با خیمه های سوخته معجر درست كرد ،ممنون ابتكار درخشان زینبیم...
بـه دنبال دلیلـﮯ محكم قدم مـﮯ زد
كوچـه هاے شهر عوض شده بود
همـه جا سیاه !
پرچم ها، پارچـه ها، خانـه ها...
با خودش گفت :
"چـه فلسفـه ای زیباتر!
تا ابد سیاه پوش حسین (ع) مـﮯ شوم"
دخترك تصمیمش را گرفته بود...
+
با خیمه های سوخته معجر درست كرد ،ممنون ابتكار درخشان زینبیم...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:54 توسط نسیم
|
كوچيده اي.... مگر صبرتان كجاست؟