حاج عماد دست داد و به سرعت بیرون رفت.و در چشم به هم زدنی انفجار!
چطور فرصت فرار یافته بود؟! این سوالی بود که تروریست ها بارها از خود پرسیده بودند و جوابی برای آن نیافته بودند.
این بار هم از همان روش! ولی برای حاج رضوان این دفعه با همه دفعه های قبل فرق داشت. این بار بی اعتنا از کنار همه زنگ خطرها گذشت. هر چند که راه عبورش را می دانست.
امشب شب متفاوتی است.شب به آرامش رسیدن....شب شیدایی و جنون....شب پرواز تا اوج آسمان ها....امشب شب شهادت دردانه ی حسین است و چه شبی زیباتر از این شب برای وصال...برای حسینی شدن...باید بماند تا خون عماد حماسه ها بیافریند... باید ماند تا از خاکسترش عمادها سر برآرند...
"آنان را كه از مرگ می‌ترسند از كربلا می‌رانند. مردانِ مرد، جنگاوران عرصه‌ی جهادند كه راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه‌ی آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بیاموزد. و مؤ‌انسان حقیقت آنانند كه ره به سرچشمه‌ی فنا جُسته‌اند."
امشب در حرم همه حرف ها و درد دل هایش را با سه ساله ی ابا عبدالله سلام الله علیها کرده است. امشب حاجتش را از بانو گرفته بود...کارنامه اش با دستان کوچکی امضاء شده بود و او با دیدگان اشکبار با زبان دل گفته بود که اگر در کربلا نبودم تا حسین علیه السلام را یاری کنم امشب به قتلگاه می روم و فریاد برمی آورم "لبیک یا حسین"...
به خودش آمد. لحظه ی رفتن است. برای رفتن هیچ شک و واهمه ای نداشت." زندگی زیباست. اما شهادت از آن زیباتر است. سلامت تن زیباست، اما پرنده ی عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند. و مگر نه آنکه گردن ها را باریک آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق آسان تر بریده شوند؟ و مگر نه آنکه از پسر آدم عهدی ازلی ستانده اند که حسین را از سر خویش بیش تر دوست داشته باشد؟"
در خودرو را باز کرد و در یک چشم بر هم زدن، حاج رضوان با لبخندی از رضایت و شادمانی به آسمان ها پر کشید...
صدای انفجار مهیبی مردم را به خیابان کشاند... پس از چند دقیقه، نیروهای امنیتی سوریه که ساختمان مرکزیشان در نزدیکی محل حادثه بود آمدند و تنها کشته این حادثه را که مردی ناشناس بود را انتقال دادند. سر و صورتش سالم بود و از کمر به پایین آسیب دیده بود...
شبکه المنار برنامه هایش را قطع کرد و با پخش قرآن خبر شهادت اسطوره ی حماسه ای مقاومت را اعلام کرد و بشار اسد از سید حسن خواست که این خبر را تا مدتی اعلام ندارد ولی سید حسن نصرالله با دلی داغدار ولی پر صلابت گفت :"ما شهادت اعضایمان ، هر کس و در هر جایگاهی که باشد را با افتخار اعلام می داریم"

چرا عماد مغنیه؟

     14216_559830180710526_974170851_n.jpg

عماد مغنیه، در طول 25 سال از هدف های اصلی سرویس های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی بود که میلیون ها دلار پاداش برای اطلاعاتی که منجر به دستگیریش شود در نظر گرفته بودند.

اردنی ها، در بخش هایی از استخبارات سوریه نفوذ کرده بودند و برخی از کشورهای عربی از جمله عربستان و فردی به نام بندر بن سلطان، که با سران حزب الله و ایران تضاد آشکاری داشت به همکاری با سازمان اطلاعات آمریکا و سیا روی آوردند.

کارشناسان مسائل تروریسم عملیات ترور عماد مغنیه را از پر هزینه ترین عملیات ها می دانستند که در حدود 15 میلیون دلار هزینه اولیه داشته و بدون پشتیبانی مالی غربی و عربی و صهیونیستی قابل اجرا نبود.

علت این همه سرمایه گذاری برای تعقیب و گریز حاج عماد در جمله ی مشهوری از خود ایشان به خوبی بیان شده است: "آمریکایی ها فکر می کنند هر اتفاقی در دنیا رخ می دهد من در آن دست دارم! اگر این گونه باشد، خیلی خوب است."

