دبير كل جمعيت هلال احمر از ايجاد پايگاه‌هاي هلال احمر براي جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي به‌منظور ارسال براي گرسنگان سومالي در سراسر كشور خبر داد.



گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------
  ظاهر رستمي در حاشيه ديدار با كاردار سفارت سومالي در جمع خبرنگاران اظهار داشت: پس از مذاكره با خليف كديه موسي، به اين نتيجه رسيديم كه مي‌توان از طريق هوايي، مرز كنيا و سومالي و در نهايت از طريق دوبي محموله‌ها و كمك‌هاي بشردوستانه ايران را براي گرسنگان سومالي ارسال كنيم.

وي افزود: در اين راستا از فردا پايگاه‌هاي جمعيت هلال احمر در تهران براي جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي اعلام آمادگي خواهند كرد و در روز جمعه نيز در نماز جمعه‌هاي سراسر كشور كمك‌هاي نقدي مردم براي گرسنگان سومالي جمع‌آوري خواهد شد.

رستمي افزود: در حال حاضر 400 هزار نفر از آوارگان سومالي به طرف مرز كنيا در حركت هستند و جمعيت هلال احمر ايران آمادگي دارد تا در مرز بين كنيا و سومالي كمپ‌هاي درماني و بهداشتي ايجاد كند.

دبير كل جمعيت هلال احمر تصريح كرد: شماره حساب 99999 جمعيت هلال احمر در بانك ملي آماده دريافت كمك‌هاي مردمي براي گرسنگان سومالي است.

همچنين كاردار سفارت سومالي نيز با سپاسگزاري از توجهات مقام معظم رهبري و مردم انسان‌دوست ايران تلاش جمعيت هلال احمر را براي ارسال محموله‌هاي غذايي و بشردوستانه را ستود.

دوست دارم امام خمینی و امام خامنه ای را به همراه خود ببرم


http://mobarez.persiangig.com/ax/lobnan/kashaf.jpg



در اردوی دختران موسسه کشافه المهدی لبنان و در اردوگاه چالوس  که بودیم یک گزارشگر از  2 – 3 تا از خانم ها گزارشی گرفت که من هم از فرصت استفاده کردم و به مصاحبه گوش دادم . متن زیر قسمتی از مصاحبه این دختران لبنانی است .

                                                             


نظر بچه های لبنانی در مورد مرجعیت مقام معظم رهبری چیست ؟
بعد از جنگ 33 روزه جوانان لبنانی به این نتیجه رسیدند که مرجعیت امام خامنه ای بهترین راه می تونه برای رسیدن به موفقیت اونها باشه و امام خمینی و امام خامنه ای برای شیعیان لبنان مرجعی هستند که چون پدری بر ما محبت روا داشتند .  البته بچه های ایران هم در حال حاضر به خوبی و خوشی و امنیت و محبت در کنار هم زندگی می کنند و امام خامنه ای انگار پدری است برای آنها که همیشه به آنها محبت می کند  .

سید حسن نصرالله همچون ذوالفقاری در دستان امام خامنه ای   

                                         

این دختر لبنانی در ادامه گفت امام خمینی ادامه دهنده راه ائمه معصومین بودند و امام خامنه ای همچون شمشیر دوالفقاری بودند در دست ایشان . سید حسن نصرالله هم  البته در این زمان مانند شمشیر ذوالفقاری هستند در دستان امام خامنه ای که می خواهند بوسیله آن جهان را از ظلم پاک کنند .


دوست دارید چه هدیه ای از ایران برای دوستان خود ببرید؟

    http://tebegiyahi.webphoto.ir/photos/te880933.jpg

دوست دارم گلی را به همراه خودم ببرم که نمادی از شهدا باشد .
و دوست دارم امام خمینی و امام خامنه ای را به همراه خودم ببرم چون فکر می کنم که اونها از سربازان اصلی حضرت ولیعصر در زمان ظهور هستند و اونها هستند که می توانند در این زمان سلامتی و امنیت را برای ما به ارمغان بیاورند .


 میزان تاثیر پذیری شیعیان لبنان از انقلاب اسلامی به چه میزان است ؟
فکر می کنم امام خمینی کاری را کردند که واقعاً پیامبران ما دوست داشتند آن کار را انجام دهند و آن برقراری حکومت اسلامی بود که امام خمینی این آرزو را برآورده کردند و این روح و جانی را که امام خمینی از امام حسین (ع) گرفتند، همین روح را جوانان لبنانی از امام خمینی گرفتند که توانستند در جنگ 33 روزه پیروز شوند .       

جوانان ما به امام خمینی عشق می ورزند و در خیلی از زمینه ها مثل ایمان ، عزم و جهاد از او  الگو می گیرند . 

دوست دارید اگر دوباره در سفری به ایران آمدید چه کسانی را همراه خود بیاورید ؟

دوست دارم واقعاً همه بچه های لبنان رو به ایران بیارم تا ایران رو ببینند . بخشندگی و محبت و صداقت مردم ایران و مهمان نوازی ای که بچه های ایران نسبت به اونها داشتند را ببینند .
دوست دارم همه فرزندان لبنانی رو به ایران بیارم تا از نزدیک در حرم امام رضا(ع) معنویت این امام بزرگ که از نسل پیامبر هستند رو حس کنند و از امام رضا(ع) بخواهند که که همه آرزوهایی که امام خامنه ای دارند و انقلاب بزرگی که قرار است امام زمان  (عج) داشته باشند را به تحقق برسانند .

