در خبرها آمده است: سرپرست رایزنی فرهنگی ایران در لبنان  در دیدار با شهردارغبیری بیروت درباره‌ی دو موضوع رونمایی از مجسمه‌ی شهید مصطفی چمران و نام‌گذاری خیابانی به نام این شهید در بیروت و در منطقه‌ی غبیری پایتخت لبنان، با هم به توافق رسیدند. این برنامه همزمان با جشن‌های پیروزی انقلاب اسلامی برگزار خواهد شد. ناخودآگاه یاد کتاب چمران از زبان همسر٬افتادم که چند سال قبل آن را خوانده بودم که خانم غاده چمران بعد از شهادت ایشان خواب او را می بینند و از ساخت مجسمه اش گلایه می کندو این گونه تعریف می کنند:"مصطفی" در صندلی چرخ داری نشسته بود و نمی توانست راه برود دویدم و پرسیدم :مصطفی چرا این طور شدی؟ گفت:شما چرا گذاشتید من به این روز برسم؟! چرا سکوت کردید؟ پرسیدم:مگر چه شده؟گفت: برای من مجسمه ساخته اند،نگذار این کار را بکنند برو آن را بشکن.   بعد از اینکه این خواب را دیدم پرس و جو کردم و شنیدم که در دانشگاه شهید چمران اهواز از مصطفی مجسمه ساخته اند.وسپس می گوید:این که خواب مجسمه چمران را دیدم این است.   ... گاهی فکر می کنم اگر همه ی ایران را به نام چمران می کردند این، دلم خوش می کند؟ آیا این یک لحظه از لبخند مصطفی، از دست محبت مصطفی را جبران می کند، هرگز! اما وقتی دانشگاه شهید چمران مثل چمران را بپروراند، چرا. مصطفی کسی نیست که مجسمه اش را بسازند و بگذارند. این یک چیز مرده است و مصطفی زنده است. در فطرت آدم ها، در قلب آن ها است. آدم ها بین خیر و شر درگیرند و باید کسی دستشان را بگیرد، همانطور که خدا این مرد را فرستاد تا دست گیری کند و الگوی هزاران جوان ایرانی و لبنانی و...گردد. ساخت مجسمه ای که روح این عارف بزرگ‌را به درد آورد و از پای بیاندازدش چه ارزش معنوی می تواند داشته باشد.چمران ها رهروان راستین میطلبند...