بعد از حادثه ی 11 سپتامبر و انفجار برج های دوقلو، اف بی آی اطلاعیه ای صادر کرد که در ضمیمه ی حجیم آن، لیست تروریست های احتمالی منتشر شده بود که در آن لیست، 22 اسم به همراه تصاویرشان درج شده بود که اولین آن، عماد مغنیه بود و برای گرفتنش 5 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بودند.

به این مبارز لبنانی اتهامات دیگری را نیز وارد کرده بودند، از جمله در سال 1983انفجار سفارت آمریکا در بیروت با 63 کشته در 18 آوریل؛ انفجار فرماندهی نیروهای مبارز آمریکایی در یروت با 241 کشته، انفجار فرماندهی چتربازان فرانسوی در بیروت با 58 کشته ،که در آن زمان عماد تنها 23 سال سن داشت!

به غیر از موارد ذکر شده انگشت اتهام برای ربودن و قتل، ویلیام باکلی، از اعضای آژانس اطلاعاتی آمریکا و ربودن دو هواپیمای کویتی و قتل کلونل هیگنز از نیروهای نظارتی سازمان ملل در جنوب آمریکا و قربانی کردن 10 سرباز آمریکایی در عربستان، به سمت وی نشانه گرفته شده بود! که همیشه مخفیانه در میان پایتخت ای خاورمیانه در حرکت بود بدون اینکه رد و نشانی از خود برجای گذارد

و همه این اتهامات حکایت از صحت صحبت های حاج عماد دارد که گفته بود، هر حادثه ای را دشمنان به ایشان نسبت می دهند و این خود نشان از بزرگی این مرد آسمانی و زبونی و ترس دشمنانش دارد.

حاج رضوان، چون کابوسی در خواب و بیداری دشمنانش شده بود.آوردن نامش هم برایشان دلهره و ترس و مرگ به دنبال داشت. مبارزی که هم بود و هم نبود!

اسرائیلی ها دربه در به دنبال مرد سایه ای بودند که چون خورشید پشت ابر می تابید و برای مردم مظلوم لبنان و فلسطین روشنایی بخش بود و برای دشمن، سوزنده و خیره کننده.

چهره ی پنهان حزب الله، در جنگ 33 روزه تیر سهمگینی به سوی متجاوزان نشانه گرفت که پیروزی حزب الله را در پی داشت.

حاج رضوان، بزرگ مردی بود که بعد از رفتنش، زوایای عظمتش در حال آشکار شدن است.

امام خامنه ای "فقدان این مرد آزاده، فداکار و برجسته" را برای همه انسان های شریف دردناک دانست که "زندگی و مرگ انسان هایی مانند او، حماسه ای است که ملت ها را بیدار می کند و به جوانان الگو می دهد و افق های روشن و راه رسیدن به آن را برای همه ترسیم می کند و صهیونیست های خونخوار و جنایتکار بدانند که خون مطهر شهیدان همچون عماد مغنیه، صدها عماد مغنیه می آفریند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغیان را دو چندان می کند"

حاج عماد، سید عزیز تصویرت را در اناقش گذاشته و هر روز نوشته زیرش را زمزمه می کند:"دمک لن یذهب هدرا" و لحظه شماری می کند برای رسیدن روز موعود...

 

 

گفتاری منتشرنشده از سیدمرتضی آوینی درباره موسیقی

              aviny03.jpg

در تبلیغات غربی که عین هنر غرب است، موسیقی یک عامل اصلی است. عامل اصلی برای هنر و تبلیغات غرب و هیچ عاملی دیگر هنری یا تبلیغاتی این‌قدر در تبلیغات غربی مهم و موثر نیست که موسیقی هست. موسیقی در تبلیغات غرب یک عامل اصلی است و می‌شود گفت که اصلی‌ترین عامل به‌شمار می‌رود.

 این مقدمه‌ها را می‌گوییم چون قبل از این‌که وارد اصل بحث موسیقی بشویم، لازم است. به‌عنوان نمونه در یک فیلم غربی -هریک از فیلم‌ها که باشد، فرقی نمی‌کند - در هر جای دنیا که ساخته شده باشد، موسیقی در آن اصل است. راه راحتی هم دارد که می‌شود تشخیص داد چه‌طور اصل است. در فیلم‌ها و تبلیغات غربی، احساساتی را که می‌خواهند به تماشاچی منتقل کنند، از روش دیگری جز موسیقی انتقال نمی‌دهند.

 اگر احساس غم و اندوهی هست که می‌خواهند آن را به تماشاچی منتقل کنند، عامل اصلی آن هم موسیقی است. اگر می‌خواهند شادی را به تماشاچی منتقل کنند، عینا همین‌طور است و عامل اصلی آن موسیقی است. همین‌طور درباره هیجان و خیلی از مسایل دیگر.