                         http://www.icfi.ir/Files/News/-00000222253333.jpg

نام تـو دعای مستجاب باران


یا بن الحسن نام تـو دعای مستجاب باران ... هر بار که خوانده ام تو را ؛ باریـــدم ...

پدرم! اگر تو در ميان ما نيستي اما پدري مهربان به نام سيدعلي خامنه‌اي داريم

پسر شهيد اسماعيل كرمي از شهداي اخير كردستان در حادثه درگيري با گروهك پژاك در اشنويه، در نامه‌اي به پدر شهيدش نوشته است:

پدرم اگر تو در ميان ما نيستي اما ما پدري مهربان به نام سيدعلي خامنه‌اي داريم هماني كه به ايشان مي‌‌گفتي "آقا ".



محمدباقر كرمي در ادامه اين نامه كه در مراسم گراميداشت شهداي اخير كردستان در سنندج، قرائت شد، آورده بود؛ سلام بر شهدا، سلام بر دست‌هاي قطع شده عباس، سلام بر سيد‌علي و سلام بر پدرم؛ باباي مهربانم نمي‌‌‌‌دانم از كجا شروع كنم، نمي‌‌‌‌دانم از چه بگويم؛ يتيمي درد بيدرمان.

باباي عزيزم خودت يتيم بودي و يتيم بزرگ شدي ما را هم يتيم گذاشتي، امروز چند روزي است كه من را به گونه‌اي ديگر نگاه مي‌‌‌‌‌كنند و مرا با ترحم مي‌‌‌‌نگرند.

پدر مهربان، باباي عزيزم، مي‌‌‌دانم سنم قد نمي‌‌‌‌دهد اما بارها به معناي اسمت اسماعيل فكر كرده بودم، اما هرچه فكر مي‌‌‌‌‌كردم به نتيجه‌اي نرسيدم به جز اينكه اسماعيل يعني كسي كه در راه خدا قرباني مي‌‌‌‌شود.
اي پدر خوشا به سعادتت كه در راه معبودت قرباني شدي و امروز مهمان سالار شهيداني، پدرجان تازه مي‌‌‌فهم كه چرا مي‌‌‌گويند، شهادت لاله‌ها را چيدني كرد.

باباي عزيزم من به وجود تو افتخار مي‌‌‌كنم، باباي خوبم من گفتم يتيمم، اشتباه كردم معذرت مي‌‌‌‌خواهم، درست است كه ديگر تو در ميان ما نيستي اما ما پدري مهربان به نام سيدعلي خامنه‌اي داريم هماني كه به ايشان مي‌‌‌گفتي "آقا "، اي پدر عزيزم ما به تو افتخار مي‌‌‌‌كنيم كه تو را فداي رهبر و آقايمان كرده‌ايم.

بابا جان، عزيزم در غم پرپر شدن تو مادر دل شكسته‌ات مدام اشك مي‌‌‌‌ريزد و مي‌‌‌‌گويد، مگر اسماعيل من از بچه‌هاي حسين بالاتر است، مگر خون اسماعيل من رنگين‌تر از خون حسين (ع) است.
مادر بزرگ اشك مي‌‌‌ريزد و مي‌‌‌‌گويد اسماعيل من فداي حسين (ع)، فداي علي‌‌‌اصغر و فداي امام (ره) و فداي رهبر عزيزمان.

پدر جان عزيزم مهربانم وقتي مادرت اينگونه مي‌‌گويد، من كه فرزند و پرورش يافته تو هستم، چه بگويم، پدر مهربانم اين پيام فرزند تو و فرزند ديگر شهداي انقلاب به دشمنان است.

دشمنان بايد بدانيد اينجا ايران است، محل و زادگاه فرزندان خميني (ره)، اينجا كردستان است جايي كه در بلنداي آن ايستاده و فرياد مي‌‌زنند السلام عليك ايها الانصارالحسين، اينجا كردستان است جاي كه با شهيدانش شناخته مي‌‌شود، پس دشمنان بدانيد تا زماني كه اسماعيل‌ها بر اين خاك راه مي‌روند، نمي‌‌توانند هيچ غلطي بكنند، چرا كه تمامي فرزندان اين مرز و بوم تنها هدف و شعارشان اين است كه رهبرا از تو به يك اشاره از ما به سر دويدن.

پدر خوبم شهادت غيور مردانه‌ات را به تو تبريك مي‌‌‌‌گوييم و تنها هدفمان ادامه راه پرافتخارات است.

معرفي رستم قاسمي خشم رسانه هاي استكباري را برانگيخت


 معرفي رستم قاسمي به عنوان وزير پيشنهادي نفت، خشم رسانه هاي وابسته به آمريكاي جنايتكار و صهيونيسم بين الملل را برانگيخت.



با انتخاب سردار قاسمي به عنوان وزير پيشنهادي دولت براي تصدي وزارت نفت بازتاب گسترده اي در رسانه هاي غربي داشت، اما نكته پر رنگ در اين بازتاب ها قرار گرفتن نام وي در ليست تحريم هايي بود كه هر يك از اين رسانه ها به نحوي به آن پرداختند.

  اقدام رئيس جمهور در انتخاب سردار قاسمي به عنوان گزينه پيشنهادي وزارت نفت امروز 28 جولاي ( 6 مرداد) بازتاب گسترده اي در محافل رسانه اي غرب داشت.

سايت صداي آمريكا با انتخاب تيتر " احمدي نژاد يك فرمانده سپاه را به عنوان وزير نفت پيشنهاد كرد " نوشت: «محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، يك فرمانده سپاه پاسداران را براي سرپرستي وزارت نفت نامزد كرده است.احمدي نژاد روز چهارشنبه رستم قاسمي را به عنوان وزير جديد اعلام كرد.»

اين سايت دولتي افزود: «آمريكا سال پيش تحريم هايي را عليه قاسمي و چهار كارگزار يك شركت ساختماني كه براي ارتش كار مي كنند و زير نظر وي قرار دارند، وضع كرد.»

صداي آمريكا براي سياه نمايي در اين راستا مدعي شد: «وزارت امور خارجه آمريكا گفت آنها در پروژه هايي كه از تلاش هاي ايران براي توليد تسليحات انهدام جمعي حمايت مي كنند و نيز پشتيباني از فعاليت هاي تروريستي[!] دست داشتند.»

دويچه وله نيز در بازتاب اين خبر چنين تيتر زد: "معرفي قاسمي براي وزارت نفت " و در همين خبرمدعي شد: "افزايش سهم سپاه در دولت " و سپس در پوشش سوالي نوشت: « آيا دولت دهم بيش از پيش به سمت نظامي شدن پيش مي‌رود؟»

در ادامه بازتاب خبر "پيشنهاد سردار قاسمي از سوي دولت براي تصدي وزارت نفت "راديو فرانسه نيز نوشت: «قرار‌گاه خاتم الانبيا در طرح‌هاي نفت و گاز كشور در مقياسي گسترده و سنگين فعال بوده و حضور دارد و سردار قاسمي نيز جزء شخصيت‌هاي بلندپايه جمهوري اسلامي ايران است كه به‌عنوان يك مقام فعال در فعاليت هاي هسته‌اي و موشكي تهران مشمول تحريم و مجازات هاي آمريكا، اتحاديه اروپا و استرالياست.»


سايت بي بي سي نيز با پرداختن به اين خبر نوشت: «يكي از فرماندهان سپاه پاسداران ايران كه نامش در فهرست تحريم‌هاي بين‌المللي قرار دارد، به عنوان وزير نفت معرفي شده است. او رستم قاسمي است، مسئول قرارگاه خاتم الانبياء.آقاي قاسمي يكي از چهار وزير پيشنهادي است كه محمود احمدي نژاد پس از ماه‌ها تاخير براي گرفتن راي اعتماد به مجلس معرفي كرده است.»

سايت راديو فردا هم با تكرار اينكه قاسمي در ليست تحريم هاي بين المللي قرار دارد، اظهار داشت: «سرانجام پس از چند روز تاخير، محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهور ايران، چهارشنبه وزراي پيشنهادي خود را براي چهار وزارتخانه بدون وزير به مجلس معرفي كرد.در ميان اين گزينه‌ها مي‌توان به رستم قاسمي، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبيا سپاه اشاره كرد، كه به عنوان وزير پيشنهادي نفت معرفي شده است.»

راديو زمانه هلند نيز با زدن تيتر " ابهام درباره معرفي رستم قاسمي به عنوان وزير نفت ايران " نوشت: « در حالي كه از سرتيپ رستم قاسمي به عنوان جدي‌ترين گزينه وزارت نفت ايران نام برده مي‌شود اما شماري از نمايندگان مجلس مي‌گويند معرفي وي به عنوان وزير نفت باعث «ضربه به سپاه پاسداران» خواهد شد.»

اين سايت با توسل به اخبار روزنامه دوم خردادي اعتماد، نظرات نمايندگان مخالف و موافق در خصوص كانديدا شدن قاسمي را به چهار دسته تقسيم كرده و در بازتاب نظرات دسته سوم كه مخالف اين پيشنهاد بوده اند، نوشت: «گروه سوم مي‌گويند كه مشكل از سپردن يا نسپردن وزارت نفت به يك مقام ارشد سپاه نيست، بلكه نگراني‌شان از وضع تحريم اين چهره مهم سياسي كشور در اتحاديه اروپاست كه سفرهاي وي به عنوان وزير نفت به بسياري از اجلاس‌هاي بين‌المللي و اوپك را با مشكل مواجه مي‌كند و به همين دليل بهتر است از چهره ديگري استفاده شود.»


روزنامه گاردين نيز "تحت عنوان يكي از فرماندهان سپاه به رياست اوپك رسيد " نوشت: «رستم قاسمي كه در ليست سياه[تحريم] قدرت هاي غربي قرار دارد، مي تواند نقش اساسي در قيمت جهاني نفت داشته باشد چرا كه به عنوان وزير پيشنهادي نفت از سوي احمدي نژاد به مجلس معرفي شده است و در حال حاضر هم ايران رياست اوپك را دراختيار دارد و به رغم بحران هاي خاورميانه نقش اساسي در قيمت نفت دارد.»

اين روزنامه ادامه داد: «معرفي قاسمي بعد ازكشمكش هاي سياسي احمدي نژاد بارهبر عالي ايران صورت گرفته است.به نظر مي آيد احمدي نژاد مي خواهد با داخل كردن سپاه در كابينه خود، تنش هاي ميان خود با طرفداران [آيت الله] خامنه اي را كاهش دهد.»

اين در حالي است كه دولت آمريكا پيش از اين علي اكبر صالحي را كه از سوي دولت به عنوان وزير امور خارجه انتخاب شد در ليست تحريم هاي خود قرار داده بود اما با تصدي اين پست از سوي وي تحريم ها بي اثر شد و وي اكنون به راحتي به كشورهاي مختلف تردد مي كند.