وقتی بشر به موسیقی عادت می‌کند، دیگر قابل اعتماد نیست. اعتیادش خیلی شدیدتر است و فقط باید خودش را به موسیقی بسپرد؛ موسیقی چنین طلبی از انسان دارد. طلب بندگی و معبودیت می‌کند چون باید خودش را بسپرد، اعصابش را در اختیار آن بگذارد تا آن تاثر در او ایجاد شود. بنابراین از اول انتخاب کرده و بنده‌وار تاثیر موسیقی را پذیرفته است.

ادامه نوشته

پیشنهاد مذاکره آمریکایی‌ها حیله‌‌گرانه ‌است

امام خامنه ای دردیدار با فرماندهان نیروی هوایی:

من دیپلمات نیستم،من انقلابیم و حرف را صریح و صادقانه می گویم/مسئولین، مصالح كشور را حفظ كنند و این بداخلاقیهایی كه دیده می شود را كنار بگذارند!
 
 
30680_772.jpg
من دیپلمات نیستم،من انقلابیم و حرف را صریح و صادقانه میگویم

شما (آمریكاییها) اسلحه را مقابل ایران میگیرید و میخواهید مذاكره كنید،ملت ایران مقابل
 
 این چیزها مرعوب نخواهد شد.
 
عده ای از روی ساده لوحی یا غرض از پیشنهاد مذاكره آمریكا خوشحال میشوند؛
 
مذاكره مشكلی را حل نمیكند

امروز اگر كسانی بخواهند سلطه آمریكا را مجددا دركشور برقرار كنند،ملت گریبان آنها را خواهد گرفت

رهبرانقلاب با اشاره به طرح مجدد موضوع مذاكره از سوی آمريكاييها:

سياست خاورميانه ای آمريكا دچار شكست شده و آمريكاييها احتياج دارند برگ برنده ای رو كنند

برگ برنده آنها كشاندن ايران پای ميز مذاكره است

 مسئولین، مصالح كشور را حفظ كنند و این بداخلاقیهایی كه دیده میشود را كنار بگذارند

در آینده درباره این بداخلاقیها با مردم صحبت خواهم كرد

دفاع جانانه «پسر بابا» از «پدر»

 

فرزند احمدی نژاد ضمن مقایسه پدرش با حضرت علی و لاریجانی با معاویه: 100 سال دیگه، روز بزرگداشت پدرم را در تقویم خواهند گذاشت!

داماد اسفندیار رحیم مشایی افزود: «استدلال دوستانی که احمدی نژاد و لاریجانی را کنار هم قرار می دهند شبیه کسانی است که می گفتند علی و معاویه امت اسلامی را به تفرقه کشاندند و هر دو از دین خارجند و البته تیغشان تنها بر سر علی فرود می آید.»



مهدی احمدی نژاد فرزند رییس جمهور، خود را وارد دعوای پدرش با مجلس و سایر نهادها کرد.

به گزارش سرویس سیاسی انتخاب ؛ وی در صفحه شخصی خود در پیامی با عنوان «منطق خوارج» نوشت: «از تمام تریبون ها شبانه روز فحش و توهین سرازیر می کنند ولی تا به آن ها بگویی خودتان هستید می شوی بی ادب.»

داماد اسفندیار رحیم مشایی افزود: «استدلال دوستانی که احمدی نژاد و لاریجانی را کنار هم قرار می دهند شبیه کسانی است که می گفتند علی و معاویه امت اسلامی را به تفرقه کشاندند و هر دو از دین خارجند و البته  تیغشان تنها بر سر علی فرود می آید.»

ظاهراً از نظر پسر احمدی نژاد، لاریجانی در ماجراهای اخیر همان معاویه و پدرش در قامت حضرت علی (ع) ظاهر شده است.

پسر رییس جمهور اشاره نکرد که در دوران و عمر پربرکت مولا علی [ع)، چه موقع ایشان از "اشکلات" (واقعی یا ساختگی) دشمنان، برای حمله به آنان استفاده کرده و اساساً در ماجرای جنجالی مجلس و سخنان خارج از قاعده رییس جمهور، چه شباهتی می تواند میان این تجلی اسماء الصفات الهی با پدر ایشان وجود داشته باشد؟
 
مهدی احمدی نژاد در بخش دیگری از نوشته هایش، وعده می دهد که «100 سال دیگه مردم برای احمدی نژاد روز بزرگداشت نژاد رو توی تقویم» می گذارند!