نكته جالب توجه در بازتاب خبر " سردار قاسمي پيشنهاد دولت به مجلس " از سوي اين رسانه ها، تناقض گوئي آنها در اين است كه وي در كدام ليست تحريمي قرار دارد.

در حالي كه سايت صداي آمريكا تحريم سردار قاسمي را تنها از سوي آمريكا مي خواند، ديگر سايت رسمي دولت آمريكا يعني راديو فردا به همراه سايت بي بي سي اين تحريم را بين المللي مي دانند، سايت راديو زمانه هلند نيز در اين سردرگمي، تحريم وي را فقط از سوي اتحاديه اروپا معرفي كرده و دست آخر سايت راديو فرانسه برپيچيدگي ها افزوده و مي آورد: «و از سوي آمريكا، اروپا و استراليا مورد تحريم واقع شده است.»

 شماره حساب 99999 هلال احمر نزد بانك ملي براي كمك‌‌هاي هموطنان

دومين محموله كمك‌هاي انساندوستانه جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران جهت مردم سومالي به اين كشور ارسال خواهد شد و در اين راستا شماره حساب 99999 جمعيت هلال احمر نزد بانك ملي ايران شعبه مركزي پذيراي كمك‌هاي نقدي هموطنان است.




به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از جمعيت هلال احمر، در پي وقوع بحران انساني، فقدان مواد غذايي و قحطي در كشور سومالي و در خطر بودن جان هزاران نفر از مردم اين كشور، جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران در آستانه ماه ضيافت الهي، دومين محموله كمك‌هاي انسان‌دوستانه خود را شامل مواد غذايي و اقلام بهداشتي به اين كشور ارسال خواهد كرد.

همچنين در اين راستا جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران آمادگي دارد در ادامه كمك‌هاي ضروري به مردم نيازمند سومالي، ملت شريف و نوعدوست ايران اسلامي را نيز در اين امر خير و خداپسندانه سهيم كند، بدين منظور شماره حساب 99999 جمعيت هلال احمر نزد بانك ملي ايران شعبه مركزي پذيراي كمك‌هاي نقدي هموطنان عزيز خواهد بود.

به گزارش فارس، پيش از اين نيز نخستين محموله كمك‌هاي انسان‌دوستانه جمعيت هلال احمر ايران در فروردين ماه سال جاري وارد موگاديشو پايتخت سومالي شد.


http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=9005051267

مادر شهيد لبناني كه پس از 20 سال مزار تنها فرزندش را زيارت مي‌كند


  مادر شهيد هاشم، بعد از 20 سال دوباره خود را به ايران و مزار فرزندش مي‌رساند؛ و خاك زمزمه دل را مي‌شنود و شهادت مي‌دهد كه مادر به فرزندش مي‌گفت
 «مرا تنها گذاشتي و رفتي؛ من راضي هستم و خداوند هم از تو راضي باشد؛ داغ نديدنت برايم خيلي گران است؛ پس دعا كن خداوند به من صبر عطا كند».



شهيد لبناني «سيد محمدحسن هاشم» از نيروهاي حزب الله لبنان بود؛ شايد بارها پيش آمده بود كه آرزو مي‌كرد در زمان جنگ عراق و شايد دنياي كفر عليه ايران، به رزمندگان اسلام در جبهه‌ها بپيوندند.

هر وفت مادر نماز مي‌خواند بر گوشه دامنش بوسه‌اي مي‌زد و مي‌گفت «مادر براي شهادتم دعا كن». مادر نمي‌دانست منظور محمدحسن چيست. هر بار كه تنها فرزندش چنين درخواستي را مي‌كرد، اشك بر گونه‌اش جاري ‌مي‌شد و مي‌‌گفت «آخر تو تنها فرزند من هستي؛ مي‌خواهي مرا تنها بگذاري؟».
گاهي مادر به او مي‌گفت «حبيبي! ماذا تريد؟» محمدحسن پاسخ مي‌داد «احب استشهاد في سبيل الله».

شهيد محمدحسن چهار ماه قبل از شهادتش ازدواج كرد تا سنت پيامبر اكرم (ص) را به جاي آورد و با دين كامل به ملاقات خداوند برود؛ اما مادر از اينكه فرزندش سر و سامان گرفته خوشحال بود.
اين دلاور خطه «جبشت» لبنان بارها از مادر مي‌خواهد تا اجازه دهد در جبهه ايران حضور پيدا كند؛ اما دل مادر راضي نمي‌شود تا اينكه به مادر مي‌گويد مي‌خواهم به ديدار پدربزرگ در ايران بروم. مادر به اميد بازگشت فرزندش او را بدرقه مي‌كند.

محمدحسن 20 ساله از اينكه مي‌توانست در جبهه ايران حضور پيدا كند، سر از پا نمي‌شناخت؛ خاك فاو نيز خود را آماده كرده بود كه با خون اين شهيد لبناني و ساير رزمندگان اسلام بر سرخي خود ببالد؛ قربانگاه اسماعيل‌ها براي اجراي عمليات «والفجر 8» لحظه شماري مي‌كرد.

مادر براي لحظه‌اي از تنها فرزندش دل بريد؛ آن زمان، زمان پرواز هميشگي فرزندش بود؛ همسر شهيد نيز در رؤيا خبر شهادت محمدحسن را مي‌گيرد و چند روز بعد خبر شهادت تنها فرزند خانواده هاشم پرده از همه رازها برمي‌دارد؛ پيكر محمدحسن در بهشت زهراي (س) تهران به خاك سپرده مي‌شود.

مادر شهيد راه اسلام «محمدحسن هاشم» بي‌تاب ديدن فرزند در منزل جديدش بود؛ بنياد شهيد لبنان اين مادر را پس از ماه‌ها به آرزويش ‌رساند؛ مادر وارد بهشت زهرا (س) تهران ‌شد؛ ديدن اين همه سرباز آرام گرفته بر دل خاك‌، مادر را متأثر كرد؛ در حالي كه با ديدن مزار جوان‌ها و تصوري از به خاك و خون كشيده شدن آنها بر سر و سينه مي‌زد؛ از ميان مزارها عبور ‌كرد تا اينكه به رديف 133 قطعه 34 ‌رسيد.
اين بار مادر بر بالين فرزندش نشست و بر مزارش بوسه ‌زد؛ سلام و احوالپرسي گرمي با محمدحسن ‌كرد؛ با زبان عربي مديحه سر داد و غروب عاشورايي ديگري در بهشت زهرا (س) برپا ‌شد.

خاك زمزمه دل را مي‌شنود و شهادت مي‌دهد كه مادر به فرزندش مي‌گفت «مرا تنها گذاشتي و رفتي؛ من راضي هستم و خداوند هم از تو راضي باشد؛ داغ نديدنت برايم خيلي گران است؛ پس دعا كن خداوند به من صبر عطا كند».
مادر شهيد هاشم، وداع سختي با تنها ثمره زندگي‌اش مي‌كند و راست قامت‌‌تر از هميشه مي‌ايستد. آهسته آهسته از مزار فرزندش دور مي‌شود و دلش را در قطعه 34 جا مي‌گذارد. غير از گريه‌هاي شبانه درِ گوش سجاده، چند قطعه عكس پر از لبخند يك جوان حزب‌اللهي ديگر همه دارايي او است.

مادر شهيد هاشم، سال‌ها از درد فراق بيمار مي‌شود براي شفاي دردش يكبار ديگر به بهشت‌ زهراي (س) تهران مي‌آيد اما نمي‌تواند يوسفش را پيدا كند و به لبنان باز مي‌گردد. بعد از 20 سال دوباره دلش هوايي مي‌شود؛ پرسان پرسان خود را به مزار فرزندش مي‌رساند؛ حال و هواي او چنين مي‌نمود كه نخستين بار است كه بر مزار عزيزش آمده است؛ اما برافراشته شدن پرچم حزب‌الله و تصوير رهبر معظم انقلاب و سيد حسن نصرالله بر مزار شهيد «محمدحسن هاشم» گويي تمام غم‌هاي مادر را از دل برمي‌دارد و اين بار مادر با لبخند رضايت دوچندان با فرزندش تا ديداري ديگر خداحافظي مي‌كند.
اينجاست كه نوشيدن جام زهر امام خميني (ره) و فرمايشات ايشان مبني بر اينكه «جنگ ما يك نعمت بود»؛ نعمتي كه مانند روزنه‌‌اي در تاريكي مي‌درخشد؛ چرا كه اين جنگ، جهان اسلام را در مقابله با جهان كفر برانگيخته بود.

گویا تقدیر این است که من، هم همسر مفقودالاثر بمانم و هم دختر مفقودالاثر!

اشاره: نامه ای که تقدیم کاربران می شود، دل نوشته ای است تکان دهنده از همسر سردارشهید حجت نعیمی(فرمانده اطلاعات و عمليات محور 1 لشكر ويژه 25 كربلا) که عظمت صبوری زنان ایران اسلامی را به تصویر می کشد که چگونه در مقابل سختی ها، صبر را همانند اسوه ی مقاومت حضرت زینب (س) در پیش گرفتند:

آقا حجت! سلام، اگر بگویم از روح و جسمت خبر ندارم حرف صوابی نزده ام! چون بارها وقتی به دیدنم می آیی از مکانی سبز و هودج های نور سخن می گویی! و گلخنده بر لبانت نقش بسته است! و من می دانم که روح ستبرت از ملکوت به دیدارم می آید!

و جسم مطهرت الان سبزینه هورالعظیم است. اگر چه پس از تو یارانت، هم رزمانت به من گفته اند که آب های هور گهواره شهادت تو گشتند! اما با خودم می گویم نکند روح و جسم ات در کنار هم باشند و روزی چشمان پرانتظارم با دیدنت سبز شود.

آقا حجت! خودت هم می دانستی که تو، گلی سرخ از گل های بهشتی! بارها تو را می دیدم که چگونه می خواهی درب زندگی که در آن حبس بودی را با شهادتت باز کرده به ملکوت سفر کنی...!



شوهرم! یادم نمی رود که چگونه بر قبله گاه عشق تمام قامت می ایستادی و نماز شب می خواندی. آن قدر سجده های آخر تو طولانی می شد که من گمان می بردم خوابت برده است! و حتی یک بار از سر عطوفت بر این حالت معنوی تو آن قدر در تعجب شدم که وقتی شانه هایت را تکان دادم به جای تکان خوردن شانه هایت، دستانم لرزید!

ناگهان صدای العفو العفو تو مرا بر سرزمین جایم میخکوب کرد!

آقا حجت! همرزمانت از شجاعت تو برایم زیاد گفته اند. آن ها به من گفته اند که تو چون کوه، در مقابل دشمن می ایستادی! نه تنها هرگز خسته نمی شدی بلکه خستگی را خسته می کردی!

همدم عزیزم! آن روز که با تو بر سفره عقد نشستم و به این سنت نبوی پای بند شدم می دانستم که عروس تو در دنیا من نیستم بلکه عروس واقعی تو شهادت است! اما چه کنم با این که می دانستم تو اهل ملکوتی اما مهرت، محبت ات آن قدر در خانه دلم نشست که همان لحظات کوتاه و معنوی با تو بودن را، برای ذخیره آخرتم غنیمت دانستم.

دلبندم! اگر تو پرواز کردی به حقت رسیده ای و من از این که تو به حقت رسیده ای خوشحالم!

هر وقت یاد تو را در سرزمین دلم زنده می کنم برای این که در دل بی قرارم تسکینی بیابم برمزار هم رزمانت یعنی حاج حسین بصیر و محمد حسن طوسی می نشینم و از آن ها با اشک دیدگانم از تو سراغ می گیرم، چون معتقدیم شهیدان را شهیدان می شناسند!

نعیمی عزیز! دلم برای مهربانی های تو تنگ شده است و دلم برای به یاد خدا بودن تو پرپر می زند!

اگر چه سفارش های تو را که همیشه به من می فرمودی: بعد از رفتن من مبادا احساس تنهایی کنی و صبر پیشه کنی که خدا صابران را دوست دارد را اصلاً فراموش نکرده ام!

حجت عزیز! حالا دیگر جنگ تمام شده است، تعدادی از هم رزمانت که با تو بر خاک های جنوب به سجده عشق، پیشانی ساییده بودند از سفر بازگشتند اما گویا تقدیر آن است که من، هم همسر *1 مفقودالاثر بمانم و هم دختر مفقودالاثر*2 !.

خیلی ها با دو چشمان خود انتظار یک نفر را می کشند اما من با دو چشمانم که حالا دیگر اشکی برایش نمانده انتظار دو نفر را می کشم. یعنی بابا و تو!

بابای عزیزم و آقا حجت دلاور! به هر دوی شما می گویم: خیالتان راحت باشد. هرگز از هیچ چیز و هیچ کس گلایه ای نداریم چون شما را قربانیان راه خدا می دانیم و مطمئن هستیم که با خوب کسی معامله کردیم! خریدار شما خدا بود و بس!

این ها را گفتم امّا قلب کوچک من هم چون از جنس ماده است و برای ماده ظرفیتی محدود قائل شده اند، چه کنم که آسمان دلم ابری است! بگذارید با همین کتیبه ها، ابرهای باران زای دلم را از آسمان وجودمان بزداییم. بابای عزیزم و یار دلبندم حجت جان! گاهی اوقات آن قدر نبودتان در من اثر می کند که با خود می گویم ای کاش قطره آبی بودم و به هور ملحق می شدم تا از آنجا سراغتان را بگیرم، بگویم که امان از فراق و امان از جدایی!

حجت جان! تو رفتی و آن چه که برایم باقی گذاشتی، گل واژه های خاطراتت هست که تسلای دلم می باشد اگر چه هنوز رفتنت را باور ندارم و هر روز تنگ غروب، نگاهم را به در خانه می دوزم که شاید تو را با آن لبخند همیشگی ات ببینم که از غربت درآمدی و پای بر عمق وجودم گذاشتی.

به امید روزی که بیای

همسر چشم انتظارت ...


زندگینامه شهید

در يک خانواده کشاورز و مذهبی در شهريور 1344 در روستای "فيروزکلا" درشهرستان "آمل" به دنيا آمد. او سومين فرزند خانواده نعیمی بود. در شش سالگی ودرمهرماه 1350 وارد دبستان روستای محل زندگی اش شد. پس از پايان تحصيلان ابتدايی در سال 1356 در مدرسة راهنمايی شهيد بهروز غلامی (فعلی) در"پاشاکلا" مشغول تحصيل شد. در زمان اوج گير انقلاب اسلامی در سال 1357 با وجود سن کم در فعاليتهای انقلابی شرکت داشت. پس از پيروزی انقلاب و تأسيس بسيج عضو ويژه بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی "آمل" شد.

پس از پايان تحصيلات راهنمايی، دوره متوسطه را در دبيرستان هفتم تير روستای "پاشاکلا " آغاز کرد. در سال اول نظری بود که در سال 1361 به جبهه های غرب اعزام گرديد. سال اول متوسطه را در دبيرستان اقبال "لاهوری"در" سقز " به پايان رساند. بيش از يک سال در جبهه های "کردستان" و در واحد اطلاعات و عمليات قرارگاه حمزه سيد الشهداء(ع) حضور داشت.



مدتی پس از بازگشت از جبهه های غرب، عازم جبهه های جنوب شد و در گردان يا رسول اللّه (ص) از لشکر 25 کربلا مشغول خدمت گرديد. پس از مدتی به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و در واحد اطلاعات و عمليات لشکر 25 کربلا مشغول شد. مدتی بعد به مسئوليت تيم گشت وشناسايی منصوب گرديد. در مسايل نظامی هميشه با نيروهای خود مشورت می کرد و در آموزش استاد بود و با تسلط مسايل اطلاعات و عمليات را به نيروها تدريس می کرد. در واحد اطلاعات عمليات ابتکار زيادی داشت و در نقشه خوانی و کاربرد قطب نما کسی مثل او در لشکر 25 کربلا وجود نداشت.

او زندگی خود را وقف جبهه و جنگ کرده بود؛ در تمام عمليات لشکر 25 کربلا حضور فعال داشت. بارها مجروح شد ولی هيچگاه خانواده اش را از اين امر مطلع نکرد. يک بار بر اثر اصابت ترکش به صورت و فک چند دندانش را از دست داد و پانزده روز در يکی از بيمارستان های مشهد بستری بود. وقتی که به خانه رفت مادرش از ناله های او متوجه مجروحيت او شد. وقتی به مرخصی می آمد مردم را به شرکت در جبهه سفارش می کرد. به ياد ماندنی ترين سخن او در ذهن مردم اين بود که چگونه وقتی در عزاداري های سالار شهيدان شرکت می کنيد، افسوس می خوريد که ای کاش در کربلا بوديد و به ياری امام مظلوم می شتافتيد. بدانيد که الان همان زمان است و امام حسين نيازمند ياری شماست.


در يکی از اعزام ها وصيت نامه خود را نوشت .

پس از عمليات کربلای 1 به عنوان مسئول اطلاعات و عمليات محور 1 لشکر 25 کربلا منصوب شد. در شهريور ماه 1366 به اصرار خانواده تصميم به ازدواج گرفت.

پس از برگزاری مراسم عقد، حجت اللّه به جبهه های نبر عزيمت کرد. در همين ايام در يکی از مناطق عملياتی پسر عمه اش مفقودالاثر شد. يکی از همرزمانش می گويد: بعد از اين حادثه وقتی که به حجت اللّه گفته می شد کی عروسی می کنی؟ می گفت: تا پيکر پسر عمه ام را پيدا نکنم مراسم عروسی را بر پا نخواهم کرد. حجت اللّه پس از شهادت سردار طوسی مسئول اطلاعات عمليات لشکر 25 کربلا به اصرار همرزمانش بخصوص شهيد گلگون مسئول محور 2 اطلاعات و فرماندهی اطلاعات و عمليات لشکر 25 را پذيرفت. به دنبال آن در عمليات والفجر 10 مسئوليت کل شناسايی را به عهده داشت.

در بهار 1367 به مرخصی رفت تا مقدمات برگزاری مراسم ازدواج را فراهم کند. در همين زمان از لشکر 25 کربلا از وی خواسته شد در اسرع وقت خود را به منطقه جنگی برساند. مرخصی خود را نا تمام گذاشت و به مناطق جنگی بازگشت. دشمن شروع به تک های سنگين در جبهه ها کرده بود. حجت در هنگام حملات سنگين دشمن در مناطق شلمچه و جزيره مجنون حضور داشت. پانزده روز قبل از پذيرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ايران در 27 تير 1367، در نبردی سنگين با دشمن بعثی در جزيره مجنون با تمام توان جنگيد. دشمن در اين منطقه از گلوله های شيميايی استفاده کرد و منطقه را آلوده ساخت.


در فيلمی که از سوی کويت به ايران ارسال شده بود، حجت را نشان می داد که با زيرپوش راه راه که هميشه می پوشيد و همان چفيه نصف شده در عقبه جزيره مجنون به اسارت دشمن در آمده است. اما بعدها عراقی ها او را در همان عقبه جزيره مجنون به شهادت رساندند.

سردار حجت اللّه نعيمی پس از سالها حضور مستمر در جبهه های جنگ به شهادت رسيد. پيکر او نيز سالها در مناطق عملياتی باقی ماند تا اينکه توسط گروه تفحص شهدا در عقبه جزيره مجنون شناسايی شد و به زادگاهش "آمل" انتقال يافت. جنازه اين سردار شهيد چون کمنام بود غريبانه تشييع و به خاک سپرده شد.



وصیت نامه شهید

... سلام بر روزی که متولد شدم و روزی که مي ميرم و دوباره زنده می شوم. هر روز که خورشيد در پس کوهها پنهان می شود، گويی که ما از دنيا رفته ايم و ليکن روز ديگر با طلوعش حيات را در خود احساس می کنيم. همگی در کام مرگ فرو خواهيم رفت و اين واقعيتی انکار ناکردنی است. اما خوشا به حال آنکه اين غروب حقيقيشان نيست و در طلوع و تسخير شادمانه و شادند . . .

امروز نبرد مقدسی که ملت مسلمان ما با صدام و حزب بعث ودر حقيقت اتحاد نا مقدس استکبار جهانی دارند علاوه بر آن که به وظيفه انسانی و وجدانی خود عمل می کند (دفاع از خاک ميهن اسلامی) با اين وسيله فضای توحيد را نيز آزاد ساخته و زمينه حاکميت توحيد را در عراق فراهم آورده و برای نجات مستضعفان آن مرز و بوم جان نثاری می کنند. هدف ما در اين نبرد مقدس نابودی شرک و گسترش آيين الهی و نجات مستضعفان عراق است، ان الصبح لقريب (همانا صبح نزديک است). آری امروز اسلام است که در برابر کفر ايستاده و مقاومت می کند و جنگ ما جنگ اسلام با کفر است نه جنگ عرب و عجم. برادرکشی نيست بلکه کافرکشی است و آنان که آرزوی شرکت در جنگهای رسول خدا (ص) را داشتند بدانيد که امروز اين آرزو تحقق يافته و فرزند رسول خدا (ص) در جبهه های حق و آرزوهايش صادقند. آنانکه ساليان سال در زيارت نامه حضرت امام حسين (ع) می خوانند: ياليتنا کنا معکم فأفوز فوزأ عظيم (ای کاش ما با شما بوديم تا به فوز بزرگ می رسيديم.) بدانند امروز زمينه آن فوز عظيم فراهم آمده است. کربلای امروز ما جبهه ايست نه در هزار کيلومتر بلکه وسعت آن اقتدار تاريخ است و جبهه امروز ما سابقه چهار ساله ندارد که دارای سابقه ايست بس طولانی به طول فاصله حق تا باطل . . . من می روم تا لبيک بگويم به ندای حسين زمان امام امت و راهی را باز کنم برای پيروان امام حسين (ع)؛ می روم تا فرعون و فرعونيان زمان را از زمين به زباله دان تاريخ بيندازم . . .

سوگند به خون شهدا هرگز عهدی را که با خدای بسته ام اگر در آتش بسوزم و خاکستر شوم نخواهم شکست و هرگز از هدف مقدس خود دست بر نمی دارم و قسم به آن کس که جان من در قبضه اوست ،هزار مرتبه در ميدان پيکار به خاک و خون غلتيدن از مردنی که بر روی بستر صورت گيرد گواراتر و شيرين تر است. پس شما از بابت من نگران نباشيد و اين مايه شکر و افتخار برای من و شماست که در اين راه به درجه شهادت برسم.

مادر گرامی! الان که من در اين نبرد عليه دشمنان قسم خورده اسلام شرکت می کنم ، داغی را در دلتان گذاشته ام و تو ای مادر مهربان و عزيز! من می دانم که برای آمدن من از جبهه روز شماری می کنيد و الان در مجلس عزای من نشسته ای و به طور ظاهری گريان و نالان هستی. اما چه کنم خدا مرا به مهمانی دعوت کرده است و من عاشقانه به ملاقات خدا شتافتم.

مادر عزيزم! پسرت رفت به محراب کربلای ايران، خوزستان داغ تا شايد درد حسين را با تمام گوشت و پوستش حس کند. پدر عزيزم! می دانم که برای من زحمت های فراوان کشيده ايد و مرا به اين سن رسانده ايد، در حالی که من حتی ذره ای از زحمات شما را جبران نکردم اما اين را بدانيد که در اين موقعيت و وضعيت فعلی که تمام کفر در مقابل اسلام به ستيز مشغولند اسلام به من بيشتر احتياج داشت و من آگاهانه خون خود را تقديم اسلام کردم و شما ديگر سيمای ظاهری مرا نمی بينيد. پدرم! پسرت رفت تا شايد بوی خون حسينی به مشامش برسد.

برادران گرامی من! خيلی علاقه داشتم که در جوار شما باشم اما جبهه مقدم بر تمام اين تمايلات می باشد و از اينکه برای شما خوب برادری نکردم مرا عفو کنيد و شما را به خداوند بزرگ می سپارم. برادر شما رفت تا شايد با خون ناقابلش راه کربلا را برای تمام دلهايی که هوای کربلا دارند ،باز کند.

خواهران عزيز و نور چشمانم! می دانم با شهادت من می سوزيد و در نبود من و از اينکه سيمای ظاهری مرا نمی بينيد گريان و نالان هستيد، اميدوارم که راه زينب را پيشه کنيد و صبر داشته باشيد.

خواهرانم! برادرتان رفت تا شايد بتواند به سر بريده حسين (ع) بوسه زند.

http://karbalaey110.persiangig.com/image/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%20%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C110/%D8%B4%D9%87%D9%8A%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%AA%20%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%20%D9%86%D8%B9%D9%8A%D9%85%D9%8A.jpg

از امت حزب اللهی می خواهم که حضورشان را در صحنه حفظ کنند و در کارهايشان به خداوند توکل کنند. جبهه ها، شهداو امام را فراموش نکنيد. خواهران حزب اللهی با حجاب خود اين سد آهنين در مقابل توطئه های استکبار جهانی و ايادی داخلی آنها باشند و ثابت کنند ننگ را نمی پذيرند. از دوستان و رفيق ها و آشنايان و فاميلها می خواهم که هميشه به ياد خدا بوده و جبهه و جنگ را سر لوحه کار خودشان قرار داده و به فعاليتهای پيگير خود ادامه داده و در مقابل چهرهای فساد و نفاق شديداً مبارزه کنيد . . . حجت اله نعیمی

پاورقی

*1:پيکرسردار شهید حجت الله نعیمی سالها در مناطق عملياتی باقی ماند تا اينکه توسط گروه تفحص شهدا در عقبه جزيره مجنون شناسايی شد و به زادگاهش "آمل" انتقال يافت. پیکر مطهر اين سردار شهيد چون گمنام بود غريبانه تشييع و به خاک سپرده شد.

*2:

شهیدحاج عزيز اللّه باقری پدر این همسر مکرمه شهید، همزمان با عمليات کربلای 1 در يک عمليات ايذايی درهور العظيم به شهادت رسیدو مفقودالاثر شد


یادش گرامی، روحش شاد

تشييع پيكر شهيد عمليات تروريستي پژاك در گچساران


سروان پاسدار شهید قاسم قاسمی " و " سروان پاسدار شهید قاسم احمدی " دو شهید کهگیلویه و بویراحمدی هستند که بعد از همرزمان خود " سرهنگ پاسدار سید عبدالمحمد خرم روز" و " سروان پاسدار سید حبیب آرام زاده " در نبرد با گروهک ضدانقلاب پژاک شربت شهادت را نوشیدند.چشم پوشی مسئولان اقلیم کردستان عراق، در قبال گروه تروریستی پژاک در حالی است که اعضای این گروهک نه تنها در کردستان عراق به صورت آزادانه تردد می‏کنند، بلکه فرودگاه اربیل به عنوان اصلی‏ترین پایلوت جابجایی نیروهای پژاک به صورت هوایی به حساب می‏آید.http://yasouj.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=7425